گالری تصاویر "زهرا درویشیان"

         
عکس
نام :   داشت کم کم عادت می کرد (امتیاز : 56)
عکاس :   زهرا درویشیان (امتیاز : 4596)
نوع دوربین :   Canon
مدل دوربین :   Canon IXUS 870 IS
نظرات :   36
بازدیدها :   2173
تاریخ ارسال :   ۰۶ آبان ۱۳۸۹
علاقه‌مندی‌ها :   4
دسته‌بندی سايت :   پرتره , فتو آرت
توضیحات عکاس

"۰۸:۱۲ ۰۶ آبان ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (2) | نیما مقیمی (6527)

این عالیه ،
یه پرتره که به جای ظاهر ، فقط درون آدمو نشون می ده
نمی دونم چرا هرچی عکس این جوری از شما می بینم یاد ((سال 6)) می افتم .
اون سفیدی ها انگار دارن کهولت زودرس رو می گن و .......

"۰۸:۱۲ ۰۶ آبان ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (0) | زهرا درویشیان (4596)

va chi?
"۰۹:۲۵ ۰۶ آبان ۱۳۸۹" | مفید (7) | امتیاز (2) | شاهین غفاری (2714)

داشت كم كم عادت مي كرد...
به چي؟
اين اولين سئوالي است كه بيننده پس از ديدن عكس با دست به گريبان مي شود.
از اين رو به نظر مي رسد با عكس و عكاسي مولف سر و كار داريم..
پس از جستجو و تفحص در تصوير با پرتره اي با ظاهري گرافيكي و تصاويري مبهم مواجه مي شويم كه به سختي مي توان از آن به عادت مشخصي از ذهنيات و خلق و خوي تصويرگرش پي برد از اين رو مولفه اي است غامض و پيچيده و سرشار و متاثر از رنگ و رويي روانشناختي.
گويي پاسخ به اين سئوال غامض را تنها در غالب دسته اي از عكس هاي عكاس مي توان يافت. جايي كه امضاي عكاس لازم است و شناخت او در پس كليت كارهايش دست يافتني است.
پس بيهوده نيست كه چنين تصاويري در مجموع در قالب تك عكس امكان ديده شدنشان به خوبي ميسر نمي شود.
جز اينكه نام و اسم عكاس در زيرش آورده شود و دوست داران كارهايش او را در مجموعه عكس هايش واكاوي كنند.
...
به انتظار مي نشينيم تا ببينيم مولف به چه چيز داشت كم كم عادت مي كرد؟
هر چند شايد اين مقوله به سادگي اتفاق نيفتد.
پايدار باشي
"۰۹:۳۰ ۰۶ آبان ۱۳۸۹" | مفید (5) | امتیاز (2) | احد مداحی (2334)

سلام

فتو آرتی زیبا که جلوای بصری و تقابلی زیبا از پرتره ای رعب انگیز را به رخ میکشد ....

فصلی زیبا از یک واقعیت تلخ ...........

عالیست

پایدار باشید
"۰۹:۳۰ ۰۶ آبان ۱۳۸۹" | مفید (3) | امتیاز (3) | علیرضا حاجی حسنی (638)

سلام به شما عکاس بزرگوار.
هویت عکاس را می توان از این اثر حدس زد.
عکاس در این اثر هم در راستای آثار قبلی (اگر حدسم درست بوده باشد)، از ایده های مدرن و پست مدرن پیروی می کند و در جست و جوی راههایی برای سنت شکنی در القای مفهوم، این ادیت منحصر به فرد را بر می گزیند. رنگهای گرم و بافتهای خشن، همگی گویای نوعی دغدغه است. دغدغه های ذهن عکاس که حقیقتاً قالبی درخور را برای عرضه انتخاب کرده است.
اثریست تحسین برانگیز و منحصر به فرد و مملو از حس.

