گالری تصاویر "رضا وهمی"

         
عکس
نام :   (امتیاز : 57)
عکاس :   رضا وهمی (امتیاز : 8851)
نوع دوربین :   Nikon
دیافراگم :   F5.6
ایزو :   200
نظرات :   41
بازدیدها :   1875
تاریخ ارسال :   ۲۲ مهر ۱۳۸۹
علاقه‌مندی‌ها :   2
دسته‌بندی سايت :   سیاه و سفید , احساسات انسانی , پرتره از خود
توضیحات عکاس

"۲۳:۰۳ ۲۲ مهر ۱۳۸۹" | مفید (9) | امتیاز (3) | صابر وکیلی راد (1317)

میتوان این ثبت را از آن دسته مردم نگاری ها دانست که میتوان
بسیار با آن ارتباط برقرار کرد،ارتباطی نه یکسویه،که میتوان با
صاحب اثر نیز احساسی نزدیک برقرار کرد.

انسانهای مختلف،حتی سایه های آنها نیز نقشی دارند.از کودک
هر دو جزء وجودیش،از صاحب اثر تک بعد او،گویی میخواهد برای
خویش داستانی در پس این مردم نگاری ها بنویسد،میخواهد
نزدیکی احساس خویش را با آنها به تصویر بکشد،به واقع میتوان
گفت موفق بوده است.

و اما کودکی که زندگی خویش را فریاد نمیکند،نه،در سکوت است
که میتوان نجوای درونش را احساس کرد،نگاهش بسیار عمیق
تامل برانگیز و ارزشمند است،نگاهی بسیار خالص و بی تکلف.

فقدان حضورتان در گالری را احساس میکردیم.
همینجا لازم میدانم خسته نباشید جانانه ای خدمت شما به
خاطر زحمات برپایی نمایشگاهی با هدفی غایی و والا را
که مدت مدیدی موجبات مشغله شما را فراهم آورده بود
عرض کنم.نمایشگاهی که از حضور پیدا کردن در آن به واقع خرسندم.

نگاه زیبایتان به کودکان و دغدغه شما بسیار ارزشمند است.

با احترام تقدیم به رضا وهمی/صابر وکیلی راد

3+

"۲۳:۰۳ ۲۲ مهر ۱۳۸۹" | مفید (6) | امتیاز (0) | علی باروتکوب (1143)

با سلام
صابر جان بهتر نبود به قوانین سایت (مثلاً عدم شناساندن عکاس!) بیشتر احترام بگذاریم ؟

"۲۳:۰۳ ۲۲ مهر ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (0) | صابر وکیلی راد (1317)

سلام علی جان.
حرفت رو کاملا میپذیرم و برام محترمه.
تخطی از قوانین گالری هیچوقت کار پسندیده ای نخواهد یود.
ممنونم از تذکرت.
"۰۰:۱۷ ۲۳ مهر ۱۳۸۹" | مفید (13) | امتیاز (2) | علیرضا میرزایی (1433)

حضور مولف در اثر یکی از مشخصه های آثار پسامدرن است .
یک جو فاصله گذاری برشتی برای تاکید بر واقعیت بازتاب در عکاسی و نه بازتابنده واقعیت.
نگاه کنید به حضور کیارستمی در سکانس پایانی فیلم طعم گیلاس
و حضور میلان کوندرا در رمان جاودانگی
سپاس برای این اشتراک بصری زیبا و پر مفهوم
سرفراز باشید 
"۱۰:۳۷ ۲۳ مهر ۱۳۸۹" | مفید (7) | امتیاز (3) | مهدی تکلّـــو (2660)

1547...

حضور مولف در اثر یکی از مشخصه های آثار پسامدرن است .

دیواری آجری با چینش نا منظم که با پرسپکتیوی این چنین در بک کادر حضور دارد تشویش گری های ذهن کوچکش را نشان می دهد .
زاویه ی تابش آفتاب و زاویه برداشت بازی سایه ها را در این قاب رغم زده است .
تکه چوبی نوک تیز که بمانند خنجری است که در دست دارد و سایه اش می رود و در شکم خودش فرو می رود مرا می ترساند از آینده اش .

شما نیز از این کودک عکس گرفته اید . و سایه ی شما نیز از سایه ی کودک عکس می گیرد ..

این کار را یک کار مستند صرف قلمداد نخواهم کرد چرا که درون مایه های بصری و کانسپچوالیستی اش به چشم می آید .

