گالری تصاویر "پروانه پاری"

         
عکس
نام :   زمزمه ی کوچه (امتیاز : 48)
عکاس :   پروانه پاری (امتیاز : 3229)
نوع دوربین :   Canon
دیافراگم :   F8
شاتر :   1/60 ثانیه
ایزو :   100
نظرات :   39
بازدیدها :   1789
تاریخ ارسال :   ۱۱ مرداد ۱۳۸۹
علاقه‌مندی‌ها :   2
دسته‌بندی سايت :   مردم , مناظر شهری , احساسات انسانی
توضیحات عکاس
به دلیل ویرایش اگزیف دیده نمیشود. عذر خواه شما عزیزان هستم.

"۱۱:۲۳ ۱۱ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (6) | امتیاز (0) | پروانه پاری (3229)

سلام.دوستان
اینجا مشهده. یکی از کوچه های نزدیک حرم.
زمزمه هایی دارنند این کوچه ها.
تلخ / شیرین. باور نکردنی/ باور پذیر.
ما عادت کردیم در متن باشیم و خیابونهای اصلی و بزرگراه ها و .........
گاهی راه حلها ساده است و همین نزدیکی ها.توی کوچه ها/ توی بن بست ها.
"۱۱:۵۳ ۱۱ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (6) | امتیاز (2) | مهدی پ (3489)

سلام بر شما
تصویر بسیار پر مفهومیست و با توضیحات شما هم پر معنی تر میشه
کوچه های قدیمی مشهد،شهر دل،دارم توی همون کوچه ها که خیلی دیر به دیر افتخار راه رفتن درونشون رو دارم،راه میرم با دیدن این عکس
همه میان اینجا،با پا و بی پا،سواره و پیاده
این یکی انگار بی پا اومده و با پاهای خودش رفته و پای چرخ دارش رو گذاشته یادگاری
میشه زمزمه های زیادی رو به خوبی در این کوچه ها شنید،نجواهای عاشقانه،گوش گنید: همه از یه عشق میگن،یه عشق همیشگی و ساده

تصویر بسیار زیبا و گویاست
کادر عالیست،به خوبی امتداد این کوچه پر از زندگی رو نشون داده
مد سیاه و سفید رو خیلی خوب اجرا کردید،عمق میدان هم بهترین حالتیست که باید باشه
فقط کمی شاید باز هم افزایش کنتراست بد نباشه
واقعا دارم فکر میکنم که صاحب این ویلچر کجاست؟

خیلی خیلی لدت بردم از این تصویر زیبای شما و ممنون که برای لحظات اندکی مرا به اون کوچه های با صفا بردید که به همه شون به به یک حرم با صفا تر ختم میشن
ممنون
التماس دعای مخصوص
موفق باشید
"۱۲:۱۱ ۱۱ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (2) | حمید عزیزی خانقاهی (6679)

با سلام و ادب
ثبت زيبايي شده . عكس هم مثل اين كوچه ساده اما تاثيرگذار .
موفق و مويد باشيد.
"۱۲:۳۳ ۱۱ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (2) | هادی دهقان‌پور (9761)

سلام
به‌نظرم چیدمان عکس و نوع ویرایش، بیننده را به‌سمت ساکت ماندن و عدم تفکیک سوژه‌ها می‌برد. ویلچر، گاهاً جزئی از پیری است و بافت‌های فرسوده هم جزئی دیگر. اما خالی‌بودن آن، به‌مثابه‌ی بارقه‌ی امیدی است و حرکت آن پیر نیز اُمیدی دیگر. چشم‌ها قصد دارند دستشان را روی دیوار سمت چپ بگذارند و تا آخر دیوار بروند ولی سنگینی ویلچر، لحظه‌ای برای درنگ و گریز آن‌ها نمی‌گذارد. به‌نوعی، یأس و اُمید در این عکس با هم آمیخته شده‌اند و تو در جستجوی کشف این حقیقتی که کدام کفه‌ی ترازو بر روی دیگر آن خواهد چربید...
"۱۲:۵۸ ۱۱ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (4) | امتیاز (2) | سحر کرمی (799)

