گالری تصاویر "هادی دهقان‌پور"

         
عکس
نام :   ش‌ه‌ی‌د (امتیاز : 84)
عکاس :   هادی دهقان‌پور (امتیاز : 9761)
نوع دوربین :   Canon
مدل دوربین :   Canon EOS 450D
نوع لنز :   Canon
فیلتر :   UV
دیافراگم :   F8
سنسور :   12 MP
شاتر :   1/60 ثانیه
ایزو :   100
نظرات :   55
بازدیدها :   2625
تاریخ ارسال :   ۰۴ مهر ۱۳۸۹
علاقه‌مندی‌ها :   5
دسته‌بندی کاربر :   زیر گُنبد کبود
دسته‌بندی سايت :   احساسات انسانی , مفهومی
توضیحات عکاس

"۱۰:۰۱ ۰۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (14) | امتیاز (3) | زهرا دلاوری (4393)

اینک این منم ...
فارغ از خیال تو ...
غرق در خودم ، در اندیشه هر چه غیر تو
اینک این منم با دغدغه هایی به کوچکی آفتاب سوختگی پوست صورتم
زیاد هم انگار برای من تفاوتی نمیکند که این چتر بر سر گرفته نه که تنها اشعه های آفتاب هفته اول پاییز را که حتی پرتوهای شجاعت تو را هم بعد از 30 سال از من خواهد گرفت
اینک این منم چشم بسته ، پای بر پای نهاده انگار که عکس های خاکی ات را و خاطرات همه جوانی و عشق ت را گذرا و تیتر وار نظاره میکنم
اینک این منم که خود دربی را که تو گشوده بودی ، قفل زده ام و نه چندان منتظر این سو نشسته ام
اینک این منم ...
اووه انگار خیلی هم مهم نیست
نه اهمیتی ندارد...
پاییز 89 را عشق است
مرا چه به هفته اول پاییز59
آه پادشاه فصل ها پاییز ...
:)
"۱۰:۲۶ ۰۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (7) | امتیاز (3) | شاهین غفاری (2714)

با درود
با حداقل المان و استفاده از كمترين امكانات شاهد نگاه معنا دار و به روزي هستيم به تاريخي پر فراز و نشيب.
در واقع روايتي عكاسانه كه ما را وا مي دارد با ذهنمان جستاري را در ذهنمان آغاز و ختم كنيم و از اين رو به نظرم با روايتي داستاني مواجهيم كه انگار پنجه به پنجه فيلم نامه اي سينمايي هم مي سايد... عناصر و المان ها با تفكر انتخاب شده... عكاس مستقيم و بي حاشيه و به دور از رمز و رموز طعنه نيش داري به سوء استفاده ها و بي خيالي كساني زده كه مانده اند و سر خوش و بي دغدغه چتر امنيتشان را كنار اسم و رسم كساني كه جانفشاني كردند بر قرار ساخته اند كساني كه حتي تاب آفتاب را ندارند و چتر و عينكشان برقرار است تا حتي آزاري به چشمانشان هم نرساند... آن در بسته و ديوار شكسته اوج كار است... جايي كه بيننده نمي داند در به كجا باز مي شود... چه كسي ديوار را تخريب كرده و چه كسي پشت آن در است؟
در واقع ما با دو ذهنيت سروكار داريم آنكس كه اينسو هست و ديده مي شود و آنكس يا كساني كه آنسو هستند و ديوار را شكسته و دري ساخته و بسته اند و ديده نمي شوند....
نگاه دلسوزانه عكاس نشان از دغدغه هنرمند به اين روزهاست. جاي آنان كه نيستند خالي....
تشكر از اشتراك


"۱۰:۲۶ ۰۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

شاهین عزیز! ممنون از تفسیر روشنت
"۱۰:۴۱ ۰۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (6) | امتیاز (2) | پروانه پاری (3229)

قاب پیش رو مفهوم و تعهدی اجتماعی و فرهنگی را در تلاش است دگر باره و از منظر و اجرای شخصی خود مطرح سازد.
شهید رفته است بنا بر هر دلیل و اعتقادی.رفتن او ماندن دیگران است و بر سفره ی نعمات بی پایان و نابرابر جامعه برای گروهی نشستن.
شهید رفته است و داغ او بر دل مادر و عکس او قاب گرفته بر طاقچه ی حزن خانه و گروهی در شادیهای قدرت و شکوت زمانه.
شهید رفته است و خاک دل میهن اش در اخیتار ؟؟؟؟؟؟؟
انها رفته اند و به نام انها و به کام دیگران .