تبریک و تشکر.
موفق و پیروز باشید.
"۱۲:۱۹ ۰۶ آبان ۱۳۸۹" | مفید (3) | امتیاز (2) | امید جعفری (505)

سلام و عرض ادب//
ادیت خلاقانه ، آنچه که طبع های سنت شکن تشته آنند.
تبریک برای قدم گذاشتن در این عرصه .
استفاده از مد رنگی و بافتی که پرتره را معلق میکند میان رئال و سورئال ، بسیار خوب اجرا شده است.
و اما عنوان شاید مهم ترین دعوت کننده به اندیشیدن است..داشت کم کم عادت میکرد..شاید عکاس داشت کم کم عادت میکرد و سعی کرده است هنجار شکنی کند تا مارا نیز به شکستن عادت چشمانمان دعوت کند.
ممنون //شاد زی
"۱۲:۵۲ ۰۶ آبان ۱۳۸۹" | مفید (3) | امتیاز (2) | ---- یاسمین ---- (508)

سلام دوست عزیز

فتو آرتی زیبا که جلوای بصری و تقابلی زیبا از پرتره ای رعب انگیز را به رخ میکشد ....

فصلی زیبا از یک واقعیت تلخ ...........

عالیست

Best wishes for younull
"۱۴:۴۸ ۰۶ آبان ۱۳۸۹" | مفید (5) | امتیاز (2) | پریسا شادمان گهر (784)

فتوآرت زیباییست.
آمیزه ای از عکس و نقاشی و گرافیک که در این میان , به نظر من , سهم عکس بسیار اندک است!

تصویر مفاهیم عمیقی را به نمایش گذاشته و به نوعی حضور زن در جامعه را به روش خود توصیف می کند.
تقابل رنگ قرمز و رنگ خاکستری زمینه نوعی تضاد میان زن و جامعه را نشان می دهد و تنهایی زن را , پررنگ و جسورانه , به تصویر می کشد.
خطوط خشن که از صورت زن عبور کرده اند شاید لطافت زن را مورد حمله قرار داده و خشونت را در او بیدار کرده اند !
و در این میان با نگاهی به عنوان اثر , پرسشی بی پاسخ در ذهن بیننده نمایان می شود : عادت به چی ؟؟؟
نه ! زنی که در این تصویر است هرگز نمی تواند به این همه خشونت و سردی و تنهایی عادت کند ...
"۱۴:۵۱ ۰۶ آبان ۱۳۸۹" | مفید (8) | امتیاز (3) | محسن رشیدی (7843)

درود

اشکال واضحی در تصویر دیده نمی شوند و در میان این همه بهم ریختگی فقط چهره ی زنی را می توان متصور شد که با سرخی غلیظی از فضای خاکستری اطراف اش بیرون زده
تیرگی و نبود چشمانش هویت اصلی اش را از نظرمان پنهان کرده و در اطراف نیز هیچ المانی وجود ندارد که با وضوح و صراحت از شخصیت وی پرده بردارد
به نظر می آید که خالق اثر هر نوع تفکری را که مد نظر داشته در قالبی احساسی و انتزاعی به کار برده تا خطوط و رنگ ها جملات شاعرانه را ظریف و دقیق بیان کنند.

ارادتمند شما م ح س ن
"۱۶:۳۶ ۰۶ آبان ۱۳۸۹" | مفید (3) | امتیاز (0) | میلاد قطبی (72)

یک فتو آرت عالی!
نظر دادن و موشکافی کردن این سری عکس ها جای بحث زیادی تا حتی نوع تفکر عکاس در حیطه ی کاریش میخواهد!
تصویری زنی که صورتش انگار از فرط عصبانیت و یا حتی انعکاس آتش در صورتش به خرابی های نگاه میکند که شاید هم کار خودش باشد که الان پشت سری خط هایی همچون میله است!
و شاید هیچ کدام از اینها نباشد و نوعی تبعیض جنسیتی!
کار خوب و مفهوم گرایی شده!
همیشه موفق و اصیل باشید
با احترام
"۱۸:۳۳ ۰۶ آبان ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (0) | حامد منوچهری (318)

تضاد رنگ های سوژه و زمینه بیشتر از هر چیزی من رو جلب کرد. زیاد نقد کردن رو بلد نیستم. ولی این عکس به طور تکان دهنده ای تاثیر گذاره.

ممنون
"۲۰:۲۴ ۰۶ آبان ۱۳۸۹" | مفید (8) | امتیاز (3) | امید امیدواری (1727)

سلام...

عنوان عكس را مي توان راهي براي ورود به عكس و آگاهي از چيستي و درباره گي عكس دانست ، به نظر ميرسد عكاس دست اشاره را به سوي خود دراز مي كند و از خودش مي گويد .
با شناختي كه از هنرمند عكس داريم اين عكس را ادامه سلف پرتره هاي ديگر او مي توانيم قرار دهيم اما عكس در مقام تجليل از شخص هنرمند قرار نمي گيرد ، چهره مخدوش و رنگها ي گرم و كنتراست بالا نويد پيامي خوب را نمي دهد! نشانه هايي از اعتراض و عدم ناسازگاري يك زن _زنان_ در آن ديده مي شود!