با سلام
ثبت زيبايي شده . عكس هم مثل اين كوچه ساده اما تاثيرگذار
عمق میدان خیلی خوبه
ایده هم جالبه
علت وجود ویلچر خالی رو توی کوچه نمی فهمم ولی
از طرفی هم وجودش عکس رو خیلی جذاب کرده
ممنون از ارسال

"۱۲:۵۸ ۱۱ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (3) | امتیاز (0) | پروانه پاری (3229)

سلام سحر جان
مرسی از کامنت ارزشمندت.
کنار ویلچر سمت راست مطب دکتر بود. در چندان مشخص نیست.
خانوم مسن و معلولی مسافر این ویلچر . بماند که با چه وضعیت درد اوری باید خودش رو میرسوند به این وسیله/ بماتد درد فقر و نداری / بماند بی عدالتی وووووو
باز هم تشکر.
"۱۳:۲۸ ۱۱ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (0) | محمد پورنجفی (172)

سلام دوست عزیز
تصویر بسیار زیبا و گویاست
کادر عالیست،به خوبی امتداد این کوچه پر از زندگی رو نشون داده
مد سیاه و سفید رو خیلی خوب اجرا کردید،عمق میدان هم بهترین حالتیست که باید باشه
فقط کمی شاید باز هم افزایش کنتراست بد نباشه

همانند یک کار کارگردانی شده است .
خیلی زیبا و پر معنی
موفق باشید

"۱۳:۲۸ ۱۱ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (0) | پروانه پاری (3229)

سلام اقای پور نجفی عزیز
ممنون از بازدید و کامنت و احساس خوبتون.
این ثبت کار گردانی من نبوده. همه چیز اماده و تلخ بود.
"۱۳:۳۳ ۱۱ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (2) | ابراهیم باختری بناب (8139)

سلام و درود بر شما سركار خانم....
برداشت موفقيست
نگاهتون نسبت به محيط اطرافتون قابل تقديره
چه سكوت سنگيني پشت اين برداشت نهفته است
ديد خوب و اجراي خوب با تم سياه و سفيد
ویلچر، گاهاً جزئی از پیری است و بافت‌های فرسوده هم جزئی دیگر. اما خالی‌بودن آن، به‌مثابه‌ی بارقه‌ی امیدی است و حرکت آن پیر نیز اُمیدی دیگر. چشم‌ها قصد دارند دستشان را روی دیوار سمت چپ بگذارند و تا آخر دیوار بروند ولی سنگینی ویلچر، لحظه‌ای برای درنگ و گریز آن‌ها نمی‌گذارد. به‌نوعی، یأس و اُمید در این عکس با هم آمیخته شده‌اند و تو در جستجوی کشف این حقیقتی که کدام کفه‌ی ترازو بر روی دیگر آن خواهد چربید...
هميشه موفق باشيد
2+
"۱۴:۰۷ ۱۱ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (2) | ناصر گل نظری (1628)

سلام
واقعا تصویر خوب رو تونستین خلق کنین و ثبت کنین
وجود این ویلچر در جلوی کادر با ادیتی هم که صورت گرفته خودش از نکات مثبت این کاره و در بک کاره که اون دو شخص بدون توجه به دوربین و شاید هم اصلا ندیدن دورربین دارن کار خودشون رو میکننن ..ممنون
"۱۹:۵۸ ۱۱ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (3) | امتیاز (2) | زهرا جهانی (676)