تشکر از ثبت و اجرای قوی شما دوست هنرمند.
"۱۰:۴۲ ۰۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (4) | امتیاز (2) | حمید عزیزی خانقاهی (6679)

با سلام و ادب
ثبت زيبايي شده . غوطه ور شدن به زندگي مادي و جابجايي ماديات با معنويات و متاسفانه غلبه هميشگي اولي بر دومي در دنياي امروز ما
موفق باشيد
"۱۱:۰۱ ۰۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (5) | امتیاز (2) | سید مصطفی زمانی (4013)

با حداقل المان و استفاده از كمترين امكانات شاهد نگاه معنا دار و به روزي هستيم به تاريخي پر فراز و نشيب. در واقع روايتي عكاسانه كه ما را وا مي دارد با ذهنمان جستاري را در ذهنمان آغاز و ختم كنيم و از اين رو به نظرم با روايتي داستاني مواجهيم كه انگار پنجه به پنجه فيلم نامه اي سينمايي هم مي سايد
"۱۱:۱۷ ۰۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (6) | امتیاز (2) | مــیلاد مـمتاز (1372)

درود بر شما دوست گرامی
دقایقی هست به ثبت شما نگاه میکنم...
به یاد آهنگ استاد ناظری افتادم...

میگذرد کاروان، روی گل ارغوان
قافله ‌سالار آن، سرو شهید جوان
در غم این عاشقان، چشم فلک خون ‌فشان
داغ جدایی به دل، آتش حسرت به جان
خورشیدی، تابیدی، ای شهید
در دلها، جاویدی، ای شهید
میگرید در سوگت آسمان
میسوزد از داغت شمع جان
چون روید لاله از خاک تو
یاد آرم از جان پاک تو
یاد آرم از جان پاک تو
بنگر چون شد، دلها خون شد، زین آتشها
از موج خون، شد لاله‌ گون، دشت و صحرا
زین درد و غم، گرید عالم، ای شهید ما
از این ماتم خون میگریم
ای یاران، ای یاران، سوزم از داغ غمی
داغ ظلم و ستمی
خون هر جانباز، می‌دهد آواز
جان فدای وطنم، خاک ایران کفنم
ای دریغا، لاله ما
گشته گلگون، خفته در خون
خورشیدی، تابیدی، ای شهید
در دلها، جاویدی، ای شهید
میگرید در سوگت آسمان
میسوزد از داغت شمع جان



عناصر و المان ها با تفكر انتخاب شده... عكاس مستقيم و بي حاشيه و به دور از رمز و رموز طعنه نيش داري به سوء استفاده ها و بي خيالي كساني زده كه مانده اند و سر خوش و بي دغدغه چتر امنيتشان را كنار اسم و رسم كساني كه جانفشاني كردند بر قرار ساخته اند كساني كه حتي تاب آفتاب را ندارند و چتر و عينكشان برقرار است تا حتي آزاري به چشمانشان هم نرساند...

موفق و پایدار باشید...
بدرود*
"۱۱:۴۵ ۰۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (4) | امتیاز (0) | مــیلاد مـمتاز (1372)

درود مجدد ...
حیفم اومد شما و دوستان عزیز گوش نکنید ...

کاروان شهید با صدای استاد ناظری

بــدرود*

"۱۱:۴۵ ۰۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

میلاد عزیز، ممنونم از اهدای لینک صدای اُستاد
"۱۵:۱۷ ۰۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (3) | امتیاز (2) | نیما مقیمی (6527)

با سلام

حرفها را دوستان همه گفتند . واقعا ایده شما و استفاده به جا از لوکیشن ستودنی است

موفق باشید
"۱۵:۱۸ ۰۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (4) | امتیاز (3) | امین پروین (595)

