گالری تصاویر "محسن اعتمادی فر"

         
عکس
نام :   من زن نخواهم ماند (امتیاز : 45)
عکاس :   محسن اعتمادی فر (امتیاز : 2272)
نوع دوربین :   Nikon
مدل دوربین :   Nikon D300
نوع لنز :   Nikon
مدل لنز :   NIKKOR 18-105MM F/3.5-5.6G ED VR AF-S DX
فیلتر :   UV
دیافراگم :   F3.5
ایزو :   200
نظرات :   28
بازدیدها :   1372
تاریخ ارسال :   ۱۶ مهر ۱۳۸۹
علاقه‌مندی‌ها :   2
دسته‌بندی سايت :   سیاه و سفید , مفهومی
توضیحات عکاس
دومین عکس من از مجموعه ( زن ) این عکس درست همان لحظه ای است که نام ( من زن نخواهم ماند ) را رقم زده است و قصد هیچ گونه بی احترامی به مقام زنان نبوده. و مرتبط با عقاید فمنیستی و ضد فمنیستی نمی باشد. ممنون که می بینید.

"۱۱:۴۹ ۱۶ مهر ۱۳۸۹" | مفید (7) | امتیاز (0) | میثم ابراهیمی (318)

درود
باید خدمتتان عارض شوم که به هدفتان در این عکس رسیدید...
فضایی سرد،تاریک وخفقان آور/
استفاده از المان های دستکش و سینک ظرفشویی و البته حضور غائب زنی که تمامی دغدغه هایش در آشپزخانه و خانه داری خلاصه می شود.
زاویه برداشت به القای حس رنجش کمک کرده اما می توانست بهتر هم باشد.
ممنون
موفق باشید
"۱۲:۰۶ ۱۶ مهر ۱۳۸۹" | مفید (6) | امتیاز (3) | امیر هدایتی (217)

درود
به عکس که نگاه می کنم انگار همین چند ثانیه پیش بوده که زن صحنه را ترک کرده. و همه چیز تازه و تاثیر گذار است به خصوص حضور زنی که تنها در چیزهایی خلاصه شده که ( نباید )
لذت بردم دوست من.
"۱۲:۱۵ ۱۶ مهر ۱۳۸۹" | مفید (5) | امتیاز (3) | ایمان گلابوند (359)

با سلام
آن چیز که این عکس را خاص کرده است همان حس جاری است که در ثانیه ها و نبود آن المان که نامش زن هست وجود دارد. و چه غیبت سنگینی. چه حجم عظیم غمی.
موفق باشید
"۱۳:۵۱ ۱۶ مهر ۱۳۸۹" | مفید (5) | امتیاز (0) | محمد صفرپور/ نوروز (1792)

از این دست تصاویر را شاهد بوده ام ولی این ثبت تلاش بر این دارد مرا با مفهومی همانند دیگر ثبت ها اما کامل تر آشنا سازد...

انتخاب زاویه دید High Angle به المان های حاضر در صفحه نوعی رکود میبخشد و آن هارا بی جان میکند....

مود رنگ غمگین و تاثیر گذار نیز بر این غم میفزاید...

عذر خواهم بابت محرومیت از ثبت امتیاز
"۱۸:۳۸ ۱۶ مهر ۱۳۸۹" | مفید (4) | امتیاز (0) | اشکان قدیمی (81)

درود بر شما
عکس بسيار زيبايي است و لحظه ي بسيار قشنگي را ثبت کرده ايد. تلاش شما قابل تقدير است.
موفق باشيد.
بدرود
"۲۳:۱۱ ۱۶ مهر ۱۳۸۹" | مفید (14) | امتیاز (2) | احسان قنبری فرد (9266)