سلام
به‌نظرم چیدمان عکس و نوع ویرایش، بیننده را به‌سمت ساکت ماندن و عدم تفکیک سوژه‌ها می‌برد. ویلچر، گاهاً جزئی از پیری است و بافت‌های فرسوده هم جزئی دیگر. اما خالی‌بودن آن، به‌مثابه‌ی بارقه‌ی امیدی است و حرکت آن پیر نیز اُمیدی دیگر. چشم‌ها قصد دارند دستشان را روی دیوار سمت چپ بگذارند و تا آخر دیوار بروند ولی سنگینی ویلچر، لحظه‌ای برای درنگ و گریز آن‌ها نمی‌گذارد. به‌نوعی، یأس و اُمید در این عکس با هم آمیخته شده‌اند و تو در جستجوی کشف این حقیقتی که کدام کفه‌ی ترازو بر روی دیگر آن خواهد چربید...
"۲۲:۲۲ ۱۱ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (3) | امتیاز (2) | عزیز عباسی (10130)

سلام______________________-----
ثبت اجتماعی اجساسی بسیار خوبی ست ... مد سیاه سفید مناسب و عالیه ... کادربندی بسیار خوبه ... من بین دو سوژه ارتباطی ندیدم ... پیشنهاد عمق کمتر میدان و محو کردن دور دست ...
شاد باشی
عزیز

"۲۲:۲۲ ۱۱ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (3) | امتیاز (0) | پروانه پاری (3229)

جناب عباسی عزیز تشکر میکنم از توجهتون.
یکی از بهترین و دوست داشتنی ترین نکات در این ثبت حداقل برای من دست یافتن و دیدن ارتباط بین عمق کوچه و لبه ی درد مند کوچه است.
اگاهانه به دنبال محوی و نا پیدایی ان انتها نبودم. هرچند عمق میدان کمتر هم داستانی است برای خود. که مرا کافی نیست.
از رهنمودهای شما هنرمند عزیز بهره خواهم برد.
"۲۲:۳۷ ۱۱ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (4) | امتیاز (2) | محمد قدرتی وایقان (1418)

سلام ،

ساده ، صمیمی و تاثیر گذار ...

چانه برای سوا کردن میوه های بهتر ....

ویلچری که بافت تکیه گاه آن بر اثر مرور زمان و نداری هویدای صاحبش از بین رفته ...

و چه خوشحال ، در غیاب او ، وقتی برای استراحت و رها شدن از بار مداوم هر روزه یافته ....

چرخ یک گاری در حسرت واماندن اسب ...[/b

اسب در حسرت خوابیدن مرد گاریچی ...[/b

مرد گاریچی در حسرت مرگ...

و کوچه ای مثل هر روز ...

ممنون
"۲۳:۲۶ ۱۱ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (2) | داریـوش منصوری (6096)

با سلام و ادب
ثبت زيبايي شده . عكس هم مثل اين كوچه ساده اما تاثيرگذار .
موفق و مويد باشيد.
"۲۳:۳۶ ۱۱ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (4) | امتیاز (2) | امید گلزار (363)

با سلام به دوست عزیز
ثبت زیبایی را به اشتراک گذاشتین
وجود این ویلچر در جلوی کادر با ادیتی هم که صورت گرفته خودش از نکات مثبت این ثبت است
من هم با نظر اقای عباسی موافقم
ممنون از این ارسال
"۰۰:۵۱ ۱۲ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (0) | پروانه پاری (3229)

سپاس بی پایان از همه ی دوستان و بزرگواران که در شنیدن زمزمه ی کوچه همراه بودنند.
"۰۱:۴۲ ۱۲ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (2) | امیر عنایتی (5632)

سلام...

تصویر بسیار پر مفهومیست و با توضیحات شما هم پر معنی تر میشه
کوچه های قدیمی مشهد،شهر دل،دارم توی همون کوچه ها که خیلی دیر به دیر افتخار راه رفتن درونشون رو دارم،راه میرم با دیدن این عکس
همه میان اینجا،با پا و بی پا،سواره و پیاده
این یکی انگار بی پا اومده و با پاهای خودش رفته و پای چرخ دارش رو گذاشته یادگاری
میشه زمزمه های زیادی رو به خوبی در این کوچه ها شنید،نجواهای عاشقانه،گوش گنید: همه از یه عشق میگن،یه عشق همیشگی و ساده