درود
بسیار زیبا و هوشمندانه است
عناصر و المان ها با تفكر انتخاب شده... عكاس مستقيم و بي حاشيه و به دور از رمز و رموز طعنه نيش داري به سوء استفاده ها و بي خيالي كساني زده كه مانده اند و سر خوش و بي دغدغه چتر امنيتشان را كنار اسم و رسم كساني كه جانفشاني كردند بر قرار ساخته اند كساني كه حتي تاب آفتاب را ندارند و چتر و عينكشان برقرار است تا حتي آزاري به چشمانشان هم نرساند...
"۱۵:۲۶ ۰۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (5) | امتیاز (3) | امیر حسین مددی (7987)

یکی از بهترین عکسهای مفهومی چند روز اخیر .
ممنون از ارسال .
"۱۵:۳۲ ۰۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (3) | امتیاز (3) | محمدامین صاحب پور (3160)

سپاس بابت این نگاه خیره کننده
احسنت بر تفکری این چنین
چه درها که از این راه ها برای خیلی ها باز نشد !
و چه کسانی که با چنین اسم هایی و از قبل خون این عزیزان خدایی لذتها بردند
کاش چتر مرد سفید بود
ممنون
پاینده باشید
+3
"۱۶:۱۳ ۰۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (4) | امتیاز (2) | آرش کریمی (5160)


مثل هميشه موفق در مفهوم ....
"۱۷:۳۰ ۰۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (4) | امتیاز (3) | آرش نصیری (11202)

سلام بر هادی عزیزم

با المانهایی انگشت شمار چه خوب حرفت را زدی

شهادت مانند دیواری بنا شده که نقش سدی بلند برای رسیدن به آسمان آبی (هدف) را بازی میکند بجای اینکه راهی سهل برای نیل به آن باشد .(اشاره به مفاهیم ساختگی از خود مفهوم والای شهید)

که شهید باید به واسطه ای نه چندان راحت (دری که دقیقا روی نام شهید بر دیوار کنده شده) از این مفهوم خودساخته از شهادت که توسط افرادی از آن سوء استفاده شده بگذرد.

این مفاهیم خودساخته حتی سبب شده نسل امروز به راحتی و با آسایش (با نماد صندلی و چتر) در دنیای زندگان زندگی کند و حتی بخواهد که بواسطه فراموشی ( با نماد عینک) به کلی از این مفهوم والا دست بردارد.

ثبتی بود پربار و سنگین

موفق باشید

"۱۷:۳۰ ۰۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

آرش عزیز! ممنون از خوانش خوبت
"۱۷:۴۳ ۰۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (5) | امتیاز (3) | حسین خسروی (2172)

سلام به هادی عزیز
روز جمعه 26 شهریور وقتی رفتم کاخ سعد آباد برا اهدا جوایز جشنواره 2 تا از عکسهای زیباتو دیدم هرچی دنبالت گشتم تا بیشتر آشنا بشم قسمت نبود.گذاشتم که جز عکاسای خلاق باشی که اونم به خاطر ...نشد ولی به هر حال خوشحال شدم که عکسم کنار عکست تو نمایشگاه بود
همیشه پیروز هادی عزیز
+3
"۱۸:۲۵ ۰۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (3) | امتیاز (3) | علی اکبر خندان (7264)

سلام
عکس بسیار زیبا و پر مفهومیست . خانم دلاوری همه چیز را در مورد این عکس گفته اند
اینک این منم ...
فارغ از خیال تو ...
غرق در خودم ، در اندیشه هر چه غیر تو
اینک این منم با دغدغه هایی به کوچکی آفتاب سوختگی پوست صورتم
زیاد هم انگار برای من تفاوتی نمیکند که این چتر بر سر گرفته نه که تنها اشعه های آفتاب هفته اول پاییز را که حتی پرتوهای شجاعت تو را هم بعد از 30 سال از من خواهد گرفت
اینک این منم چشم بسته ، پای بر پای نهاده انگار که عکس های خاکی ات را و خاطرات همه جوانی و عشق ت را گذرا و تیتر وار نظاره میکنم
اینک این منم که خود دربی را که تو گشوده بودی ، قفل زده ام و نه چندان منتظر این سو نشسته ام
اینک این منم ...
اووه انگار خیلی هم مهم نیست
نه اهمیتی ندارد...
پاییز 89 را عشق است
مرا چه به هفته اول پاییز59
آه پادشاه فصل ها پاییز ...
:)
"۱۹:۳۷ ۰۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (5) | امتیاز (2) | نیلوفر حسین زاده مقدم (3544)