نگاه به عنصر موثر خلقت در این ثبت به گونه ای بسیار بدبینانه شکل میگیرد و گلایه ای تلخ را از روزمرگی سایه گسترده بر دارنده عناوین عظیمی چون مادر و همسر را به زبان بصری میراند ..
همواره این بخش از زندگی که به رسم عرف سهم موجود مونث گشته است ..مورد بحث و جدل قرار داشته است که البته این نمایه جزیی است که نشانگر تمام همگونی های همراه خود میشود که نیمه زجر آور زندگی زن را با دیدی نه چندان مثبت نگر مورد واکاوی و اعتراض قرار دهد ..
سینکی تمیز و کاری انجام شده نشان میدهد و بیانگر آن است که زن..موجود معترض کادر علیرغم این اعتراض واضح و موکد در عنوان تا این لحظه کار خود را به خوبی انجام داده است و از بودن خویش تا اکنون سر نتابیده است ..
دستکشهای رها شده اما نشانه دست از ار شستن نیست..نماد دست از هویت القاشده کشیدن است ..
دستکش ها نماد و نشانه ای میشوند در این ثبت که زن بودن به معنای روزمرگی و تمام نمایه های رنج آور آن را دلالت میکند و این رهاشدگی و رهانهادن آن ..نماد روگردانی مولف از این نماد و آن مدلول است..
استفاده از نور طبیعی..فضای ساده و البته نیمه الوده در اطراف آن بخش که مربوط به انجام وظیفه است..همراه با سایه هایی که در تضاد با نور میانه ثبت است.. فضایی تنفر آمیز را دلالت کرده است که کاری منظم و هر روزه و البته کامل انجام شده را بر حسب اجبار و تکرار شاهد بوده و امروز نیز..اما آلودگیهای زجر اور آن کارد را به استخوان رسانده و درد را بر زبان...

استفاده ماتریالیستی از المانهای معمول به خوبی و در خدمت مفهوم برآورده و ارزیابی میگردد تا هنرمند را در بیان این درد مشترک موفق بدانیم..
"۰۰:۰۱ ۱۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (5) | امتیاز (2) | امیر حسین مددی (7987)

با سلام
دوستان (به خصوص جناب قنبری فرد) نظرات کامل و مبسوطی ارائه داده اند .
سینکی تمیز و کاری انجام شده نشان میدهد و بیانگر آن است که زن..موجود معترض کادر علیرغم این اعتراض واضح و موکد در عنوان تا این لحظه کار خود را به خوبی انجام داده است و از بودن خویش تا اکنون سر نتابیده است ..

ممنون از ارسال
"۰۷:۱۴ ۱۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (4) | امتیاز (2) | محمود ترابی (2376)

با سلام

استفاده از المان های دستکش و سینک ظرفشویی و البته حضور غائب زنی که تمامی دغدغه هایش در آشپزخانه و خانه داری خلاصه می شود.
زاویه برداشت به القای حس رنجش کمک کرده اما می توانست بهتر هم باشد.
ممنون
موفق باشید
"۱۱:۳۷ ۱۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (5) | امتیاز (0) | حمید عزیزی خانقاهی (6679)

با سلام و ادب
ثبت زيبايي شده . در عين سادگي مفهوم آن را رسانده است.استفاده از نور طبیعی..فضای ساده و البته نیمه الوده در اطراف آن بخش که مربوط به انجام وظیفه است..همراه با سایه هایی که در تضاد با نور میانه ثبت است..
موفق باشيد
ببخشيد محروم از امتيازدهي
2+: عکس با کیفیت است
"۱۲:۱۰ ۱۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (5) | امتیاز (2) | علی باروتکوب (1143)

با سلام و درود
كارگرداني خوبي روي ثبت انجام شده و به خوبي منظور صاحب اثر را به بيننده منتقل مي كند.
محل قرارگيري دستكش ها و چينش المان هاي تصوير به گونه اي است كه گويا زن غايب مورد نظر روبروي ما ايستاده و دارد سخن مي گويد.
جالب است كه هيچ كدام ار بانوان محترم عضو گالري،‌هنور ابراز نظري نكرده اند !
موفق باشيد.
"۱۳:۴۰ ۱۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (6) | امتیاز (2) | نیلوفر حسین زاده مقدم (3544)

درود بر شما

جدیدا وسیله ای بنام ماشین ظرفشویی اختراع شده توسط آقایونی که حقوق و استعدادهای مادران .همسران و دخترانشون رو بخوبی شناخته اند و اون رو در سینک ظرفشویی و یک جفت دستکش خلاصه ندیده اند.

آقایانی که با افتخار و غرور از آزادی و بهره مندی عزیزانشون از توانایی ها به خود میبالند.

