گالری تصاویر "امیر عنایتی"

         
عکس
نام :   چه کسی خواهد رفت ؟ (امتیاز : 84)
عکاس :   امیر عنایتی (امتیاز : 5632)
نوع دوربین :   Nikon
مدل دوربین :   Nikon D80
نظرات :   54
بازدیدها :   1758
تاریخ ارسال :   ۲۶ مهر ۱۳۸۹
علاقه‌مندی‌ها :   4
دسته‌بندی سايت :   احساسات انسانی , مفهومی , انسان
توضیحات عکاس

"۲۰:۱۷ ۲۶ مهر ۱۳۸۹" | مفید (7) | امتیاز (3) | احد مداحی (2334)

سلام

ترکیبی هارمونیک و پراز احساس های بیقرارانه ....

تراژدی تلخی که هر دقیقه و هر ثانیه این اتفاق افتاده و خواهد افتاد ولی مرگ پایان کبوتذ نیست ...

دوست عزیز استفاده از تقابل و تقارن هنری واقعا در این اثر ستودنی و حتی پرستیدنیست مدتهاست که دنبال اثری با این مفهوم در این سایت بودم زیبا و ماندگار.....

مرگ پایان کبوتر نیست

مرگ وارونه یک زنجره نیست

مرگ در ذهن اقاقی جاریست

مرگ در آب و هوای خوش اندیشه نشیمن دارد

مرگ در ذات شب دهکده از صبح سخن میگوید

مرگ با خوشه انگور می آید به دهان

مرگ در حنجره سرخ - گلو می خواند

مرگ گاهی ریحان می چیند

مرگ گاهی ودکا می نوشد

گاه در سایه نشسته است به ما می نگرد

و همه میدانیم

که نترسیم از مرگ


پاد و همیشه پایدار باشید
"۲۰:۲۵ ۲۶ مهر ۱۳۸۹" | مفید (4) | امتیاز (2) | ---- یاسمین ---- (508)

hi
best photo.. beautiful sense

ترکیبی هارمونیک و پراز احساس های بیقرارانه ....

تراژدی تلخی که هر دقیقه و هر ثانیه این اتفاق افتاده و خواهد افتاد ولی مرگ پایان کبوتذ نیست ...


best wishes for you
"۲۰:۴۱ ۲۶ مهر ۱۳۸۹" | مفید (3) | امتیاز (2) | گل مریم یزدانی نژاد (800)

سلام
تركيب بسيار خلاقانه ايست
به نظر مياد نوار مشكي در اديت ايجاد شده (تخت است)
نمي دونم احساس ميكنم طبيعي نيست شايد اگر از ربان استفاده مي شد بهتر بود.(نظر شخصي)
چرا منتظر مرگ هستي؟
سايه دراز لنگر ساعت
روي بيابان بي‌پايان در نوسان بود
و من كنار تصوير زنده خوابم بودم.
تصويري كه رگ‌هايش در ابديت مي‌تپيد
و ريشه نگاهم در تار و پودش مي‌سوخت.
اين‌بار
هنگامي كه سايه لنگر ساعت
از روي تصوير جان گرفته من گذشت
بر شن‌هاي روشن بيابان چيزي نبود.
فرياد زدم:
تصوير را باز ده!
و صدايم چون مشتي غبار فرو نشست.
موفق باشيد.

"۲۰:۴۱ ۲۶ مهر ۱۳۸۹" | مفید (3) | امتیاز (0) | امیر عنایتی (5632)

سلام خانم یزدانی نژاد

به نظر مياد نوار مشكي در اديت ايجاد شده (تخت است)
نمي دونم احساس ميكنم طبيعي نيست شايد اگر از ربان استفاده مي شد بهتر بود.(نظر شخصي)


پاسخ به نظرتان این مقوائیست که در زیر قاب چسبانده شده است .و در ادیت ایجاد نشده .

ممنون از نظر زیبایتان .
"۲۰:۵۷ ۲۶ مهر ۱۳۸۹" | مفید (5) | امتیاز (0) | امیر مداحی (109)