پ.ن:
این ثبت را باید 50 در 70 دید :)

سپاســـ3+ـــ
"۱۰:۴۲ ۲۳ مهر ۱۳۸۹" | مفید (7) | امتیاز (2) | شادی آفرین آرش (7742)

سایه های این عکس بی گمان حضور ارزشمندی در مفهوم این عکس بازی می کنند
شاید اصلن بیشترین تاثیر این عکس برگردد به حضور سایه در عکس
روی دیوار سایه هایی از حضور عکاس و کودکی که سایه اش بر روی دیوار کوچکتر از خود اوست
و نحیف و ضعیف دیده می شود
در سوی دیگر عکس
اما
کودکی می بینیم
با زمختی مردانه
و نگاهی باصلابت
چوبی شکسته در دست که سایه آن چوب بر روی لباسش به مثابه فلشی است که به کلمه ی puma (به معنای یوز پلنگ)اشاره دارد
شاید سایه ای کوچک داشته باشد
اما قدرت دستان مردانه ی کوچکش شاید به سان یوزپلنگ ها باشد
برای من کوچک و معصوم است و در عین حال سخت و بی باک است
آنقدر زندگی برایش ناخوشی به ارمغان آورده که نگاهش با تمام معصومیتی که در آن موجود است
نسبت به پیرامونش خشمی نیز در آن دیده می شود
حس دوگانه ای که نگاهش دارد
و وجود این سایه ها در عکس
آن عنوان بر روی لباس که سایه ها بر آن اشاره می کنند
من را در دوراهی معصومیت این کودک با تهاجمی بودنش قرار می دهد
از یک سو حس می کنم کودکی معصوم است
و از سویی دیگر احساس می کنم تا لحظه ای دیگر چون یوزپلنگی غران انتقام تمام سختی ها و نداشته هایش را
خواهد گرفت
...
نمی دانم شاید هم حس من اشتباه است

"۱۰:۴۲ ۲۳ مهر ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (0) | شادی آفرین آرش (7742)

و یک سوال
که ذهن مرا به خود مشغول کرد
در دسته بندی
انتخکر نکنم به دلیل وجود سایه تان باشد
آیا در این کودک چیزی دیده اید که او را به شما پیوند داده؟؟؟؟

"۱۰:۴۲ ۲۳ مهر ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (0) | شادی آفرین آرش (7742)

انتخکر نکنم به دلیل وجود سایه تان باشد
=
فکر نکنم پرتره از خود به دلیل وجود سایه تان باشد
....
شرمنده نمی دونم چرا اینجوری تایپ شد
"۱۱:۰۵ ۲۳ مهر ۱۳۸۹" | مفید (7) | امتیاز (3) | سعید حسن عباسی (13758)


سایه ات را نیز با خود می برم

قابش می کنم بر روی دیوار نگاه

شاید سایه ای دست بر قلب کوچکت گذارد،

و اندوه بزرگی را حس کند،

شاید !


درود بر شما بزرگوار و ممنون از ارسال
"۱۱:۳۹ ۲۳ مهر ۱۳۸۹" | مفید (3) | امتیاز (2) | داریـوش منصوری (6096)

سایه های این عکس بی گمان حضور ارزشمندی در مفهوم این عکس بازی می کنند
شاید اصلا بیشترین تاثیر این عکس برگردد به حضور سایه در عکس
زيباست
"۱۲:۲۸ ۲۳ مهر ۱۳۸۹" | مفید (3) | امتیاز (2) | محمدامین صاحب پور (3160)

سپاس دوست گرامی :
نمایشگاهت پر بار
سپاس برای تلاشت و آفرین بر همتت
حضور سایه عکاس حس خاصی دارد
انگار همه چیز لمس میشود حتی خود عکاس
پاینده باشید
+2
"۱۳:۰۸ ۲۳ مهر ۱۳۸۹" | مفید (3) | امتیاز (0) | علی باروتکوب (1143)

با سلام و درود
ترکیب بندی کار و چینش المان های تصویر عالی است.
آجرهای دیوار، به زیبایی جریانی از اطلاعات را به عکاس منتقل می کند و وی نیز به خوبی او با امانت داری تمام آن را به بیننده خویش منتقل می کند.
تنها نقطه ضعفی که در کار می بینم، کمی تحمیل عکاس بر سوژه است که با توجه به سایه و زاویه عکسبرداری احساس می شود.
ظاهراً محروم از امتیازدهی...
موفق باشید.
"۱۵:۵۹ ۲۳ مهر ۱۳۸۹" | مفید (8) | امتیاز (3) | لیلی دیلمی (3166)