اگه لحن کامنتم بنظر تند میاد عذرخواهم که قصدم تندی نبوده
با عرض احترام فراوان حضور عکاس و آقایان گرامی سایت و خواهران گرانقدرترم از ارزشمندترین جواهرات دنیا ..

پاینده باشید.
"۱۴:۴۵ ۱۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (4) | امتیاز (2) | هما اثنا عشری (363)

درود

عکس تو دسته عکسهای مفهومی کاملا می تواند مفهوم را برساند.
زنی از که از زن بودن فرار می کند با بر جا گذاشتن دستکشها در جایی که بیشتر وقتش را آنجا می گذراند.
کنتراست بالای عکس نشان از تلخی کار گذشته است.
و اینکه کار خود را به پایان رسانیده و بعد محل را ترک کرده است.

ثبت تلخی است اما پر مغز.

پاینده باشید
"۱۵:۱۶ ۱۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (5) | امتیاز (2) | ﻣﮩﺪﮮ ﺍﺳﻤﺎﻋﻴﻠﮯ/ﻋﻠﮯ (1584)

سلام. نقد منحصر بفرداحسان عزیز را خواندم. به احترامش کپی نمیکنم. او نعمت گالری ماست.
"۱۵:۲۲ ۱۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (5) | امتیاز (2) | محمد قدرتی وایقان (1418)

سلام ،

ثبتي بسيار زيبا و موفق .

دستكشها و سينكي ترك شده ، اعتراضي هويداست از يك زن به موقعيتش .

المانهاي آشنا را در انتقال مفهوم بخوبي بخدمت گرفته ايد .

ناخود آگاه به ياد ثبتي با همين مضمون ( و نه شبيه ) از سركار

خانم قنبرپور افتادم

اينجا

شايد مقايسه ايندو عكس زيبا از شما اساتيد ( در عين

اينكه از ارزشهاي ثبت شما نمي كاهد ) خالي از لطف نباشد

و متني از فروغ ، كه عكس با آن برايم دلنشين تر ميشود

کدام قله ، کدام اوج .

مرا پناه دهید ای اجاقهای پر آتش-ای نعلهای خوشبختی

و ای سرود ظرفهای مسین در سیاهکاری مطبخ

و ای ترنم دلگیر چرخ خیاطی.

و ای جدال روز و شب فرشها و جاروها


شاد و سربلند باشيد
"۱۵:۳۰ ۱۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (4) | امتیاز (2) | آ ر ش ا سـکـو یـی (1185)

نگاه به عنصر موثر خلقت در این ثبت به گونه ای بسیار بدبینانه شکل میگیرد و گلایه ای تلخ را از روزمرگی سایه گسترده بر دارنده عناوین عظیمی چون مادر و همسر را به زبان بصری میراند ..
همواره این بخش از زندگی که به رسم عرف سهم موجود مونث گشته است ..مورد بحث و جدل قرار داشته است که البته این نمایه جزیی است که نشانگر تمام همگونی های همراه خود میشود که نیمه زجر آور زندگی زن را با دیدی نه چندان مثبت نگر مورد واکاوی و اعتراض قرار دهد ..
سینکی تمیز و کاری انجام شده نشان میدهد و بیانگر آن است که زن..موجود معترض کادر علیرغم این اعتراض واضح و موکد در عنوان تا این لحظه کار خود را به خوبی انجام داده است و از بودن خویش تا اکنون سر نتابیده است ..
دستکشهای رها شده اما نشانه دست از ار شستن نیست..نماد دست از هویت القاشده کشیدن است ..
دستکش ها نماد و نشانه ای میشوند در این ثبت که زن بودن به معنای روزمرگی و تمام نمایه های رنج آور آن را دلالت میکند و این رهاشدگی و رهانهادن آن ..نماد روگردانی مولف از این نماد و آن مدلول است..
استفاده از نور طبیعی..فضای ساده و البته نیمه الوده در اطراف آن بخش که مربوط به انجام وظیفه است..همراه با سایه هایی که در تضاد با نور میانه ثبت است.. فضایی تنفر آمیز را دلالت کرده است که کاری منظم و هر روزه و البته کامل انجام شده را بر حسب اجبار و تکرار شاهد بوده و امروز نیز..اما آلودگیهای زجر اور آن کارد را به استخوان رسانده و درد را بر زبان...