سلام و درود

عكاس مستقيم و بي حاشيه و به دور از رمز و رموز طعنه نيش داري به سوء استفاده ها و بي خيالي كساني زده كه مانده اند و سر خوش و بي دغدغه چتر امنيتشان را كنار اسم و رسم كساني كه جانفشاني كردند بر قرار ساخته اند كساني كه حتي تاب آفتاب را ندارند و چتر و عينكشان برقرار است تا حتي آزاري به چشمانشان هم نرساند... آن در بسته و ديوار شكسته اوج كار است... جايي كه بيننده نمي داند در به كجا باز مي شود... چه كسي ديوار را تخريب كرده و چه كسي پشت آن در است؟
در واقع ما با دو ذهنيت سروكار داريم آنكس كه اينسو هست و ديده مي شود و آنكس يا كساني كه آنسو هستند و ديوار را شكسته و دري ساخته و بسته اند و ديده نمي شوند....
نگاه دلسوزانه عكاس نشان از دغدغه هنرمند به اين روزهاست. جاي آنان كه نيستند خالي....


اجرا هوشمندانه . دقیق و پرمفهوم چون گذشته ..
تشکر از تعبیر زیبای جناب غفاری

ایام به کام
"۲۰:۰۱ ۰۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (5) | امتیاز (2) | رضا محکم (1893)

ما رفتیم
تاکه آسوده باشد میهنم
ما رفتیم
تا که کودکان پی شادی در کوچه ها با پای شوق
ما رفتیم
تا جا نماز مادرم با بوی خون بیگانه باشد
پس چرا پس چرا
ما که رفتیم آن شود حال این شد
پس چرا پس چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+3
"۲۰:۲۷ ۰۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (7) | امتیاز (0) | حسن گائینی (132)

مرگ در هر حالتی تلخ است
اما من
دوستتر دارم که چون از ره در اید مرگ
درشبی آرام, چون شمعی شوم خاموش
لیک مرگ دیگری هم هست!
دردناک اما شگرف و سرکش و مغرور
مرگ مردان، مرگ در میدان
با تپیدن های طبل و شیون شیپور
با صفیر تیر و برق تشنه شمشیر
غرقه در خون پیکری افتاده در زیر سم اسبان
وه چه شیرین است
رنج بردن
پافشردن
در ره یک ‌آرزو مردانه مردن
وندر امید بزرگ خویش
با سرود زندگی بر لب
جان سپردن
آه اگر باید
زندگانی را به خون خویش رنگ آرزو بخشید
و به خون خویش نقش صورت دلخواه زد بر پرده امید
من به جان و دل پذیرا میشوم این مرگ خونین را.
.
..
...
در پس آن دیوار،
پشت در...و این سو!
معذرت، بنده فقیرم و از دادن امتیاز محروم.

"۲۰:۲۷ ۰۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

بنده فقیرم
اما حسن عزیز! اظهارنظر زیبایت، غنی است...
"۲۰:۴۹ ۰۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (6) | امتیاز (2) | مهدی تکلّـــو (2660)

1547...

ثبت با استفاده ی هوشمندانه از عناصری نه چندان زیاد سعی در بیان مفهومی دارد که
اجرا و ادیتی در خورش نیز ممدّ القا می گردد ... دیواری در بک گراند عکس گسترده
شده است و ابرهایی که بر روی دیوار نقش شده اند با اضافه کردن کمی هم آسمان به
کادر در آسمان امتداد می یابند و تکرار می یابند .. و " امام خمینی ره " را در این آسمان
گنجانده است و اشاره ای کوچک به علاقه به وی می رود.. شهادت عملی است که
که در صدرتعابیر جانفشانی و فداکاری و ایثار قرار گرفته است آسمان که نمادی از
رحمت پروردگار است پاداش این عمل و جزای شهید است ... و انسان امروز امابر
عرصه ی رفاه و میانبرگری هایش دامن می زند و بر شهادت که راهی است به سوی
آسمان و البته راهی ست سخت دری به عنوان میانبری به سوی آسمان زده است... و
روز صندلی نشستن ، عینک آفتابی ، پا روی پا انداختن ، زیر سایه ی چتر بودن ، روزنامه
خواندن از مواردی ست که عکاس هوشمندانه قصد کرده است آسودگی ، بی خیالی
و ترجیح آسودگی به سختی و البته دریغمند نشدن از پاداش ها را در فرد بگنجاند ..
و تیرگی لباس وی نیز می تواند بر نقش نه چندان خوب او نیز دلالت کند
"۲۰:۵۹ ۰۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (5) | امتیاز (2) | محمود ترابی (2376)