درود
این عکس بازی زیبایست با بیننده
بیننده را بین دو سوژه میچرخاند
کودک و عکاس
اما چیزی که در اخر برنده میشود و بر چشم می نشیند
چیز دیگریست
سایه ای از کودک که بر روی دیواری آجری نقش بسته به حالت آماده باش
وقتی سایه را رها میکنی نا خود آگاه بر روی کودک میروی و بر دستانش چیزی مانند نی میبینی چیزی مانند سلاح
شاید او نگران است نگران همین دیواری که پشت سر اوست که شاید همین هم نباشد.
شاید عکاس را از خودش نمیداند شاید از او میترسد اما هر چه که هست نگران است
چیزی که من را کمی آزار میدهد همان سایه است
سایه ای که شاید او را نیز آزار میدهد
این عکس بیننده را در رفت و آمدی میان جنگ و صلح قرار میدهد
درست انگار که عکاس را درست وسط زندگی فرود آورده باشند و به او بگویند که از زندگی عکاسی کن
اما گویا کودک سالهاست که دارد خودش را وسط زندگی میبیند
و این شدت و فشار تا حدودی به بیننده منتقل میشود
شاید عکاس میخواهد به او بگوید همچون سایه ای بدنبال اوست
اما او همچنان وسط زندگیست و هنوز در فکر دیواری که پشت اوست
با درود بر تو دوست خوبم

"۱۵:۵۹ ۲۳ مهر ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (0) | رضا وهمی (8851)

در محضر شما استاد مهربان و بزرگوارم ، درسهایم را پس میدهم . امیدوارم در برداشتن گام نخست ، صحیح و موفق عمل کرده باشم و در کنار رضایت خدا و خلق خدا ، رضایت خاطر شما نیز فراهم شده باشد .
قدردان تمام زحمتها و همراهی های شما هستم و خاضعانه و خالصانه در برابر مقام والای انسانی و استادی شما سر تعظیم و احترام فرود می آورم .
"۱۶:۰۱ ۲۳ مهر ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (1) | سیدجلال الدین برادران حسینی (299)

سایه های این عکس بی گمان حضور ارزشمندی در مفهوم این عکس بازی می کنند
شاید اصلن بیشترین تاثیر این عکس برگردد به حضور سایه در عکس
ترکیب بندی خوب است...در مورد دسته بندی ها با خانم آرش موافقم...
موفق باشید
"۱۶:۰۷ ۲۳ مهر ۱۳۸۹" | مفید (5) | امتیاز (2) | ---- یاسمین ---- (508)


سلام دوست عزیز

حضور مولف در اثر یکی از مشخصه های آثار پسامدرن است .
یک جو فاصله گذاری برشتی برای تاکید بر واقعیت بازتاب در عکاسی و نه بازتابنده واقعیت.
نگاه کنید به حضور کیارستمی در سکانس پایانی فیلم طعم گیلاس
و حضور میلان کوندرا در رمان جاودانگی
سپاس برای این اشتراک بصری زیبا و پر مفهوم


Best wishes for you
"۱۷:۱۵ ۲۳ مهر ۱۳۸۹" | مفید (4) | امتیاز (3) | یاسر رضایی (1554)

ثبتی هوشمنذانه!
موفقیتت روز افزون
"۱۷:۳۱ ۲۳ مهر ۱۳۸۹" | مفید (4) | امتیاز (2) | روح اله ایزدشناس (1670)

سلام جناب وهمی عزیز



میتوان این ثبت را از آن دسته مردم نگاری ها دانست که میتوان
بسیار با آن ارتباط برقرار کرد،ارتباطی نه یکسویه،که میتوان با
صاحب اثر نیز احساسی نزدیک برقرار کرد.

انسانهای مختلف،حتی سایه های آنها نیز نقشی دارند.از کودک
هر دو جزء وجودیش،از صاحب اثر تک بعد او،گویی میخواهد برای
خویش داستانی در پس این مردم نگاری ها بنویسد،میخواهد
نزدیکی احساس خویش را با آنها به تصویر بکشد،به واقع میتوان
گفت موفق بوده است.

و اما کودکی که زندگی خویش را فریاد نمیکند،نه،در سکوت است
که میتوان نجوای درونش را احساس کرد،نگاهش بسیار عمیق
تامل برانگیز و ارزشمند است،نگاهی بسیار خالص و بی تکلف.