چرا از مرگ می ترسید ؟
چرا زین خواب جان آرام شیرین روی گردانید ؟
چرا آغوش گرم مرگ را افسانه می دانید ؟
مپندارید بوم نا امیدی باز
به بام خاطر من میکند پرواز
مپندارید جام جانم از اندوه لبریز است
مگویید این سخن تلخ و غم انگیز است
مگر می ، این چراغ بزم جان مستی نمی آرد
مگر این می پرستی ها و مستی ها
برای یک نفس آسودگی از رنج هستی نیست ؟
مگر افیون افسونکار
نهال بیخودی را در زمین جان نمی کارد
مگر دنبال آرامش نمی گردید
چرا از مرگ می ترسید ؟
کجا آرامشی از مرگ خوشتر کس تواند دید
می و افیون فریبی تیز بال وتند پروازند
اگر درمان اندوهند
خماری جانگزا دارند
نمی بخشند جان خسته را آرامش جاوید
خوش آن مستی که هوشیاری نمیبیند
چرا از مرگ می ترسید ؟
چرا آغوش گرم مرگ را افسانه میدانید ؟
بهشت جاودان آنجاست
گر آن خواب ابد در بستر گلوی مرگ مهربان آنجاست
سکوت جاودانی پاسدار شهر خاموشی است
همه ذرات هستی محو در رویای بیرنگ فراموشی است
نه فریادی ، نه آهنگی ، نه آوایی
نه دیروزی ، نه امروزی ، نه فردایی
جهان آرام و جان آرام
زمان در خواب بی فرجام
خوش آن خوابی که بیداری نمیبیند !
سر از بالین اندوه گران خویش بردارید
در این دنیا که هر جا هر که را زر در ترازو زور در بازوست
جهان را دست این نامردم صد رنگ بسپارید
که کام از یکدگر گیرند و خون یکدگر ریزند
درین غوغا فرو مانند و غوغا ها بر انگیزند
سر از بالین اندوه گران خویش بردارید !
همه بر آستان مرگ راحت سر فرود آرید
چرا آغوش گرم مرگ را افسانه میدانید ؟
چرا زین خواب جان آرام شیرین روی گردانید ؟
چرا از مرگ می ترسید ؟
فریدون مشیری


با سلام و عزض ادب ثپت زیبایست و مفهوم کاملا معلوم فقط میتوان گفت عالیست .با عرض پوزش که نمیتوانم امتیاز دهم (3+)
(هراس من از مرگ نیست ، هراس من از بیهوده زیستن است.)
"۲۱:۰۰ ۲۶ مهر ۱۳۸۹" | مفید (3) | امتیاز (3) | فاطمه نصری (871)

خیلی از ایده‌ی کارتون خوشم اومد
واقعا عالیه و به نظرم بی نقص اجرا شده
فقط چرا ساعت ۷:۲۰ ؟؟؟

"۲۱:۰۰ ۲۶ مهر ۱۳۸۹" | مفید (3) | امتیاز (0) | امیر عنایتی (5632)

سلام خانم نصری

ممنون از نظرتون

فقط چرا ساعت ۷:۲۰ ؟؟؟

به نوعی اتفاقی است و هیچ هدف خاصی از انتخاب این زمان نداشتم .

موفق باشید .
"۲۱:۱۴ ۲۶ مهر ۱۳۸۹" | مفید (3) | امتیاز (2) | داریـوش منصوری (6096)

سلام
ايده جالبيست
ترکیبی هارمونیک و پراز احساس های بیقرارانه ....

تراژدی تلخی که هر دقیقه و هر ثانیه این اتفاق افتاده و خواهد افتاد ولی مرگ پایان کبوتذ نیست ...
پيروز باشيد
"۲۱:۲۶ ۲۶ مهر ۱۳۸۹" | مفید (6) | امتیاز (2) | آرش نصیری (11202)

سلام دوست عزیز

ثبت شما همانند الگوریتمیست که ورودی میگیرد و خروجی میدهد.
نوعی راندم برای انتخاب
ورودی انسانهایی هستند که با گذر زمان و با تدبیر حکمت فیلتر میشوند و جای خالی قاب یادگاری را پر میکنند

دید با ارزشیست

موفق باشید
"۲۱:۲۶ ۲۶ مهر ۱۳۸۹" | مفید (3) | امتیاز (2) | ﻣﮩﺪﮮ ﺍﺳﻤﺎﻋﻴﻠﮯ/ﻋﻠﮯ (1584)

با سلام ...
ايده جالبيست
ترکیبی هارمونیک و پراز احساس های بیقرارانه ....

تراژدی تلخی که هر دقیقه و هر ثانیه این اتفاق افتاده و خواهد افتاد ولی مرگ پایان کبوتر نیست ...

عکاس باشید ...
"۲۱:۵۵ ۲۶ مهر ۱۳۸۹" | مفید (6) | امتیاز (2) | مهدی پ (3489)

سلام بر شما دوست عزیز
ایده خیلی جالبیه
فوق العاده اجرا شده
لیستی از افراد مختلف که همه مشغول زندگی هستن،اما هر لحظه ممکنه که نوبت یکیشون برسه،برای رفتن...
چه کسی خواهد رفت؟؟؟؟

کاش من و تو می فهمیدیم ، اومدنی رفتنیه....

قطعا همه ما روزی رفتنی هستیم،اما حالا که زنده هستیم باید زندگی کنیم
چیدمان صحنه عالیه
ساعت زنگ دار که معلوم نیست چه موقع به صدا در خواهد آمد و بعد کدام عکس در این قاب آماده شده از قبل قرار خواهد گرفت؟؟
حس غم عجیبی در عکستان هست

در کل باید عرض کنم که عکس زیبا و پر مفهومی هست
لذت بردم ممنون
زنده و پاینده باشید
"۲۲:۳۳ ۲۶ مهر ۱۳۸۹" | مفید (6) | امتیاز (2) | امید امیدواری (1727)

سلام...