با سلام

قاب پیش رو مفهوم و تعهدی اجتماعی و فرهنگی را در تلاش است دگر باره و از منظر و اجرای شخصی خود مطرح سازد.
شهید رفته است بنا بر هر دلیل و اعتقادی.رفتن او ماندن دیگران است و بر سفره ی نعمات بی پایان و نابرابر جامعه برای گروهی نشستن.
شهید رفته است و داغ او بر دل مادر و عکس او قاب گرفته بر طاقچه ی حزن خانه و گروهی در شادیهای قدرت و شکوت زمانه.
شهید رفته است و خاک دل میهن اش در اخیتار ؟؟؟؟؟؟؟
انها رفته اند و به نام انها و به کام دیگران .
"۲۲:۱۰ ۰۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (4) | امتیاز (2) | فرید ثانی (10389)

عالی !
"۲۳:۱۳ ۰۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (5) | امتیاز (2) | را مین هوشمندی (7541)

اینکه فکر شده و با وسواس بسار عکاسی می‌کنید بیش از هر چیز برایم ارزشمند است و قابل تقدیر.
برداشت کنایه آمیزی است
ممنون
۲+
"۲۳:۳۳ ۰۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (8) | امتیاز (2) | محمد صفرپور/ نوروز (1792)

گاهی اوقات حالم خوش نیست...مثل الان...به هردلیل...دیدن یک اثر هنری به بهبودی کمک میکند...
مینویسم تا ذهنم خالی شود و حالم بهتر ..

رخصت:

مردی بایک روزنامه در قابی در مقابلمان حضور دارد و غافل از آن که خود او و المان های اطرافش برایمان در نقش یک روزنامه با چند کلمه کوتاه اما مفهومی بالا ظاهر شده اند.

مردی که زیر شه ،شهید ، شاهانه نشسته و با چتری بر روی سر و روزنامه ای در دست از همه چیز باخبر میشود !

دری که وارد شهادت میشود و آسمان ابری که در آن طرف در حال هجوم است...
گویا اگر از در بگذریم راهی طولانی در پیش داریم و ابر ها همراهان ما هستند...
امام خمینی میفرمایند شهید؟ یا شهید میفرماید امام خمینی؟ سوالاتی هستند که من از تصویر میپرسم...
اشاره ایست به انسان هایی که پشت دیواری به پشتیبانی شهید این گونه نشسته اند.

دری که بر روی شهید نقش انداخته نقطه های شهید را در بر گرفته و دیگر بر شهید دلالت ندارد و از وجود شهد آن خبر میدهد...شهد شهادت مانده است. دیگر شهدش انسان را شهید نمیکند !

در بعد تکنیک:

به نظرم کادر افقی انتخابی مناسب بوده و در راستای موضوع انتخاب شده که انتخابی موفق به شمار می آید.

رعایت اصول ترکیب بندی که موجب آن شده کمپوزیسیون مناسبی را در تصویر داشته باشیم.

انتخاب زاویه روبرو (level eye) که انتخابی درست و شاید بهترین زاویه باشد.

و انتخاب مد رنگ مناسب که نگاه شخص حاضر را به اطراف ،معرفی میکند. همه چیز سیاه سفید شده برای او....هیچ چیز مهم نیست جز....

شخص و چترش میتواستند با رنگ های زنده حاضر شوند و محیط سیاه سفید...رنگ هایی از جنس زرق و برق

حضور عینک آفتابی به تشدید عمل چتر میپردازد که در صورتی میتوانیم حضورش را توجیه کنیم :و آن چشم بستن بر روی واقعیت هاست...


حال پشت به شهید نشسته و ...


ممنون از این ارسال آرامش بخش(برای من)

1.5

تقدیم با مهر/ نوروز
"۲۳:۴۲ ۰۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (5) | امتیاز (0) | آرش سلامیان (211)

با المانهایی انگشت شمار چه خوب حرفت را زدی

شهادت مانند دیواری بنا شده که نقش سدی بلند برای رسیدن به آسمان آبی (هدف) را بازی میکند بجای اینکه راهی سهل برای نیل به آن باشد .(اشاره به مفاهیم ساختگی از خود مفهوم والای شهید)

که شهید باید به واسطه ای نه چندان راحت (دری که دقیقا روی نام شهید بر دیوار کنده شده) از این مفهوم خودساخته از شهادت که توسط افرادی از آن سوء استفاده شده بگذرد.