موفق باشيد.
"۲۲:۵۰ ۰۶ آبان ۱۳۸۹" | مفید (3) | امتیاز (2) | محمد جواد شفیعیان (9750)

با سلام..
چهره تبناکی در میان تشویش ذهن گرفتار...
تلاطم نگرانی در یک لحظه هجوم می آورد...
گویی غرق می شوم در لحظه نبودن..
فرار از بودن را با خاموشی چشمهایم جمع می زنم..
این لحظه ها ترکی در روح نازک حس به وسعت تنهایست
با آرزوی بهترینها برای شما
+2



"۲۲:۵۸ ۰۶ آبان ۱۳۸۹" | مفید (12) | امتیاز (3) | علیرضا میرزایی (1433)

قواعد بازی عوض شده است ؛
ترفندهای موسیقیایی وارد شعر شده اند / رمانها سینمایی رفتار میکنند
عکاسی و شعر تبدیل به دوقلوهای افسانه ای شده اند و حاصل فرزندی مبارک به نام عکاشی است
سینما و عکاسی هنرمندی بزرگ بنام gregory crewdson شده است
و همچنین روایت و عکس نیز (کتاب پرسه در حوالی زندگی)
دنیای متن همچنان پیشرو است و فضایی دمکراتیک برای تجربه های جدید
و این عکس محصول همنشینی عکاسی و گرافیک و نقاشی است و در هر سه میگنجد و در هیچکدام نمیگنجد اگر از قواعد جدید بی خبر باشیم
لابیرنتیست برای تاویلهای پلورال و شالوده شکن  در هر سه هنر
و این یکی از هزاران فرزند تازه به قول فرانسوا لیوتار رخداد و ضعیت نابهنگام و نا ایستای پست مدرن است با تکیه بر تجربه هنر مدرن
چرا که هم وامدار کوبیسم Picasso است هم وامدار سورریالیسم Salvador Dali
هم به AndyWarhol پهلو میزند هم به pop art ها
هم سلف پرتره های Cindey Sherman را به خاطر میآورد هم رنگهای خلص نقاشیهای Amedeo Clemente Modigliani
و بسیاری ارجاعات دیگر
سپاس از مدیر محترم هنری گالری برای انتخاب این اثر زیباو نقد شیوا و آموزنده
و تبریک و سپاس از خانم درویشان برای اشتراکاین آثار بی همتا
سرفراز باشید
۳+
"۰۳:۳۹ ۰۷ آبان ۱۳۸۹" | مفید (5) | امتیاز (2) | روح اله ایزدشناس (1670)

باپوزش از بزرگانی که گفتنی های آموزنده وکافی را در مورد این ثبت بیان فرمودند.

گرچه درثبت ها وسلف پرتره های قبلی عکاس محترم، نجوای اعتراض ودرلفّافه گفتن راشاهدیم - اما این بارواین عکس واضح ولی عیر متعارف بیان می کند :"ر نامتجانس بودن زن در محیط زندگی خویش را جنانکه جناب مدیرمحترم گالری اشاره فرمودند.


تشکراز جناب علایی عزیز بخاطر این معرفی زیبا وهم بیان نکاتی آموزشی توسط ایشان
.وهم تبریک وسپاس از عکاس محترم بخاطر این اشتراک نغز وبدیع شان.
موفق باشید
"۱۰:۵۲ ۰۷ آبان ۱۳۸۹" | مفید (5) | امتیاز (2) | مهدی تکلّـــو (2660)

1547...

اگر چه واژه ي پرتره در دسته بندي جاي خوش كرده است من اما به شخصه آن هنگام كه مي بينم حجمه هاي احساس عكاس به طرز نقاشي گونه اي در كادر جاي گرفته در مي يابم كه اتمسفر معنايي و عميق ثبت در مرزهاي پرتره نمي گنجد و اگر چه پاهاي عكس در ميدان پرتره قرار گرفته اما روح اين عكس در عرصه ي عكسهاي مفهومي و زيبايي شناسيك پرسه مي زند .
كادر عمودي جايي است دنج براي فرم اين صورت . اما شور سياهي ها و تشويش هاي اطرافش اين فضا را تنگ تر و تلخ تر كرده است . سياهي هايي كه شايد استعاره اي است از دنياي پيرامونش . رنگ صورت علاوه بر اين كه مايه ي تفكيك بهتر چهره از بكگراند شده است بار معنايي پذيرفته و مخاطب از رنگ قرمز پر كانتراستش دچار ترس مي شود و تشويش دروني و ترس و غربت وي را لمس مي كند .