فقدان حضورتان در گالری را احساس میکردیم.
همینجا لازم میدانم خسته نباشید جانانه ای خدمت شما به
خاطر زحمات برپایی نمایشگاهی با هدفی غایی و والا را
که مدت مدیدی موجبات مشغله شما را فراهم آورده بود
عرض کنم.نمایشگاهی که از حضور پیدا کردن در آن به واقع خرسندم.

نگاه زیبایتان به کودکان و دغدغه شما بسیار ارزشمند است.



سربلندی تان را
"۱۸:۱۸ ۲۳ مهر ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (3) | مصطفـی نیرآبـادی (247)

سلام رضاجان
تابلوی هفتم .....!
نگاهی خاص
دکمه های باز
سایه چوب دستی روی پیراهن که درست مثل سرنیزه سلاح خودنمایی میکنه
وعکاسی که دوربینشو به سمت پسر نشانه گرفته
شواهد نشانگر وقوع جنگه....
جنگی که بینده رو با خودش در گیر میکنه........
آرم این شرکت متمول روی این سینه پردرد ورنج حرفهای زیادی واسه گفتن داره..........
"۲۱:۴۷ ۲۳ مهر ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (2) | احمد خیراله نژاد (1837)

سلام و خسته نباشيد بر رضا جان عزيز


و البته خوشحالي براي حضور در نمايشگاه و البته ديدن آثار شما دوست و استاد عزيز اين عكس رو هم به خوبي يادمه


حضور عكاس در عكس و قرار گرفتن سو‍ژه در مقابل عكاس رو خيلي مي پسندم كنتراست عالي تن رنگ عالي سياه و سفيد به خوبي به كار نشسته نمي دونم چرا اون اشاره اي كه به وسيله اون چوب دستي به اون برند پوما شده رو عجيب مي بينم قرار گرفتن سو‍‍ژه و البته نوع قرار گرفتن زاويه عكاس و حالت دراماتيك خود سوژه مرا به وجد مي آورد نگاه خيره پسر به عكاس و البته دوربين فكر ميكنم كمي حس رو از بين برده ولي در كل كار فوق العاده اي است

با توجه به صحبت هايي رو كه داشتيم از امروز آغاز به كار كردم و بسيارم خوشحالم كه به صحبت هاي اون روز شما و اون دوست عزيز گوش دادم
با كمال ادب +2
"۲۳:۰۵ ۲۳ مهر ۱۳۸۹" | مفید (3) | امتیاز (0) | امير محمد اولياء (5)

با سلام
مطالب زیادی از جانب دوستان نقل شد . دسته بندی عکس به نظر بنده جای اشکال داره چرا که پرتره ای از عکاس در عکس دیده نمیشه و تنها سایه ای از او در عکس حضور داره . بسته بودن کادر به خصوص از بالا که در اکثر آثار شما دیده می شود کمی از لحاظ بصری آزار دهنده است . چون سوژه به لبه کادر خیلی نزدیک است . ( نظرات شخصی)
موفق باشید .
1+
"۲۳:۱۸ ۲۳ مهر ۱۳۸۹" | مفید (7) | امتیاز (2) | احسان قنبری فرد (9266)

دوقاب را با هم و در هم میبینیم .
عکاسی مشتاق روبروی کودکی ایستاده است که زندگی اش را چون تمام کودکان دیگر دوست دارد و دمهایش را به مانند دیگران ارزش می نهد .
بگذرید از اینکه این زندگی در سایه میگذرد .
عکاس هم سایه ای بیش نیست . عکاس ..سایه گونه به زندگی اسن کودک سر میکشد و سایه کودک به نشانه معنای روشنی از کودک و کودکی و زندگی به او رخ مینمایاند .
سایه اش رو به عکاس دارد و مشتاقانه به توجه واکاوانه و ارزش گذار دوربین او آغوش میگشاید.
چهره دیگری از کودک را من و شما در کادر میبینیم.
این نگاه مغموم و محکم و متعصب نگاهی دیگر و متفاوت است از آنچه سایه اش به عکاس ارزانی داشته است .
عکاس در این ثبت کودک را .زندگی اش را امیدش را و به معنای تمام کلمه تمامیت کودک بودنش را نشانه رفته و تمام این مفاهیم را برای او قایل می شود . و در پاسخ آغوشی گشاده می بیند و سوژه اش کودکی میشود امیدوار..
من و ما اما کودکی میبینیم غمزده. خاک آلوده که چوبدستی در دستش انچنان ناشایست است که سلاحی نیزه مانند بدانیم و بخوانیمش شایسته تر خواهد بود و دیدنی تر.
ببینید که سلاحش را برای عکاس نمایش نمیدهد .
او سلاحش را برای هرکس که نگاهی واکاوانه و ارزش گذار داشته باشد نشان نخواهد داد.
سلاحش تیری است به چشمانی که این همه سختی را در دستان آفتاب سوخته و چهره زخم خورده اش میبینند و به راحتی میگذرند.. امید را اما و اعتماد و تعصب را در سایه اراده قاطع قامتش نمیبینند تا قدمی بردارند همراه و همسو با او ..شانه به شانه .. در راه دستگیری و ترمیم خانه اش.
"۰۰:۲۴ ۲۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (5) | امتیاز (0) | رضا وهمی (8851)