سه قاب ، كه خواندن آنها از سمت هاي مختلف به نتايجي عكس هدايتمان مي كند.
از راست به چپ _ يك عادت ايراني_:زندگي
از چپ به راست _ يك عادت اجنبي گونه _: مرگ

ايده و اجرا در عين آشنا بودن ،اما به سبب اهميت ويژه اي كه عكس در باب مرگ و زمان مطرح مي كند قابل تامل هست.

موفق باشيد.
"۰۰:۳۹ ۲۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (0) | سیامک عباسیان (108)

با سلام و عرض ادب / من در تعجبم ازینهمه تبلیغ افسردگی و یاس / من باور ندارم جمعیتی اینهمه مایوس و سر خورده از بیداد زمان / مرگ بناچار روزی فرا خواهد رسید اما / انتظار مرگ در شان ولیاقت انسان نیست و تکرار این کلمه لطمه به زندگی است / به شادی بیندیشیم و به عشق / به زندگی بیندیشیم و اجازه ندهیم گروهی افسرده ما را از زندگی و نشاط عشق باز دارند و به چیزی بجز زیبائی نیندیشیم /

"۰۰:۳۹ ۲۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (5) | امتیاز (0) | امیر عنایتی (5632)

جناب عباسیان عزیز

با سلام و احترام برای شما عزیز

هدف من تبلیغ افسردگی نیست و ناراحت کردن شما عزیز

و این صرف نظر از سوژهای منفی راه درستی نیست

من هم انسان شادابی هستم و هم مخالف با نا امیدی این ایده من فقط تلنگریست به همه ما تلنگری که لازم است گاهی به خود بزنیم

چرا باید خود را محدود به برخی سوژها کنیم
مرگ برای همه ما حق است پس بیائیم خودمان را اصلاح کنیم و اعمالمان را که روزی که زمانش را هیچ کس نمیداند اگر فرا رسید دستمان خالی نباشد .

قدر فرصتها را بدانیم.

از شما هم عذر خواهی میکنم اگر عکس شما را غمگین نموده .و ممنون از نظر زیبایتان .[/

u]
و اما زندگی از نگاه من :

زندگی برایم زیباست و همچنان با خوبی و خوشی پیش میرود


"۰۰:۳۹ ۲۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (0) | شهاب صادقی (2549)

ببخشید که اینگونه می نویسم.
این سه گانه ها را برای چندمین بار است که میبینم.یکی از موارد چندی پیش طاقچه ای بود که در یکی لباس در دیگری هیچ و در دیگری قاب عکسی بود.شاید با اندکی گشت سه گانه های دیگری هم بیابم.نمیدانم چرا هر تصویری که سیاه تر و غمگین تر و افسرده تر باشد بیشتر مورد توجه قرار می گیرد.صحنه های ترس.تخت خالی درفضایی موهوم و تاریک.حوضچه آب و آن شیر و فضایی تاریک.دخترکی در گوشه دستشویی(حمام).تخته سنگ بزرگ سفید در جلوی یک دیوار در فضایی تاریک
چرا کسی از شروع و تولد حرفی نمیزند؟

"۰۰:۳۹ ۲۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (0) | امیر عنایتی (5632)

سلام شهاب عزیز......


این سه گانه ها را برای چندمین بار است که میبینم.یکی از موارد چندی پیش طاقچه ای بود که در یکی لباس در دیگری هیچ و در دیگری قاب عکسی بود.شاید با اندکی گشت سه گانه های دیگری هم بیابم.نمیدانم چرا هر تصویری که سیاه تر و غمگین تر و افسرده تر باشد بیشتر مورد توجه قرار می گیرد.صحنه های ترس.تخت خالی درفضایی موهوم و تاریک.حوضچه آب و آن شیر و فضایی تاریک.دخترکی در گوشه دستشویی(حمام).تخته سنگ بزرگ سفید در جلوی یک دیوار در فضایی تاریک
چرا کسی از شروع و تولد حرفی نمیزند؟


شاید کمی در این موارد سوژه ای به ذهنم نیامده بود ...

چشم در اولین فرصت در مورد زندگی و عشق و امید عکسی خواهم گذاشت......


و زندگی همچنان به من لبخند میزند......

ممنون...

"۰۰:۳۹ ۲۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (0) | مهدی تکلّـــو (2660)

1547...

سلام بر دوستان .