استفاده ماتریالیستی از المانهای معمول به خوبی و در خدمت مفهوم برآورده و ارزیابی میگردد تا هنرمند را در بیان این درد مشترک موفق بدانیم..


موفق باشید
aRash.oSkooie
"۱۶:۰۷ ۱۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (5) | امتیاز (0) | اعظم آیتی زاده (424)

نمی دونم چرا زنانگی رو این همه تلخ و سرد و منزجرکننده به تصویر می کشند و تا این حد مختصر . این نگاه رو باید کمی تغییر داد . زن در کار خانه هویت نگرفته که حالا بعنوان اعتراض اون رو ترک کنه . القای چنین تعابیری از زن امروز منطقی به نظر نمی رسه . زمان تفاوتهایی رو بوجود آورده که شایسته است دیده بشن .
"۱۶:۲۰ ۱۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (4) | امتیاز (2) | سعیده امیری (541)

در عکستون اعتراض یا گله ای حس میکنم گله یک زن خسته از زندگی
حالت دستکشها خیلی جالب شده مثل اینکه ‍رها شده
اند خستگی و روزمرگی برداشتی بود که از این عکس داشتم
ممنون
+2
"۱۶:۳۳ ۱۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (7) | امتیاز (2) | پروانه پاری (3229)

من زن بودم
من زن هستم
من زن خواهم ماند.
با دستکش / با ماشین ظرفشویی/ بی دستکش.
با یغض / با حسرت / با کنتراست بالا/ با سباهی و سفیدی.
با رهایی روزمرگی و عادت .و باز سراغ انها رفتن.
من زن خواهم ماند . اضطراب نشستن ظرفهایم را بعد از ناهار و شام دوست خواهم داشت چرا که به یاد دستان محکم خود خواهم افتاد .به یاد نعمت سلامتی و نعمت هست بودن.
من زن خواهم ماند چرا که کادر گسترده تر از خلقت در من است. هستی از من است و زایش در من.
من زن خواهم ماند .




سلام دوست هنرمند.
کادر و ترکیب گویایی را انتخای کرده اید.
جان بخشی به وسایل و احساس جضور زن را با ویرابش اگاهانه و نورها عالی ثبت کرده اید.


بااحترام
"۱۶:۵۸ ۱۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (7) | امتیاز (2) | امیر عنایتی (5632)

سلام بر محسن اعتمادی فر عزیز.....

احسان عزیز چه زیبا نقد نموده....

نگاه به عنصر موثر خلقت در این ثبت به گونه ای بسیار بدبینانه شکل میگیرد و گلایه ای تلخ را از روزمرگی سایه گسترده بر دارنده عناوین عظیمی چون مادر و همسر را به زبان بصری میراند ..
همواره این بخش از زندگی که به رسم عرف سهم موجود مونث گشته است ..مورد بحث و جدل قرار داشته است که البته این نمایه جزیی است که نشانگر تمام همگونی های همراه خود میشود که نیمه زجر آور زندگی زن را با دیدی نه چندان مثبت نگر مورد واکاوی و اعتراض قرار دهد ..
سینکی تمیز و کاری انجام شده نشان میدهد و بیانگر آن است که زن..موجود معترض کادر علیرغم این اعتراض واضح و موکد در عنوان تا این لحظه کار خود را به خوبی انجام داده است و از بودن خویش تا اکنون سر نتابیده است ..
دستکشهای رها شده اما نشانه دست از ار شستن نیست..نماد دست از هویت القاشده کشیدن است ..
دستکش ها نماد و نشانه ای میشوند در این ثبت که زن بودن به معنای روزمرگی و تمام نمایه های رنج آور آن را دلالت میکند و این رهاشدگی و رهانهادن آن ..نماد روگردانی مولف از این نماد و آن مدلول است..
استفاده از نور طبیعی..فضای ساده و البته نیمه الوده در اطراف آن بخش که مربوط به انجام وظیفه است..همراه با سایه هایی که در تضاد با نور میانه ثبت است.. فضایی تنفر آمیز را دلالت کرده است که کاری منظم و هر روزه و البته کامل انجام شده را بر حسب اجبار و تکرار شاهد بوده و امروز نیز..اما آلودگیهای زجر اور آن کارد را به استخوان رسانده و درد را بر زبان...