سلام و عرض ادب خدمت تمامی دوستان و بزرگواران .
از حضور و راهنمایی شما عزیزان ممنونم و به مانند همیشه از محضر شما می آموزم .

جا دارد در اینجا از حضور و همراهی دوستان خوب و همراهان مهربان که از شهرهای دور و نزدیک ، قدم رنجه نمودند و در نمایشگاه عکس کودکان جنگ و مهاجر حضور بهم رساندند ، صمیمانه تشکر و قدردانی کنم . امیدوارم شاهد موفقیتهای روز افزون تمامی دوستان در خانواده عکاسی دات کام باشیم .

در پاسخ به سوال خانم ارش و جناب اولیاء ، فقط به این توضیح مختصر بسنده میکنم که سکانس آخر ، برشی کوتاه از مسیر حرکتی و دغدغه های درونی عکاس است . درواقع فضای کلی عکس ( خود عکس ) یک پرتره کامل از عکاس است . اینکه تلاش اندک بنده در به تصویر کشیدن این کودکان و درگیر کردن مخاطب با احساسات آنها در قالب پرتره هایی ساده ( هرچند که گاها این نگاه و عکسها با دید فقرگرافی و ... از جانب برخی از دوستان مورد انتقاد نیز واقع میشد ) ، در جهت توجه به اصل موضوع ، یعنی خود کودکان است و به لطف خدا در نهایت نیز نتیجه این تلاش یکساله ، مورد توجه قرار گرفتن خود این کودکان در ابعاد بین المللی بود .

به شخصه این عکس را در بین عکسهای دیگرم ، نمونه کاملی برای بیان این دیدگاه میدانم . بیان مسیری که طی شد و هدفی که مد نظر بوده است . مسیر طی شده ( روایتی که سایه ها نقل میکنند یا همان داستان عکاسی از کودکان مهاجر ) برای رسیدن به اصل ماجرا و مورد توجه قرار گرفتن خود کودکان و احساساتشان ( درست به مانند همین کودک که در وضوح و کانون توجه است ) بوده است .

هدف نه عکاس است و نه عکسهایش . هدف این است که به عنوان یک عکاس اجتماعی ، خصوصا در مواجه با سوژه های خاص ، نگاه متفاوت تری داشته باشیم و تاثیر حضورمان در فضای جامعه را بیش از پیش نمایان کنیم .
من آموخته ام که عکاس اجتماعی چشم جامعه است و نباید فقط به گرفتن و ارائه عکس اجتماعی بسنده کنم . این به معنای ادغام شدن رسالت " عکاس " بودن با وظیفه " انسانی " نیست . هر کدام در جای خود تعریف و حد و مرز مشخصی دارند . اما در کنار هم قرار گرفتن این دو ، هم لذتی دو چندان دارد و هم تاثیری به مراتب بیشتر و مفیدتر .درسی بود که آموختم و به شخصه آنرا کاملا تجربه کردم و تاثیرش در فضای جامعه را دیدم و اینک این تجربه ارزشمند را با دوستان علاقه مندم به اشتراک میگذارم و مشتاقم که این نگاه فراگیر شود .

صمیمانه آرزومندم که زیبایی و تاثیر حضور تک تک عکاسان ( به ویژه علاقه مندان و عکاسان موفق دهه 60 در ژانرهای اجتماعی ) ،در فضای جامعه روز به روز گسترده تر شود .

"۰۶:۴۴ ۲۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (5) | امتیاز (2) | امیر عنایتی (5632)

سلام بر جناب وهمی عزیز.......

صابر عزیز زیبا نوشته است .....



میتوان این ثبت را از آن دسته مردم نگاری ها دانست که میتوان
بسیار با آن ارتباط برقرار کرد،ارتباطی نه یکسویه،که میتوان با
صاحب اثر نیز احساسی نزدیک برقرار کرد.