گزاره اي را به عنوان يك اصل پذيرفته ام
«« هميشه حقيقت درد دارد »»
تبليغ اساسا يعني معرفي و نشان دادن خوبي چيزي . تبليغ ياس و نااميدي يعني خوب نشان دادن ياس و نا اميدي . در حالي كه بنده چنين نظري ندارم چرا كه ثبت ياس را تبليغ نمي كند و سعي هم ندارد ياس را منتقل كند . اين ثبت از نظر بنده بيشتر يك هشدار است تا ترويج و گسترش ياس و القاي نااميدي به مخاطبان . بر اين عقيده ام كه نبايد با پرداختن به جهات خوب و زيباي زندگي موارد ناپسند و تلخ را مورد غفلت قرار داد . و اين باور كم كم در عكسهايم نيز رخنه كرده است اخيرا .مولف اگر چه اشاره ي كوچكي به تولد و شروعي را ندارد و حرفش تلخ است اما همان طور كه گفتم حقيقت تلخ است و درد دارد . اگر اثري از شروع نيست اما از عكس تاويل مي شود كه نبايد زمان را به آسودگي از كف داد . مرگ در همين نزديكي است . از طرف ديگر اين ثبت نه جهت مود سپيا و نه از جهات ويرايش و حسي كه احيانا منتقل مي كند بلكه از ايده ي ناب و بديع و رسايش منتخب شده است .و از جهت چيدمان بكر و منسجمش . و از جهت همان هشداري در قالب يك تصوير است كه مي بينيم در صفحه اول جاي گرفته . و استقبال هم مشهود است .

با عرض پوزش از دوستان بابت جسارت و اظهار نظر
با تشكر از جناب عنايتي عزيز بابت اين ثبت كه زنگ خطر را در گوشم زد .
"۰۳:۴۰ ۲۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (4) | امتیاز (1) | موسا بلبله (545)

امروز سهم کدام عکس، قاب شدن است؟
اندیشه ای بارور باید تا بتواند چنین کارگردانی هوشمندانه ای را رهبری کند و صحنه ای قابل تامل را به تصویر بکشد .. استفاده از مد مناسب طراوت را بشکلی هدفمند از عکس گرفته است .. ترتیب قرار گرفتن قابها و محتوای هر قاب دیدن دارد .. ثانیه ها بی رحمانه پیش می روند تا عکسی از قاب چپ را به قاب گوشه ی راست کادر بسپارند .
زمان طلای ناب زندگی ست دوست من.. سپاس از تلنگرت.
"۰۷:۵۹ ۲۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (5) | امتیاز (2) | زهرا دلاوری (4393)

سلام
از اینکه کارهای مفهومی تان هم به اندازه مستند ها حرفی برای گفتن دارد خوشحالم
همیشه در عکس های مفهومی اجراهای متعددی را می توان امتحان نمود
و مسلما آنچه در نظر عکاس است شاید همیشه بهترین اجرا نباشد
هر چند احتمالا حضور این نوع ساعت می تواند مفهوم دیگری از آنچه شما در ذهن داشته اید در خود نهان داشته باشد که زنگ ها برای چه کسی به صدا در خواهد آمد ؟
اما اگر تنها گذر زمان مطرح بوده با توجه به ریتم عکس من حضور یک ساعت دیواری قاب مانند را پیشنهاد میکنم
در قاب نوار سیاه جای خالی یک المان دیگر را حس میکنم
نمیدانم شاید شاخه گلی یا یادگاری یا ...
قاب سوم با وجود خالی بودنش برای من نوعی پوچی پس از مرگ را تداعی کرد که من معتقدم این چنین نیست
و در آخر هم اینکه من میان عکس های قاب سمت چپ جای خالی چند عکس از خانم ها را هم حس میکنم
مگر اینکه شما مرگ را موضوعی کاملا مردانه بدانید D:
مرا بابت جسارت و پرحرفی ببخشایید
مشغله کاری ام این روزها حتی اجازه دوربین دست گرفتن هم نمیدهد
شاد باشید
:)
"۰۸:۵۰ ۲۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (4) | امتیاز (1) | محمد رضا گودرزی (3885)

كاملا مشخص و سرراست به موضوع پرداخته ايد...

خيلي اميدواري در كادر نمي بينم...


موفق باشي
"۰۹:۰۴ ۲۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (4) | امتیاز (2) | آرش کریمی (5160)

كاملا مشخص و سرراست به موضوع پرداخته ايد...
"۰۹:۰۷ ۲۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (3) | امتیاز (2) | مسعود(محمد حسین) ثبوتی (5622)