استفاده ماتریالیستی از المانهای معمول به خوبی و در خدمت مفهوم برآورده و ارزیابی میگردد تا هنرمند را در بیان این درد مشترک موفق بدانیم..


عکاسی را میدانی دوست من ......

موفق باشی .....با احترام2+
"۱۸:۳۵ ۱۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (4) | امتیاز (3) | اشکان صفی (322)

15 دقیقه قبل از این که بخوام این عکس رو بببینم یه جمله خوندم : (( قرن‌ها است که زنان به مثابه آیینه‌هایی درشت‌نمای،این امکان را برای مردان فراهم آورده‌اند تا خود را دوبرابر بزرگتر از آن‌چه هستند، ببینند ويرجينيا وولف )) نمیدونم قبل از این که عکس رو ببینم نوشتت رو خوندم احساس کردم نوشتت ذهن من و برد جای دیگه بیشتر دوست داشتم یه حس و حال درونی بیشتر تو من به وجود بیاد با دیدن عکس....ولی در کل عکس رو به شدت دوست دارم...مرسی
"۱۹:۰۹ ۱۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (6) | امتیاز (2) | نیما مقیمی (6527)

با سلام

اول که این عکس رو دیدم با خودم گفتم که لابد یکی از خانمها این عکس رو فرستاده حالا که اسم شما رو دیدم ، متوجه شدم هنوز هستند کسانی که به دور از خطوط ذاتی (در این جامعه) مرد و زن وجودشان ، برای انسانها ، انسان بودن می خواهند ..

دلم نمی خواد از نکات تکنیکی عکس چیزی بگم چون حسش بیشتر بر من غلبه می کنه .

با ارادت .
"۲۰:۲۲ ۱۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (4) | امتیاز (2) | احد مداحی (2334)

سینکی تمیز و کاری انجام شده نشان میدهد و بیانگر آن است که زن..موجود معترض کادر علیرغم این اعتراض واضح و موکد در عنوان تا این لحظه کار خود را به خوبی انجام داده است و از بودن خویش تا اکنون سر نتابیده است ..
دستکشهای رها شده اما نشانه دست از ار شستن نیست..نماد دست از هویت القاشده کشیدن است ..
دستکش ها نماد و نشانه ای میشوند در این ثبت که زن بودن به معنای روزمرگی و تمام نمایه های رنج آور آن را دلالت میکند و این رهاشدگی و رهانهادن آن ..نماد روگردانی مولف از این نماد و آن مدلول است..


پایدار باشی
"۰۰:۴۶ ۱۸ مهر ۱۳۸۹" | مفید (3) | امتیاز (2) | نیکروز بهادرمنش (452)

با سلام ...
این عکس مرا یاد یکی ازعکس های خودمن انداخت اما با دیدن این عکس ارزش کار شما برایم بیشتر شد.
(
حالت افتاده ی دستکش ها و نحوه ی قرار گیری آنها نسبت به یکدیگر قبل از هر چیز ما را به یاد کسی که ای دستکش ها رااستفاده می کند می اندازد.مخصوصا اینکه افتادگی و آویزانی آنها توصیفی گویا و تاریک را از زنان جامعه یمان را تداعی می کند:بردگی
یکی دیگر از نقاط قوت و منحصر به فرد عکس به زاویه خاص و کج انتخابی عکاس است ،گویا بیننده را در مکان عکاس برداری قرار می دهد و با چشمان خویش نظاره می کند.
مود رنگی و کناره های سیاه عکس به تصویر سازی عکاس کمک شایانی کرده است.
با تشکر
ن ی کروز

"۰۸:۱۶ ۱۸ مهر ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (2) | محمد رضا گودرزی (3885)

اولين موردي كه به ذهنم رسيد اين بود كه بايستي دستكش ها در سمت پايين عكس و هر دو در يك سوي قرار مي داشتند؟!