انسانهای مختلف،حتی سایه های آنها نیز نقشی دارند.از کودک
هر دو جزء وجودیش،از صاحب اثر تک بعد او،گویی میخواهد برای
خویش داستانی در پس این مردم نگاری ها بنویسد،میخواهد
نزدیکی احساس خویش را با آنها به تصویر بکشد،به واقع میتوان
گفت موفق بوده است.

و اما کودکی که زندگی خویش را فریاد نمیکند،نه،در سکوت است
که میتوان نجوای درونش را احساس کرد،نگاهش بسیار عمیق
تامل برانگیز و ارزشمند است،نگاهی بسیار خالص و بی تکلف.

فقدان حضورتان در گالری را احساس میکردیم.
همینجا لازم میدانم خسته نباشید جانانه ای خدمت شما به
خاطر زحمات برپایی نمایشگاهی با هدفی غایی و والا را
که مدت مدیدی موجبات مشغله شما را فراهم آورده بود
عرض کنم.نمایشگاهی که از حضور پیدا کردن در آن به واقع خرسندم.

نگاه زیبایتان به کودکان و دغدغه شما بسیار ارزشمند است.


ممنون از ارسال ......با احترام
"۰۸:۱۰ ۲۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (4) | امتیاز (2) | شاهین غفاری (2714)

با سلام و درود
تبريك به نوع نگاهت و تلاش انسان دوستانه ات به مناطق محروم و به خصوص كودكان...
اميدوارم شاهد پيشرفت روز افزونت باشيم.
موفق و پايدار باشي
"۱۰:۳۱ ۲۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (3) | امتیاز (0) | سعیده امیری (541)

سلام آقای وهمی یه تبریک دوباره و یه خسته نباشی برای برپایی نمایشگاهتون این عکس رو در نمایشگاهتون هم دیده بودم و باهاش ارتباط خوبی برقرار کرده بودم
این عکس دو داستان مختلف را بازگو میکند یکی داستان عکاس و یکی هم خود سوژه
با نوشته آقای قنبری فرد موافقم زیبا توصیف کردند
چهره دیگری از کودک را من و شما در کادر میبینیم. این نگاه مغموم و محکم و متعصب نگاهی دیگر و متفاوت است از آنچه سایه اش به عکاس ارزانی داشته است
ممنون از ارسال
موفق تر باشید
+3
"۱۰:۳۵ ۲۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (0) | سعیده امیری (541)

ببخشید نمیدونم چرا امتیازم ثبت نشد!
هر چند امتیاز این ثبت بیشتر از این هاست.
"۱۴:۴۰ ۲۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (4) | امتیاز (3) | ذکریا جاسمی (1100)

سلام آقاي وهمي
عكس كامل و عالي اي شده.
فرم سايه ها بينظير شدن .
اديت زيبا و نفس گيري داشتين .
لذت بردم .
موفق باشيد
"۱۷:۰۲ ۲۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (-6) | امتیاز (0) | Hasani Hasano (33)

فکر نمیکنید اگر کمی روی حات عکاس کار میکردید بهتر نمیبود، به طوری که معلوم باشه اون سایه ماله عکاسه، آخه بیننده در نگاه اول فکر میکند که سایه ی حیوانی 4 پا است ( مثلا گاو ) که قصد حمله به کودک را دارد...!

( اللبته جسارت اینجانب را عفو بفرمایید،ف این صرفا نظر شخصی بنده ی حقیر میباشد... )

"۱۷:۰۲ ۲۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (5) | امتیاز (0) | علیرضا میرزایی (1433)

امتیاز مفید بنده به کامنت جناب آقای سید محمد لاجوردی ناشی از یک اشتباه و نزدیکی آیکون مفید و غیر مفید بوده و بدینوسیله از کلیه کاربران و عکاس محترم پوزش میخواهم
نظر من به کامنت ۱- است
نگاهی به پروفایل و نظرات ارسالی ایشان نسبت به سایر عکسها نیز نظر اینجانب را در مورد غیر علمی بودن دیدگاه انتقادی ایشان تایید میکند
نیاز به تامل بیشتری داریم دوست من !

"۱۷:۰۲ ۲۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (0) | ﻣﮩﺪﮮ ﺍﺳﻤﺎﻋﻴﻠﮯ/ﻋﻠﮯ (1584)

این صرفا نظر شخصی بنده ی حقیر میباشد...