این مفاهیم خودساخته حتی سبب شده نسل امروز به راحتی و با آسایش (با نماد صندلی و چتر) در دنیای زندگان زندگی کند و حتی بخواهد که بواسطه فراموشی ( با نماد عینک) به کلی از این مفهوم والا دست بردارد.

"۲۳:۴۲ ۰۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

آرش عزیز، ممنون از توضیحات خوبت
"۲۳:۵۸ ۰۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (4) | امتیاز (2) | احد مداحی (2334)

برداشت کنایه آمیزی است
سپاس بابت این نگاه خیره کننده
عالیست و عالی ... گفتنی ها همه به نوعی گعته شده


شاد باشید و پایدار
"۰۴:۱۴ ۰۵ مهر ۱۳۸۹" | مفید (4) | امتیاز (2) | محسن اعتمادی فر (2272)

درود
اینکه به خوبی نمادها را شناسایی می کنید و با تامل عکس می گیرید و حرفتان را در قالبهای شخصی می گنجانید شکوهمند است و جای دسمرسزاد دارد.
لذت بردم.
موفق و پیروز باشید.

محسن
"۰۷:۳۴ ۰۵ مهر ۱۳۸۹" | مفید (3) | امتیاز (2) | مجید مومنی مقدم (8228)

سلام و درود
ثبت خوبیست ولی عجیب نیست نه جای تعجب است و نه نیازی به آن چون.....................این بازی زمانه است!
موفق باشین
"۰۷:۵۶ ۰۵ مهر ۱۳۸۹" | مفید (4) | امتیاز (2) | عزیز عباسی (10130)

عالي ...
من اگر عكاس بودم آسمان را كراپ ميكردم !
"۰۹:۱۳ ۰۵ مهر ۱۳۸۹" | مفید (4) | امتیاز (2) | محمد رضا گودرزی (3885)

مرددم كه آيا حضور آن فرد به غناي مفهومي كار افزوده يا بنوعي خودش را بر كليت كار تحميل كرده است...

سر راست بودن كار چيزي از صراحت لهجه اثر كم نكرده است و اين گوهريست كه در كمتر اثر اعتراضي مي توان يافت!
"۰۹:۱۸ ۰۵ مهر ۱۳۸۹" | مفید (3) | امتیاز (0) | مهــدی دهقــان پـــور (32)

سلام هادی جان
خیلی خوب توانسته ای نگاه پوپولیستی و واقعی را کنار هم به نمایش بگذاری. توضیحات دوستان را مفصل مطالعه کردم و تقریباً همه برداشت یکسانی از موضوع داشته اند. برایت آرزوی موفقیت می کنم
"۱۰:۱۱ ۰۵ مهر ۱۳۸۹" | مفید (4) | امتیاز (2) | صابر وکیلی راد (1317)

درود بر شما

به واقع نگاهی اعتراضی از در قالب ترکیبی قوی استفاده شود
حاصلش به مانند این ثبت بسیار کوبنده خواهد بود،شهید،کلمه
بسیار بزرگی در فرهنگ چند سال اخیر کشور ایران است،اما حال
میبینیم که با چنین سمبلی و نوشته ای که چنین کلمه ای در آن
است چه بازی ناجوانمردانه ای شده.قسمت کوچکی از آسمان
این نوید ار میدهد که اینجا زندگی جاریست،هرچند شهیدش را
به بازی گرفته باشند.نمدونم حضور اون مرد چقدر در کادر واجب بود
حسی که از دیدن چنین دیوار مخروبه به نگاهم جاری میشود کاملا
در تضاد با حسی است که مرد در قاب تصویر دارد،شاید این خود به
نوعی هدف صاحب اثر بوده است.