سلام
با سلام و احترام برای شما عزیز هدف من تبلیغ افسردگی نیست و ناراحت کردن شما عزیز و این صرف نظر از سوژهای منفی راه درستی نیست من هم انسان شادابی هستم و هم مخالف با نا امیدی این ایده من فقط تلنگریست به همه ما تلنگری که لازم است گاهی به خود بزنیم چرا باید خود را محدود به برخی سوژها کنیم مرگ برای همه ما حق است پس بیائیم خودمان را اصلاح کنیم و اعمالمان را که روزی که زمانش را هیچ کس نمیداند اگر فرا رسید دستمان خالی نباشد . قدر فرصتها را بدانیم. از شما هم عذر خواهی میکنم اگر عکس شما را غمگین نموده .و ممنون از نظر زیبایتان .[/ u] و اما زندگی از نگاه من : زندگی برایم زیباست و همچنان با خوبی و خوشی پیش میرود

اگر افسردگی پیام این ثبت باشد که نیست
نگارنده اثر اینگونه پویا و با ذهنی خلاق اقدام به ثبت عکس و ارائه نمی کرد ثبتی که هشدار می دهد و زنهار
که کاروان می آید آیا بار سفر بسته ایم.
موفق باشید.
"۰۹:۲۲ ۲۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (4) | امتیاز (2) | هیوا مسیبی (4980)

هميشه تفكري پشت عكسها ست . اما اينبار انگار تمام فكر پيش روست ....

موفق باشيد
"۰۹:۲۹ ۲۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (5) | امتیاز (2) | محمد قدرتی وایقان (1418)

سلام ،

موارد فني ذكر شده و شايد طرح مواردي ديگر بد نباشد ،

موضوع مرگ از دير بازدستمايه هنرمندان بسياري بوده ...

و آثاري فاخر با التفات به اين موضوع خلق شده ...

در ميان شاعران ايراني اما ، سهراب سپهري با لحني دلنشين ، لطيف و غير مستقيم به مقوله مرگ ميپردازد ، گوئي با اين واژه اختي ديرينه دارد و اين واژه را از زندگي جدا نميبيند اين از جهان بيني وسيع او كه ملهم از مكتب هندو و بوداست نشات ميگيرد .

کفشهایم کو؟
چه کسی بود صدا زد سهراب؟
آشنا بود صدا؛ مثل هوا با تن برگ ( لحظه روياروئي با فرشته مرگ )

بوی هجرت می‎آید
بالش من پر آواز پر چلچله‎ها ست
صبح خواهد شد
و به این کاسه‎ی آب
آسمان هجرت خواهد کرد ( قبول اين واقعيت )

باید امشب بروم!
باید امشب چمدانی را
که به اندازه‎ی پیراهن تنهایی من جا دارد بردارم ( طرح اين مسئله كه اين مسيريست كه بايد به تنهائي طي كند )
و به سمتی بروم
که درختان حماسی پیداست
رو به آن وسعت بی‎واژه که همواره مرا می‎خواند ( تصورات او از جهان ديگر)

یک نفر باز صدا زد: سهراب!
کفشهایم کو؟ ( تذكار مداوم اين مسئله درروح ما )

و در پايان اشاره اي ميكنم به گفته اي از مصلح جهاني پيغمبر گرامي اسلام كه ميفرمايد :

الدنيا ساعه فاجعلها طاعه ، دنيا لحظه اي بيش نيست پس آنرا در طاعت بگذران .

شاد باشيد



"۰۹:۳۹ ۲۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (5) | امتیاز (2) | هدا رحیمی (2179)

سلام

ثبت شما همانند الگوریتمیست که ورودی میگیرد و خروجی میدهد. نوعی راندم برای انتخاب ورودی انسانهایی هستند که با گذر زمان و با تدبیر حکمت فیلتر میشوند و جای خالی قاب یادگاری را پر میکنند دید با ارزشیست

هميشه تفكري پشت عكسها ست . اما اينبار انگار تمام فكر پيش روست ....

ساده ولی گیراست
موفق و پیروز باشی
"۰۹:۴۹ ۲۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (3) | امتیاز (2) | شاهین غفاری (2714)

سلام و درود بر امير عزيز
يك راست رفتي سراغ اصل مطلب و جاي هيچ شك و شبهه اي نذاشتي... در نوع خودش اين نمادها اشاره مستقيم و سر راستي هستند كه بيننده را به خوبي به مقصد راهنمايي مي كنند. گاهي ايراد هست و گاهي نقطه قوت...
از نقطه قوت بهش نگاه مي كنم جايي كه تقريبا نگاه خلاقي به اين عناصر و نمادها داشتي...
اين قاب ها دارن ميشن امضات...
موفق باشي دوست من
"۱۰:۰۳ ۲۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (5) | امتیاز (2) | علیرضا میرزایی (1433)

عكس محصول چينشي روايتي و طراحي شده است
مرثيه سرايي براي روايتي تراژيك
اما عنوان قطعيت اين رخداد را مشكوك كرده و زير سؤال ميبرد و سويه اي پيشگويانه به عكس ميدهد
تركيب اكسپوز و اديت و مد رنگ بكار رفته عاليست
سرفراز باشيد.
"۱۰:۰۹ ۲۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (3) | امتیاز (2) | حمید عزیزی خانقاهی (6679)

با سلام و ادب
ثبت زيبايي شده . ثبت شما همانند الگوریتمیست که ورودی میگیرد و خروجی میدهد.
نوعی راندم برای انتخاب
ورودی انسانهایی هستند که با گذر زمان و با تدبیر حکمت فیلتر میشوند و جای خالی قاب یادگاری را پر میکنند
موفق باشيد
"۱۰:۵۹ ۲۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (4) | امتیاز (2) | رضا محکم (1893)

مهم این نیست که چه کسی خواهد رفت
مهم این است که آن قاب عکس قابی است
از عکس های همه ما ...............