اميدوارم ايراد بي جائي نباشد ...
كثيفي فضا در تقابل خوبي با تميزي سينك ظرف شوئي قرار گرفته كه يك كنتراست و در عين حال يك جور حس تنفر را در قاب تصوير مي آفريند...

موفق باشي
"۰۹:۱۹ ۱۸ مهر ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (2) | زهرا دلاوری (4393)

من یک زنم، من یک انسانم.

در درونم، روحی پاره پاره را با خود به هرسو می کشم.

در یک سویم جواهر، در سویی دیگر خون

در یک سویم شعرو قصه، در سوی دیگر لباس های چرک و نشسته

در یک سویم غنچه های شکفته، در سویی دیگر ویرانی



موهای غبار نشسته ام پریشانِ باد،

با خشمی سوزان،

همچون رازی سربه مهر، شعرها را به خط آتشین،

به درنگی،

بی سکون،

جان بر لب،

با خمیر دستانم میسرایم و می گذرم


همین !!
شاد باشید
:)

"۰۹:۱۹ ۱۸ مهر ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (0) | اشکان صفی (322)

سلام...شعر از خودتون بود؟ جالب بود ، خوشم اومد ... فقط نگاهی که از زن دارید احساس نمیکنید زیادی موجود زجبر دیده هستش؟
ولی در کل لحن شعرتون رو دوست دارم...مرسی
"۱۲:۰۶ ۱۸ مهر ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (2) | پریسا شادمان گهر (784)

هرچند عکاس عدم ارتباط عکس را با عقاید فمنیستی بیان کرده اما این ثبت چیز دیگری می گوید !

آقای قنبری فرد همه چیز را بیان کردند و من گفته های ایشان را دوباره تکرار نمی کنم.

عکاسی را میدانی دوست من ......
"۱۶:۱۹ ۱۷ خرداد ۱۳۹۰" | مفید (0) | امتیاز (0) | مژده یونس مهاجر (1363)

سلام...
عکساتون ساده ولی سرشار از پیچیدگی...
همیشه موفق باشید
"۱۲:۴۷ ۲۴ مرداد ۱۳۹۰" | مفید (1) | امتیاز (2) | سید آرمان نبی پور (2599)

نگاه به عنصر موثر خلقت در این ثبت به گونه ای بسیار بدبینانه شکل میگیرد و گلایه ای تلخ را از روزمرگی سایه گسترده بر دارنده عناوین عظیمی چون مادر و همسر را به زبان بصری میراند ..
همواره این بخش از زندگی که به رسم عرف سهم موجود مونث گشته است ..مورد بحث و جدل قرار داشته است که البته این نمایه جزیی است که نشانگر تمام همگونی های همراه خود میشود که نیمه زجر آور زندگی زن را با دیدی نه چندان مثبت نگر مورد واکاوی و اعتراض قرار دهد ..
سینکی تمیز و کاری انجام شده نشان میدهد و بیانگر آن است که زن..موجود معترض کادر علیرغم این اعتراض واضح و موکد در عنوان تا این لحظه کار خود را به خوبی انجام داده است و از بودن خویش تا اکنون سر نتابیده است ..
دستکشهای رها شده اما نشانه دست از ار شستن نیست..نماد دست از هویت القاشده کشیدن است ..
دستکش ها نماد و نشانه ای میشوند در این ثبت که زن بودن به معنای روزمرگی و تمام نمایه های رنج آور آن را دلالت میکند و این رهاشدگی و رهانهادن آن ..نماد روگردانی مولف از این نماد و آن مدلول است..
استفاده از نور طبیعی..فضای ساده و البته نیمه الوده در اطراف آن بخش که مربوط به انجام وظیفه است..همراه با سایه هایی که در تضاد با نور میانه ثبت است.. فضایی تنفر آمیز را دلالت کرده است که کاری منظم و هر روزه و البته کامل انجام شده را بر حسب اجبار و تکرار شاهد بوده و امروز نیز..اما آلودگیهای زجر اور آن کارد را به استخوان رسانده و درد را بر زبان...

استفاده ماتریالیستی از المانهای معمول به خوبی و در خدمت مفهوم برآورده و ارزیابی میگردد تا هنرمند را در بیان این درد مشترک موفق بدانیم..