با احترام
2+
"۱۲:۰۵ ۰۵ مهر ۱۳۸۹" | مفید (3) | امتیاز (2) | علی رضا ر ياحي فر (1655)

سلام و درود به شما دوست گرامي
اینکه فکر شده و با وسواس بسار عکاسی می‌کنید بیش از هر چیز برایم ارزشمند است و قابل تقدیر.
موفق باشيد و هميشه پايدار
"۱۳:۱۹ ۰۵ مهر ۱۳۸۹" | مفید (4) | امتیاز (2) | امید امیدواری (1727)

سلام...

مرسي بابت اين دغدغه ميهن دوستانه و تلنگر زننده...
آري هستند انسانهايي كه دم دروازه مي ايستند و منتظر توپ هستند و گاه زحمات يك تيم را به باد مي دهند.
كجا هستند آنهايي كه حقيقتشان در كلمه " مــــــــــــــــرد واقعي " خلاصه مي شد...
مرسي...
3+
"۱۶:۰۷ ۰۵ مهر ۱۳۸۹" | مفید (6) | امتیاز (2) | امیر عنایتی (5632)

سلام دوست عزیز.....


به واقع نگاهی اعتراضی از در قالب ترکیبی قوی استفاده شود
حاصلش به مانند این ثبت بسیار کوبنده خواهد بود،شهید،کلمه
بسیار بزرگی در فرهنگ چند سال اخیر کشور ایران است،اما حال
میبینیم که با چنین سمبلی و نوشته ای که چنین کلمه ای در آن
است چه بازی ناجوانمردانه ای شده.قسمت کوچکی از آسمان
این نوید ار میدهد که اینجا زندگی جاریست،هرچند شهیدش را
به بازی گرفته باشند.نمدونم حضور اون مرد چقدر در کادر واجب بود
حسی که از دیدن چنین دیوار مخروبه به نگاهم جاری میشود کاملا
در تضاد با حسی است که مرد در قاب تصویر دارد،شاید این خود به
نوعی هدف صاحب اثر بوده است.


عکاس باشید.....2+
"۱۶:۲۵ ۰۵ مهر ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (0) | میلاد حمزه لو (68)

بسیار کار زیبایست. پاینده باشید.
(be nazare in bande haghir , kar bedone elemane ensani hamchenan ziba va poor mafhoon mibod haman gone ke hamaknon hast)
سپاس
"۱۷:۲۵ ۰۵ مهر ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (2) | داریـوش منصوری (6096)

درود بر شما
باز هم كاري متفكرانه و پر محتوي را از شما شاهديم .
اینکه فکر شده و با وسواس بسار عکاسی می‌کنید بیش از هر چیز برایم ارزشمند است و قابل تقدیر.
برداشت کنایه آمیزی است
مي آموزم
"۱۸:۰۴ ۰۵ مهر ۱۳۸۹" | مفید (3) | امتیاز (0) | هما اثنا عشری (363)

درود
چه زیبا و خوب ثبت کرده اید.سیاه وسفید بودن عکس و ترکیب بندی آن.
این شهید است که با شهید شدنش آسایش را برای مرد فراهم نموده است.
تصویر هم بار معنایی دارد و هم زیبایی تصویری.

پاینده و همچنان پر کار باشید
"۱۹:۰۷ ۰۵ مهر ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (2) | علیرضا قمری (2210)

با درود
با حداقل المان و استفاده از كمترين امكانات شاهد نگاه معنا دار و به روزي هستيم به تاريخي پر فراز و نشيب.
در واقع روايتي عكاسانه كه ما را وا مي دارد با ذهنمان جستاري را در ذهنمان آغاز و ختم كنيم و از اين رو به نظرم با روايتي داستاني مواجهيم كه انگار پنجه به پنجه فيلم نامه اي سينمايي هم مي سايد... عناصر و المان ها با تفكر انتخاب شده
"۲۱:۴۸ ۰۵ مهر ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (0) | امین اغنیانژاد (182)

از اون عکس هایی که فقط عکس نیست...خیلی چیزا تو خودش داره...فکر آدم رو به خودش مشغول می کنه...خیلی چیزارو به یاد ادم میندازه...در آخر یه حس جالب.................
"۲۳:۲۰ ۰۵ مهر ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (0) | مهرداد برات پور (135)

مردی که زیر شه ،شهید ، شاهانه نشسته و با چتری بر روی سر و روزنامه ای در دست از همه چیز باخبر میشود !