شمای حقیر نمیدانید توهین در یک سایت فرهنگی امکان دارد به ضررتان تمام شود؟

متاسفم برای شما و تحصیلاتتان.
"۱۸:۵۴ ۲۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (3) | امتیاز (2) | احد مداحی (2334)

یک جو فاصله گذاری برشتی برای تاکید بر واقعیت بازتاب در عکاسی و نه بازتابنده واقعیت.
نگاه کنید به حضور کیارستمی در سکانس پایانی فیلم طعم گیلاس
و حضور میلان کوندرا در رمان جاودانگی
سپاس برای این اشتراک بصری زیبا و پر مفهوم

پایدار باشید
"۱۹:۴۱ ۲۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (2) | زهرا درویشیان (4596)

ادم شبیه عکساش میشه. ادم شبیه اطرافش میشه. ادم سنگ میشه حتی. چوب میشه حتی. شبیه عکسات میشی ناخوداگاه- داری میشی کودکی زخم دیده
"۱۹:۴۵ ۲۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (2) | ابراهیم باختری بناب (8139)

سلام بر رضاي عزيز
دلمون واست تنگ شده بود البته ميدونم مشغول برگزاري نمايشگاه بودين
مردم نگاريهاي شما بزرگوار هميشه عالي بوده و هست
ثبتي گيرا با مد انتخابي بسيار شايسته اين ثبت و تاثير گذار
موفق باشيد دوست عزيز
2+
"۲۰:۰۸ ۲۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (3) | امتیاز (2) | محمد قدرتی وایقان (1418)

سلام ،

میتوان این ثبت را از آن دسته مردم نگاری ها دانست که میتوان بسیار با آن ارتباط برقرار کرد،ارتباطی نه یکسویه،که میتوان باصاحب اثر نیز احساسی نزدیک برقرار کرد.

انسانهای مختلف،حتی سایه های آنها نیز نقشی دارند.از کودک هر دو جزء وجودیش،از صاحب اثر تک بعد او،گویی میخواهد برایخویش داستانی در پس این مردم نگاری ها بنویسد،میخواهدنزدیکی احساس خویش را با آنها به تصویر بکشد،به واقع میتوانگفت موفق بوده است.

و اما کودکی که زندگی خویش را فریاد نمیکند،نه،در سکوت استکه میتوان نجوای درونش را احساس کرد،نگاهش بسیار عمیقتامل برانگیز و ارزشمند است،نگاهی بسیار خالص و بی تکلف.

نگاه زیبایتان به کودکان و دغدغه شما بسیار ارزشمند است.


براي وصف اين اثر چيزي بهتر از نقد جناب آقاي وكيلي راد نديدم .

شاد باشيد
"۲۰:۲۱ ۲۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (0) | وحید مازندرانی (63)

درود بر شما
برداشت بسيار زيبايي است.همه چيز عالي ميباشد.
ولي احساس ميكنم كودك زياد تمايل به قرار گرفتن در مقابل دوربين ندارد.
+2
"۲۲:۰۲ ۲۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (3) | امتیاز (0) | امیر مداحی (109)

سایه های این عکس بی گمان حضور ارزشمندی در مفهوم این عکس بازی می کنند
شاید اصلا بیشترین تاثیر این عکس برگردد به حضور سایه در عکس
زيباست .
ممنون در راهنمای از عکس در فکر...
"۲۳:۲۱ ۲۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (3) | امتیاز (2) | امید امیدواری (1727)

سلام دوست عزيزم...

برپايي نمايشگاه و ارائه دغدغه ها يت را تبريك ميگم .
اين قاب هاي ساده از كودكان رنج ديده و تكرار شدنشان از سوي شما ، نمايش متفاوتي از زندگي كودكان را نشان ميدهد كه با تك عكسهاي گرفته شده از سوي ديگر عكاسان تفاوت دارد.
به واقع با سوژه ها همرنگ مي شوي و مانند آودون بزرگ آنها را خوب به مخاطب معرفي مي كني...

منتظر پيروزيهاي ديگرت هستم...

"۰۰:۰۷ ۲۵ مهر ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (2) | کسری کاکایی (381)