متشكرم خانم درويشيان بابت اشتراك چنين آثاري
تشكر از مدير هنري گالري براي ديدن چنين آثاري
"۱۲:۳۴ ۰۷ آبان ۱۳۸۹" | مفید (4) | امتیاز (3) | محمدامین صاحب پور (3160)

سپاس زهرادرویشیان گرامی :
ثبتهای humor عالی میگیری
اندیشه نابی دارید
این سرخی و پرتره زن و عنوانتان واقعا خیلی از مفاهیم را القا میکند
این سرخی و این حس دردمندی و این نداشتن چهره واضح موجب به چالش کشیدن اساس برای بیننده میشه

شاید هم عاشقی و مهر را القا میکند
به نظرم همه مفاهیم یک جا در ثبتت مشهود است
این افکت رفلکت گونه هم جالب توجه شده و کمک اساسی به مخدوش بودن این مفاهیم کرده
پاینده باشید
+3
"۱۳:۱۶ ۰۷ آبان ۱۳۸۹" | مفید (5) | امتیاز (2) | لیلی عـبـدالـهی (857)

صادقانه کمی از چشم هایش می ترسم...

با این که سیاهی رو دوست دارم تاریکی رو اما چشم ها دارن چیزی رو انکار میکنن چیزی رو که خودشون دارن فریادش میزنن

داشت کم کم عادت می کرد خوبه یا بده؟این سرخی....

مرسی برای این زیبایی

"۱۳:۱۶ ۰۷ آبان ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (0) | زهرا درویشیان (4596)

خوبه یا بده؟ا
همینه. داشت عادت می کرد
"۱۴:۱۵ ۰۷ آبان ۱۳۸۹" | مفید (6) | امتیاز (2) | محمد رضا گودرزی (3885)

افکار اوهام آمیزی حول سوژ اصلی کارت می چرخد
دغدغه های نقاشی ها و اشعارت راه به قاب تصاویرت باز کرده اند

و دویاره این شدت ویران کننده سرخ را شاهد هستیم


ممنون
"۱۵:۰۵ ۰۷ آبان ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (0) | مهدی بهرامی (149)

درود

فتو آرتی زیبا و تامل بر انگیزی است

داشت کم کم عادت میکرد
چشمها عادت کردند که نبینندوسیاه شدند
گوشها عادت کردند که نشنوند و سیاه شدند
و بینی نیز عادت کرد که بو نکشد چیزی را
اما با سر و اندیشه ام چه میکنید
با سیبی که در سرم است چه میکنید؟ شاید زرد شده باشد اما سرخی چهره ام هنوز از همان سیب سرخی است که در نگاه تو بود، من سرخ از گونه های توام، با عشقی که در من است چه میکنید.....

دوستان بسیار زیبا گفتند
این عکس محصول عکاسی ، نقاشی، گرافیک است اما من دوست دارم بگویم که این عکس بسیار بیشتر از اینها وامدار شعر و شاعرانگی است که مولف داشته و چه زیبا و بسیار بلند تر از ان همه ی انها که فقط قلم میفر سایند حرفش را زده است ،آیا هنر جز این است ؟؟؟؟

با تشکر از شما بابت ارسال و عرض معذرت از زیاده گویی
نگاه متفاوت و جسارت شما در ایجاد چنین اثری ستودنی است

موفق باشید//مهدی بهرامی +3

"۱۵:۰۵ ۰۷ آبان ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (0) | زهرا درویشیان (4596)

این عکس محصول عکاسی ، نقاشی، گرافیک است اما من دوست دارم بگویم که این عکس بسیار بیشتر از اینها وامدار شعر و شاعرانگی است که مولف داشته و چه زیبا و بسیار بلند تر از ان همه ی انها که فقط قلم میفر سایند حرفش را زده است ،آیا هنر جز این است ؟؟؟؟

ممنون. حرفتون هم دلگرمی میده و پشتیبانی
دیگه بعد این همه سال کار در رابطه با شعر و عکس و نقاشی از هم جداشدنی نیستن این سه یار برای من. جالبه که در مورد فیلم هام اینو زیاد میشنوم و این خوبه. بهم میگه گم و گور نشدم تو این آبشار مهیب دیوانه!
"۱۵:۲۵ ۰۷ آبان ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (2) | امیر عنایتی (5632)

سلام خانم درویشیان ..........