ایده و احرای شما متفاوت و قابل تامل است


ممنون از این ایده خلاق
"۱۱:۱۸ ۲۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (4) | امتیاز (2) | مجید مومنی مقدم (8228)

سلام
زمان............................................................
میگذرد و خاطرات میماند حتی قابهای خالی با روبان مشکین هم خاطراتی دارند
و در انتها باز هم زمان میگذرد
موفق باشین
"۱۲:۵۶ ۲۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (3) | علیرضا قمری (2210)

با سلام
ثبتی خوب و تامل بر انگیر
تکرار قاپ در سه فریم. وانتظار بیننده در فریم آخر اورا به فکر وا میدارد که واقعا چه کسی دیگرمیخواهد از بین ما برود.شاید خود ما
موفق باشید
"۱۴:۰۰ ۲۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (4) | امتیاز (2) | محمد جواد شفیعیان (9750)

با سلام
سه قاب دریک قاب...
با مفهومی واحد ارزش و گذشت زمان
خط پایانی به رنگ سیاه برای همه گذاشته شده است
یکی دیر تر یک زودتر رد می رود
مهم توشه راه است نه زمان رسیدن...
با آرزوی بهترینها برای شما
+2

"۱۶:۰۸ ۲۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (2) | کامران کمیلی پور (504)

مرگ زندان امان خواهی نیست
مرگ را افسر آگاهی نیست

مرگ زان سوی صدا می آید
مرگ از غفلت ما می آید

کندی تیغ ندارد مردن
طاقت جیغ ندارد مردن

...
فکر کن مرگ تو را آمده است
زنگ روحت به صدا آمده است

خوب، چند آینه نیت داری؟
چند گلدان ابدیت داری؟

چندش آور شده نیت بو کن
عمل خوب چه داری رو کن

راه عالم نشود رابندان
نیست عالم پل سید خندان

می روی قبض طبیعت کرده
سکته قلب حقیقت کرده

باورت آمده عالم مشک است؟
فکر کردی که حقیقت کشک است؟

فکر کردی که قسم خوردنی است؟
نیتت زیر عمل مردنی است؟

باش وقت عملت آمده است
چشم واکن اجلت آمده است

زنده عشق نگشتی مردی؟
بچش این تیغ اجل را خوردی
...
زنده یاد احمد عزیزی در کتاب ملکوت تکلم
"۱۷:۰۰ ۲۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (2) | امین شفیعیان (1176)

به نام آنکه همه پایان ها نزدش منقطع است
سلام بر برادر گلم
کادر بسیار عالی فقط بنظرم بهتر بود کمی عقب تر می رفتید و بیشتر تله کی کردید و اینکه ارتفاع لنز را کمی بالا تر می گرفتید
+3(خدا قوت)
صلواتی زلال
لبخند
"۱۷:۰۳ ۲۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (2) | صابر وکیلی راد (1317)

شاید خود مرگ نیز سه گانه ای باشد که همه انسانها آن را تجربه
خواهند کرد،و اما نظاره بر آن در ثبتی از امیر عنایتی گویی وصف
دیگری دارد.

با احترام
2+
"۱۸:۲۰ ۲۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (0) | وحید مازندرانی (63)

درود بر شما..برداشت بسيار زيبايي است
شاید خود مرگ نیز سه گانه ای باشد که همه انسانها آن را تجربه خواهند کرد،و اما نظاره بر آن در ثبتی از امیر عنایتی گویی وصف دیگری دارد.
ممنون
+2
"۱۸:۲۳ ۲۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (2) | منوچهر بهمنی (3156)

سلام دوست عزيز
تركيب بندي و چيدمان عناصر بخوبي و خلاقانه در جهت ارائه مفهوم خواسته شده صورت گرفته است/در زمان سير و در نهايت محو خواهيم شد/
اديت عاليست/
هميشه شاد و خندان باشي.
"۲۰:۴۱ ۲۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (2) | پریسا شادمان گهر (784)

و زندگی همچنان به من لبخند میزند......

سه گانه ای که پرسشی را مطرح کرده و جواب آن قرار گرفتن عکسی در این قاب خالی ست.

بسیار هنرمندانه بخش مهمی از زندگی به تصویر کشیده شده است.