تصویر بسیار زیبا و گویاست
کادر عالیست،به خوبی امتداد این کوچه پر از زندگی رو نشون داده
مد سیاه و سفید رو خیلی خوب اجرا کردید،عمق میدان هم بهترین حالتیست که باید باشه
فقط کمی شاید باز هم افزایش کنتراست بد نباشه
واقعا دارم فکر میکنم که صاحب این ویلچر کجاست؟

خیلی خیلی لدت بردم از این تصویر زیبای شما و ممنون که برای لحظات اندکی مرا به اون کوچه های با صفا بردید که به همه شون به به یک حرم با صفا تر ختم میشن
ممنون


عکاس باشید...
"۰۱:۵۰ ۱۲ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (0) | روح اله ایزدشناس (1670)

سلام دوست عزیز

ااینگونه ساده وزیبا،البته که صندلی چرخداازآن پیرمردنیست وارتباط آن باکدام عنصراست؟
استفاده ازمدسیاه بجای رنگی بسیارپسندیده است.
موفق باشید.
"۰۴:۵۱ ۱۲ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (3) | امتیاز (2) | محسن اعتمادی فر (2272)

درود
در این استواری زندگی . .
ستون فقراتم سستند. .
و یاد گرفته ام . .
چگونه گرسنه بخوابم . .
و سیر برخیزم.

موفق و پیروز باشید.

محسن
"۰۶:۵۷ ۱۲ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (2) | سعید عظیمی پور (6407)

با سلام وادب
ثبت زيبايي شده . عكس هم مثل اين كوچه ساده اما تاثيرگذار
عمق میدان خیلی خوبه
ایده هم جالبه
ممنون از ارسال
موفق باشید
"۰۸:۴۱ ۱۲ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (1) | میترا رشیدنژاد (1568)

با سلام و احترام . عكس جالبي ارسال كرده‌ايد . نمي‌دانم اين كوچه را هم مثل بسيار كوچه ديگر اطراف حرم تحت عنوان بافت فرسوده ، خطر بازسازي تهديد مي‌كند ؟ بازسازي كه نه تنها ساختمانها بلكه انسانهاي جديد را جايگزين فرسوده‌ها مي‌كند !...
ممنون از ارسال تامل‌برانگيزتان
"۰۸:۵۴ ۱۲ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (2) | امیر اصلانی (1287)

سلام
نگاهتون نسبت به محيط اطرافتون قابل تقديره
کارهایتان روز به روز بهتر می شود
این برداشت هم کاری زیبا از شما با ترکیب بندی و کادر خوب
موفق باشید
"۰۹:۵۶ ۱۲ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (0) | احد مداحی (2334)

سلام
ثبت اجتماعی اجساسی بسیار خوبی ست ... مد سیاه سفید مناسب و عالیه ... کادربندی بسیار خوبه ... من بین دو سوژه ارتباطی ندیدم ... پیشنهاد عمق کمتر میدان و محو کردن دور دست ...

شادو خرم باشی


شرمنده محرومم
"۱۰:۱۳ ۱۲ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (0) | سعید توکلی (109)

هرچه هست از قامت ناساز بی اندام ماست
ور نه تشریف دوست بر بالای کس کوتاه نیست

کوچه هایی پر از نور اذان
راههای پیچ در پیچ همه خالی از خود پر از شور رسیدن
پر از ذکر صلوات



"۱۰:۱۸ ۱۲ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (3) | محمود ترابی (2376)