افکار اوهام آمیزی حول سوژ اصلی کارت می چرخد
دغدغه های نقاشی ها و اشعارت راه به قاب تصاویرت باز کرده اند

و دویاره این شدت ویران کننده سرخ را شاهد هستیم


ممنون از ارسال و تبریک ..........
"۰۰:۰۴ ۰۸ آبان ۱۳۸۹" | مفید (4) | امتیاز (2) | احسان قنبری فرد (9266)

پردازش لایه ای تصویر القائات مختلفی را به بیننده ارائه میکند که با توجه به استفاده از دو گونه مختلف رنگی تجزیه آنها را از نگاهی آسان میکند.
زن عنصر مجزا ، اصلی و متاثر از سایر محتویات کادر به شمار میآید که رنگ قرمز تند اعمال شده بر چهره اش در نمایاندن این محوریت در تصویر موثر و موجه است.
سایر برداشتهای قابل انتصاب به این رنگ قرمز شامل عواطف شدید، خشم و حتی گریزی اندک به معنایی متاثر از خون نیز هر یک به میزانی در ثبت و در هرمنوتیک همراه با آن قابل الصاق و ارائه است.
استفاده عامدانه از بک گراندی سرد، که به گونه مشخصی از المانهایی تکراری تشکیل یافته است تاکیدی است به آنچه در پیرامون این موجود فضایی نه چندان شایسته و دلخواه، آلوده ، سرد و نفرت انگیز را برای او فراهم داشته است و البته قرار گیری چهره زن که گویی چشمانش را در این عرصه به زوال بخشیده است تا تحمل این اسارت را نادیده بر خود هموار تر سازد در زیر لایه های سیاه و خطوط تیز برآمده از متن موجب القای محکومیت انکار ناپذیر و محدودیت ناگزیر او در این تباهی هاست.
رنگ قرمز در انتهای برداشت دوباره تلالو میگیرد تا او را همچنان پر انرژی ، جوشان و انگیزه مند نشان دهد.
عکاس در ارائه فتو آرت و با توجه به انتخاب شایسته رنگها و المانهای حاضر ضمن بهره گیری از کمترین المانهای موجود فضای شلوغ و اشفته موجود در ذهن خود را به خوبی ایجاد و به بیننده القا میکند تا بتوان او را در ارائه این اثر و مفاهیم همراه با آن موفق و موثر دانست.
"۰۰:۱۰ ۰۸ آبان ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (2) | امید گلزار (3940)

سلام
فتو آرتی زیبا که جلوای بصری و تقابلی زیبا از پرتره ای رعب انگیز را به رخ میکشد .... فصلی زیبا از یک واقعیت تلخ ...........
"۰۶:۴۷ ۰۸ آبان ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (2) | سعید عظیمی پور (6407)

سلام دوست عزیز
فتو آرتی زیبا که جلوای بصری و تقابلی زیبا از پرتره ای رعب انگیز را به رخ میکشد ....

فصلی زیبا از یک واقعیت تلخ ...........
عالیست
"۰۷:۰۹ ۰۸ آبان ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (3) | محمود ترابی (2376)

با سلام


عنوان عكس را مي توان راهي براي ورود به عكس و آگاهي از چيستي و درباره گي عكس دانست ، به نظر ميرسد عكاس دست اشاره را به سوي خود دراز مي كند و از خودش مي گويد .
با شناختي كه از هنرمند عكس داريم اين عكس را ادامه سلف پرتره هاي ديگر او مي توانيم قرار دهيم اما عكس در مقام تجليل از شخص هنرمند قرار نمي گيرد ، چهره مخدوش و رنگها ي گرم و كنتراست بالا نويد پيامي خوب را نمي دهد! نشانه هايي از اعتراض و عدم ناسازگاري يك زن _زنان_ در آن ديده مي شود!