"۲۱:۰۱ ۲۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (2) | مهدی تکلّـــو (2660)

1547...

به نظرم ثبت از چپ آغاز معنايي مي پذيرد
قاب اول انسان هايي در قيد حيات را نشان مي دهد كه كه شايد منتظر مرگ نيستند و نوعي بي خيالي در چهره شان بر پاست .
قاب دوم شايد زماني ست كه از بين رفته است نه صرفا يك ساعت كه زمان را نشان ميدهد . و يا شايد همان مرگ است . شايد عزراييل است . شايد همان شتري است كه در هر خانه اي مي خوابد و تا كنون نوبت هيچ كدام از اين انسان ها نشده است .
كجي ساعت تزلزل و بي ثباتي زمان و همين طور بي اعتنايي به زمان را نشان مي دهد
قاب سوم با آن نوار مشكي كه مرگ را به وضوح تصوير كرده است شايد قبر است .
قرار است يكي از آن ميان در اين قاب بخوابد . براستي چه كسي ؟ نگويم خطر در كمين است . مرگ در كمين است شايد بهتر باشد .

ويرايشي هدفمند و مود به جاي سپيا كه نوعي ركود و مرگ جريان زندگي را باز مي تاباند .

عالي بود .
"۲۳:۱۰ ۲۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (1) | iman m (5513)

سلام دوست عزیز.
ایده ای بکر در این ثبت دیده میشود ولی معتقدم در اجرای آن اندکی سهل انگاری شده است.
با نظر اقای صادقی در مورد اقبال گسترده عکسهای سرد،تیره و افسرده در سایت کاملا موافق و البته متاسفم.
ممنون از اشتراک.
"۲۳:۴۹ ۲۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (0) | علی اکبر خندان (7264)

سلام دوست عزیز
عکسی سراسر محتوا و مفهوم بسیار زیبا منظور مورد نظر خود را با سه قاب در یک عکس منتقل کرده اید.
در مورد نور پردازی اثر پیشنهادم حذف سایه ساعت است .
2+ اگر امتیازم ثبت شود چون محرو م بودم
"۰۲:۲۶ ۲۸ مهر ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (0) | محمد آذرکیش (246)

ثبت بسیار پر مفهومیست
حکایتی از یک زندگی با همه شادی ها لحظه ها و سرانجام آن
زمینه سفید نشانه ی جریان روشنی از زندگیست و حاشیه مشکی تیره یعنی زندگی در همین حد جاریست و به مفهوم کمک کرده
و جای پر از خالی در تصویر راست حکایت غریب ماست
به خاطر ثبت زیبا
سپاس
+3
"۰۷:۱۳ ۲۸ مهر ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (1) | هادی دهقان‌پور (9761)

تلاش قابل تقدیری است. هرچند شاه‌کلید مفهوم کلی عکس، به‌سرعت کلید ذهن مخاطبش را می‌گشاید.
با احترام
"۰۷:۲۴ ۲۸ مهر ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (2) | محمود ترابی (2376)

با سلام

سه قاب دریک قاب...
با مفهومی واحد ارزش و گذشت زمان
خط پایانی به رنگ سیاه برای همه گذاشته شده است
یکی دیر تر یک زودتر رد می رود
مهم توشه راه است نه زمان رسیدن...
با آرزوی بهترینها برای شما
+2
"۱۳:۳۶ ۲۸ مهر ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (2) | ذکریا جاسمی (1100)

سلام آقاي عنايتي
سه قاب دریک قاب...
با مفهومی واحد ارزش و گذشت زمان
خط پایانی به رنگ سیاه برای همه گذاشته شده است
یکی دیر تر یک زودتر رد می رود
مهم توشه راه است نه زمان رسیدن...


اجرايي موفق داشتيد
موفق باشيد دوست من
"۱۳:۴۳ ۲۸ مهر ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (0) | ابراهیم باختری بناب (8139)

سلام
ديد تيز بينتان و اديت هاي در خور تحسينتان ستودنيست
ذهن خلاقي دارين كه روز به روز شكوفاتر هم ميشه
از اینکه کارهای مفهومی تان هم به اندازه مستند ها حرفی برای گفتن دارد خوشحالم
همیشه در عکس های مفهومی اجراهای متعددی را می توان امتحان نمود
و مسلما آنچه در نظر عکاس است شاید همیشه بهترین اجرا نباشد
هر چند احتمالا حضور این نوع ساعت می تواند مفهوم دیگری از آنچه شما در ذهن داشته اید در خود نهان داشته باشد که زنگ ها برای چه کسی به صدا در خواهد آمد ؟
اما اگر تنها گذر زمان مطرح بوده با توجه به ریتم عکس من حضور یک ساعت دیواری قاب مانند را پیشنهاد میکنم
در قاب نوار سیاه جای خالی یک المان دیگر را حس میکنم
نمیدانم شاید شاخه گلی یا یادگاری یا ...
موفق باشيد
2+
محروم از امتيازم
"۱۵:۲۵ ۲۸ مهر ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (3) | اشکان صفی (322)