زیباست

لذت بردم
"۲۳:۴۹ ۰۵ مهر ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (0) | محمود صالحی (221)

بسیار تماشایی و زیبا
"۰۰:۱۸ ۰۶ مهر ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (3) | وهب رامزی (1921)

سلام
این که مخاطب رو نپیچوندی ( با عرض معذرت به عمد از این لفظ استفاده کردم... ) این که سرراست حرفت رو زدی و بازی های هنری ( به تعبیر خاصی که گاهی از بیان هنری برداشت می شود ) در نیاوردی یعنی خیلی کار، یعنی خیلی هنر یعنی خیلی مردی.

بامهر

"۰۰:۱۸ ۰۶ مهر ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

وهب عزیز! تشکر می‌کنم از حضور و دلگرمی‌ات. منتظر دیدن کارهای خوبت در گالری عکاسی هستم.
"۱۷:۳۸ ۰۶ مهر ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (2) | محمد جواد شفیعیان (9750)

با سلام
نگاه دلسوزانه عكاس نشان از دغدغه هنرمند به اين روزهاست. جاي آنان كه نيستند خالي....
با آرزوی بهترینها برای شما
+2
"۰۰:۴۹ ۰۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (0) | معین رضائی (15)

سلام

اول از همه متشکر که روی کارم نظر دادی و همین نظراست که باعث پیشرفت میشه.

این صحنه ای که به تصویر کشیدی نمایانگر از بین رفتن الگوی شهید و شهادت است که متاسفانه داره رواج پیدا میکنه. فوق العاده زیبا و مفهومیست. تبریک عرض میکنم
"۱۴:۱۰ ۰۹ مهر ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (0) | محمد امین غضنفری (15)

سلام
شهيدان درهاي زندگي راحت و آسايش را براي ما با دادن جانشان باز كردند و وجود اين در در اين عكس نشاندهنده همين مطلب است.
آفرين به ذوق وسليقه شما
"۰۷:۴۴ ۲۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (2) | روح اله ایزدشناس (1670)


درود بر شما

به واقع نگاهی اعتراضی از در قالب ترکیبی قوی استفاده شود
حاصلش به مانند این ثبت بسیار کوبنده خواهد بود،شهید،کلمه
بسیار بزرگی در فرهنگ چند سال اخیر کشور ایران است،اما حال
میبینیم که با چنین سمبلی و نوشته ای که چنین کلمه ای در آن
است چه بازی ناجوانمردانه ای شده.قسمت کوچکی از آسمان
این نوید ار میدهد که اینجا زندگی جاریست،هرچند شهیدش را
به بازی گرفته باشند.نمدونم حضور اون مرد چقدر در کادر واجب بود
حسی که از دیدن چنین دیوار مخروبه به نگاهم جاری میشود کاملا
در تضاد با حسی است که مرد در قاب تصویر دارد،شاید این خود به
نوعی هدف صاحب اثر بوده است.

با احترام
2+
"۱۰:۴۷ ۲۴ مهر ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (2) | فرحناز پوراسماعیل زاده (510)

سلام دوست عزیز
نگاهتون نگاهیست بسیار اعتراضی و مفهومی که البته اونو خیلی آرام و کوبنده بیان کردین و دقایقی چشم رو میخکوب میکنه.
در واقع ما با دو ذهنيت سروكار داريم آنكس كه اينسو هست و ديده مي شود و آنكس يا كساني كه آنسو هستند و ديوار را شكسته و دري ساخته و بسته اند و ديده نمي شوند....
نگاه دلسوزانه عكاس نشان از دغدغه هنرمند به اين روزهاست. جاي آنان كه نيستند خالي....
سپاس
"۱۵:۴۷ ۲۰ خرداد ۱۳۹۰" | مفید (1) | امتیاز (3) | ابراهیم فتحی (605)

آنانیکه به هزار دلیل زندگی میکنند نمی توانند به یک دلیل بمیرند و آنانیکه به یک دلیل زندگی می کنند تنها به همان دلیل می میرند. « شهید رزاقی»
این یکی از بهترین کاراتونه
واقعا لذت بردم
همیشه سربلند و سلامت باشید
"۲۰:۳۳ ۱۹ مهر ۱۳۹۱" | مفید (1) | امتیاز (0) | فاطمه عارف (313)

سلام دوست عزیز
بسیار عالی نگاهتان قابل ستایش
موفق و شاد باشید