موفق باشيد.
"۰۹:۰۹ ۰۸ آبان ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (2) | داریـوش منصوری (6096)

سلام خانم درويشيان
فتو آرتی زیبا که جلوای بصری و تقابلی زیبا از پرتره ای رعب انگیز را به رخ میکشد ....

فصلی زیبا از یک واقعیت تلخ ...........
عالیست
"۱۰:۱۶ ۰۸ آبان ۱۳۸۹" | مفید (3) | امتیاز (2) | شادی آفرین آرش (7742)

قرمز است ؟
زرد است ؟
سیاه و سفید است؟
وقتی که خودش نمی تواند باشد
باید کم کم به رنگها عادت کند
باید کم کم عادت کند
رنگ کند و رنگ شود
نگاهش رفت و سیاه شد
نگاهش، هویتش در رنگها گم شد
آخه
داشت کم کم عادت می کرد
که
خودش نباشد ...
...
بار چندمه این عکس رو باز کردم و نگاه می کنم
شاید
می خواستم بنویسم و نمی توانستم
و امروز نوشتم
موفق باشید
"۱۰:۲۸ ۰۸ آبان ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (2) | سعید ترابی گودرزی (347)

سلام دوست گرامی،
افکار اوهام آمیزی حول سوژ اصلی کارت می چرخد دغدغه های نقاشی ها و اشعارت راه به قاب تصاویرت باز کرده اند و دویاره این شدت ویران کننده سرخ را شاهد هستیم
موفق و پیروز باشید...........................
"۱۵:۱۷ ۰۸ آبان ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (2) | فرزاد آریان نژاد (378)

نگاه کن که غم درون ديده ام
چگونه قطره قطره اب مي شود
چگونه سايه سياه سرکشم
اسير دست افتاب مي شود
نگاه کن!
تمام هستي ام خراب مي شود
شراره اي مرا به کام مي کشد
مرا به اوج مي برد
مرا به دام مي کشد
نگاه کن
"۰۲:۵۱ ۰۹ آبان ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (0) | علی اکبر رهنمائی (181)

سلام وخسته نباشید
خیلی جای دیدن داره!!
بازهم نگاه به زن و محیط زندگی با جزئیات
به غیر از سوژه اصلی رنگ وبک گراند که بسیار خوب کار شده
نکته ریزی خیلی توجه منو جلب کرد واون نوشته لوگو مانندی است که در چند جای اثر دیده میشه ودر پیشانی که همچون مهر میبینم بنده و معنای کار رو چشمها و این مهر برام عوض میکنه
خدا قوت
3+
آموختیم بانو
"۰۹:۱۶ ۱۰ آبان ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (0) | غلامرضا زرامینی (200)

سلام و درود فراوان
باید اعتراف کنم با اینکه به عکسهای سورئال اصلا علاقه ایی ندارم ولی با دیدن این کار و با خواندن نظرات پیشکسوتان بسیار لذت بردم و خیلی چیزها آموختم . نکته مهم دیگر اینکه با دیدی متفاوت برداشتی متفاوت رسیدم با دیدن این عکس و ان این است که این زن خجالت زده کارهای است که به آنها عادت کرده است و یا دارد عادت میکند
و یاد این جمله افتادم که :
عیب بزرگ انسان انست که چشمانش زود به تاریکی عادت می کند.
کاری پر زحمت که در راستای القای مفهومی خاص در پشت تفکری خاص بوجود امده و از هر لحاظ ستودنی است.
لذت بردم و اموختم
شاد باشید و سلامت
"۱۰:۵۲ ۱۱ آبان ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (0) | محمد ولی بیگی (41)

سلام دوست عزیز
من زیاد نقد بلد نیستم ولی درعکسهای شما بیشتر یک حس رعبو ترس وحرفی که گفته نشده یا رازی که پنهان است به بیننده منتقل می شود ولی درکل عکسهی بسیار خوب ومفهومی شما را همیشه می بینم.موفق وموید باشید.منتظر نظراتتون هستم.
+2
"۰۹:۲۹ ۱۲ آبان ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (0) | رویا نوری (1)

خوشحالم که شاهد این گونه عکسها هستم
پر از حرف در عین سادگی
پیچیده و مرموز
ترکیب رنگ و نور فوق العاده زیبا
به جرات میتونم بگم بهترین عکسیه که در این چند سال دیدم
موفقتر باشید