دلم گرفته است

دلم گرفته است

به ایوان می روم و انگشتانم را

بر پوست کشیده ی شب میکشم

چراغ رابطه تاریک اند

چراغ رابطه تاریک اند

کسی مرا به آفتاب

معرفی نخواهد کرد

کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد

پرواز را به خاطر بسپار

پرنده مردنی ست
"۱۵:۳۷ ۲۸ مهر ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (2) | میر محسن شناسی اذری (2253)

سلام دوست عزیز

ثبت شما همانند الگوریتمیست که ورودی میگیرد و خروجی میدهد.
نوعی راندم برای انتخاب
ورودی انسانهایی هستند که با گذر زمان و با تدبیر حکمت فیلتر میشوند و جای خالی قاب یادگاری را پر میکنند

دید با ارزشیست

موفق باشید
"۱۵:۵۸ ۲۸ مهر ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (2) | نیلوفر حسین زاده مقدم (3544)

درود بر شما

سه گانه ای که پرسشی را مطرح کرده و جواب آن قرار گرفتن عکسی در این قاب خالی ست.
بسیار هنرمندانه بخش مهمی از زندگی به تصویر کشیده شده است.


مفهوم زمان گزینه مورد علاقه شما در عکاسی ..
با این جهان بینی زندگی بسیار ارزشمند میشه.
میبخشید دیر رسیدم . از طرف خونواده دوره تحریم کامپیوتر رو سپری میکنم.

پاینده باشید.
"۱۶:۲۳ ۲۸ مهر ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (2) | سعید حسن عباسی (13758)


همچنان به اوج نگاه در پروازی.

خلاقانه و مفهومی ژرف.

تبریک برای این نگاه
"۱۹:۰۱ ۲۸ مهر ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (2) | احسان قنبری فرد (9266)

چیدمان آگاهانه ثبت مسیری غیر قابل انتخاب و ناگزیر را به چشم می آورد.
ناتوانی انسان در انتخاب همان معمای هرمنوتیکی ثبت است که عکاس نهایت تلاشش را در معرفی و تعریف آن به بیننده به عمل آورده است .
شاید همین عنصر موردی باشد که ثبت را چندان واکاوانه و فرا متنی نشان نمیدهد .
و نگاه بیننده به سادگی ساده ترین تاویل ممکن را با هدف عکاس همسو میبیند و تاویل بر مبنای نا آگاهی انسان در بروز اتفاق محتوم اما ناشناخته رخ مینمایاند و نقش میبندد.
"۱۹:۳۸ ۲۸ مهر ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (2) | امید گلزار (3940)

سلام ايده جالبيست ترکیبی هارمونیک و پراز احساس های بیقرارانه .... تراژدی تلخی که هر دقیقه و هر ثانیه این اتفاق افتاده و خواهد افتاد ولی مرگ پایان کبوتذ نیست
"۲۰:۳۱ ۲۸ مهر ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (2) | روح اله ایزدشناس (1670)

سلام دوست عزیز

ترکیب وایده ای که به مسئله مرگ با دیدی تلخ می نگرد
.
......ساعت به نشان زمان برای ما خاکیان وقاب خالی جای فردی است که در صندوق عدم افتاده است(قابی با عکسهای قدیمی به نشان درگذشتگان)..


تبریک بخاطر این ثبت وآفرین برااین پشتکار
"۰۳:۰۵ ۰۲ آبان ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (2) | صفا کسایی (293)

چه خوب و ساده و متفاوت تر.
با بیان ساده و خیلی قشنگی چیزی رو که میخواستین گفتین.خیلی خوشم اومد.
تو این فضای آروم و ساکتی که ساختین میتونم حرکتها و صداهای زیادی رو بشنوم و این خیلی خوبه.
تضاد بین فضای شلوغ و پر صدای سمت چپ و فضای آروم سمت راست و فضای مابین اون یعنی زمان فوق العاده شده.ممنون از ایده.
موفق تر باشید.
"۱۷:۰۹ ۰۲ آبان ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (0) | آرمان تیزویر (9)

سلام.
واژه یریبایی برای توصیف عکستان کافی نیست.
روزی ما هم کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد
شاملو

وآن وقت قاب خالی شما پر می شود از آزادی.
انسان چه بی تفاوت از کنار ثانیه ها می گذرد.
در تارترین تاریکی تاریخ تار می شود خاطره های مردی که به انتظار باران نشته است تا لکه از قلبش بشوید باران باکره ای در انتها آسمان به حال مرد گریه میکند.باران هم باکره گی اش را تاوان داده است.
درود بر آنانی که روحشان هنوز باکره است.