درود
ببخشید دیر خدمت رسیدیم
با محسن رشیدی بارها درباره شما وکارهاتون بحث کردیم
ازون عکس سربازهای وطن شما خیلی خیلی خوشم میاد بسیار انسانی وباشکوه ثبت کردید
بادیدن این عکس وبیشتر عکسهای شما میتوان به یکروح ظریف واندیشه ای عمیق و یک نگاه انسانی رسید
ونکته بسیار مهم اینکه شما به فقر و بیعدالتی و...توریستی و غیر مسئولانه و پلی برای پیشرفت نگاه نمی کنی واین وفاداری عمل به اندیشه شما که در عکسهایتان نمودار است بسیار قابل تقدیر است.
وجود سایه نشسته عکاس در برابر سوژه کوچک ورنجدیده اما مظلوم و بیگناه و ایستاده درمقابل دوربین شاید هدف وجایگاه والای هنر را در کشف حقیقت وامید به ترمیم دلهای شکسته وحقوق پایمال شده انها باشد
امیدوارم این نمایشگاهتون رو بصورت خیابانی برگزار کنی تا ازدیدن ذوق سرشار مردم به وجد بیای و پیامت رو مستقیم بامردم عادی درمیان بگذاری و دقایقی اونا رو از روزمرگی جداکنی تا شاید هم باواقعیت روبرو بشن وهم بدونن میشه برای بهبود ادمهای داغونتر از خودمون به هر فرمی وقت گذاشت یا حداقل اونا رو درک کنیم امیدوارم.
فرصت شد بیا کرمانشاه خوشحال میشیم (با پوزش از دوستان) +3
"۰۱:۲۰ ۲۵ مهر ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (3) | سمیرا غفاریان قالیباف (437)

سلام و درود بر شما
چه زیبا عناصر در کنار هم خودنمایی می کنند و این چیدمان هنرمندانه،کادری بسیار با ارزش و ماندگار خلق کرده است.
دو قاب در یک کادر در کنار هم و مکمل یکدیگر.
نگاه این پسر انسان را بر سر دوراهی برای انتخاب احساس درونی اش قرار می دهد و چقدر متفاوت است این نگاه در مقابل نگاه ساده اش به عکاس که آرامش و معصومیت خاصی دارد.
آن نی که در دست دارد همچون نیزه ایست که برای مقابله با سختی ها در زندگی آماده کرده و سایه اش مانند اانگشتی است که به آرم پوما روی لباسش اشاره دارد.اما در سایه ی پسر هیچ نشانی از این نیزه نیست پس تهدید شامل عکاس نمی شود.این نشان می دهد که جنگ او بین زندگی و آینده ی نا معلومش است.
دیوار آجری بافت خوبی را ایجاد کرده.در این قاب زندگی پسرکی را دیدم در ظاهری شاید سرکش ولی باطنی معصوم که شما با تیزبینی آنرا ثبت کرده اید .

موفق و پیروز باشید
"۰۹:۱۱ ۲۵ مهر ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (2) | محمد رضا گودرزی (3885)

اول يك عذرخواهي از بابت عدم حضورم در نمايشگاهت كه بسيار دوست داشتم آنرا ببينم ...

ديگر اينكه خوب مي داني كه نقض بسياري از قوانين عكاسي گاه مي توانند به ظهور رويكرد هاي زيباشناسانه جديدي منجر شوند (مانند همين حضور سايه عكاس در كادر) اما بشرطي كه آگاهانه باشند
"۱۹:۰۲ ۲۵ مهر ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (0) | ﻣﮩﺪﮮ ﺍﺳﻤﺎﻋﻴﻠﮯ/ﻋﻠﮯ (1584)

سلام.
عکستان قابل ستایش است همانطور که در بالا مشاهده میشود.
نوعی عکس اجتماعی و یا همان فقرنگاری در لفظ عامیانه.
اما ادامه...
با احترام به شما و دوستان دیگر در رده شما چندی پیش چنین سبکی از عکاسی گمنام در گالری مشاهده کردم و بنابر سابقه و دانش حقیر فکر کردم عکس و ثبت خوبیست چه از لحاظ تکنیکی و چه از لحاظ موضوعی و حتی همین احساسات انسانی که در دسته بندی نیز از آن یاد شده.
اما آن عکس هیچ وقت 40 نظر را تجربه نکرد و این همه ستایش نشد.
بیایید اندکی منطقی باشیم و کلاهمان را قاضی کنیم
که چرا تا عکاس موقعیت خوبی نداشته باشد این اتفاق برایش نمی افتد؟ چرا کاربران طلایی همزمان برای عکسهای دیگر نظر نمیگذارند؟

در گوشه و کنار شهر بسیارند از این صحنه ها و ثبت های زیادی از این قبیل به بوجود می آیند. اما آیا فقط یک عکاس و یا عکاسا خاصی میتوانند آنها را خوب ثبت کنند؟

قبلاً هم گفته بودم خیلی ها مسافتی دور را می پیماند و هزینه های زیادی را متحمل میشوند چرا اینگونه مورد استقبال قرار نمیگیرند؟

باشد که دوستان ناشناس و گمنام را نیز در لیست الطاف خویش قرار دهیم.