با سلام

به‌نظرم چیدمان عکس و نوع ویرایش، بیننده را به‌سمت ساکت ماندن و عدم تفکیک سوژه‌ها می‌برد. ویلچر، گاهاً جزئی از پیری است و بافت‌های فرسوده هم جزئی دیگر. اما خالی‌بودن آن، به‌مثابه‌ی بارقه‌ی امیدی است و حرکت آن پیر نیز اُمیدی دیگر. چشم‌ها قصد دارند دستشان را روی دیوار سمت چپ بگذارند و تا آخر دیوار بروند ولی سنگینی ویلچر، لحظه‌ای برای درنگ و گریز آن‌ها نمی‌گذارد. به‌نوعی، یأس و اُمید در این عکس با هم آمیخته شده‌اند و تو در جستجوی کشف این حقیقتی که کدام کفه‌ی ترازو بر روی دیگر آن خواهد چربید...
"۱۱:۳۲ ۱۲ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (2) | محمد جواد شفیعیان (9750)

با سلام
ثبت اشاره به گذر زمان دارد
به کوچهای قدیمی..
به آن سالهای گذشته پیر مرد....
به آن ویلچیر که به انتظار مسافر خسته پارک شده...
در گذران زندگی زخمهای بر تن روح و جسم می ماند که هر چه کهنه تر می شوند درد ناک تر و نمایان تر ..
با آرزوی بهترینها برای شما
+2

"۱۸:۴۷ ۱۲ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (2) | بابک احسانی (1040)

با سلام خدمت شما دوست گرامی
در نگاه اول میشه تمامی گفته های دوستان رو در این ثبت مشاهده کرد اما ویلچر که نقطه تاکید بیشتری داره حسی آدمی رو داره که زانو زده دست هارو در حالت نیایش بلند کرده و در ورای محیط اطرافش در حال طلب وخواهش از معبود خود می باشه
پایدار باشید
"۱۹:۴۱ ۱۲ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (2) | مهدی تکلّـــو (2660)

1547...

ســــــ«درود»ــــــلام

اول اولش زیارت قبول .

سپس :

ما عادت کردیم در متن باشیم و خیابونهای اصلی و بزرگراه ها و .........
گاهی راه حلها ساده است و همین نزدیکی ها.توی کوچه ها/ توی بن بست ها.


صدای ویلچر را می توان شنید . حتی اگر اون خاموش است ...

اینست صنعت جان بخشی به اشیا در عکاسی

یک قاب درست و متفاوت از یک ویلچر یک بن بست که قرار است راه حلی را در آن جا یافت یک دو آدم که سر در کار خود دارند .

مود هم به القای مفهوم کمک کرده .
شاید پاسپارتو می تونست کمک کنه حتی اگر باریک
زاویه های دیگر چطور می شد مثلا از زاویه و سطح بالاتر یا از فاصله ی دور تر نسبت به ویلچر و سطح پایین تر

واقعا زیبا و گویا

سپــــــ ღ ـــــــاس
"۰۰:۵۸ ۱۳ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (2) | محمد صفرپور/ نوروز (1792)

جای خالی یک نفر منو در گیر کرده

او کیست که اینقدر برایم مهم است خود میداند...از او بپرسید

ارادتمند شما نوروز
"۰۸:۰۹ ۱۳ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (2) | احسان قنبری فرد (9266)

یک کوچه مثل کوچه ما مثل کوچه شما...
پدر بزرگی که ....
اما صاحب این صندلی چرخدار.. اگر میتوانست برود ...
پس کجاست...///
"۰۰:۵۲ ۱۴ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (0) | امید گلزار (3940)

با سلام به دوست عزیز
ثبت زیبایی را به اشتراک گذاشتین
وجود این ویلچر در جلوی کادر با ادیتی هم که صورت گرفته خودش از نکات مثبت این ثبت است
من هم با نظر اقای عباسی موافقم
ممنون از این ارسال
"۰۰:۲۵ ۲۰ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (2) | ذکریا جاسمی (1100)

سلام به شما دوستم خانم پاری
عکس مفهموی زیبایی رو ثبت کردین .
برداشتی که من از عکستون کردم :
ویلچر پارک شده کنار دیوار و پیرمردی که انگار این ویلچر متعلق به اوست و در حال خرید است و این حکایت روزمرگی ماست .
به ویلچرهایمان و ویلچرنشینی عادت کرده ایم .
انگار به ویلچر نشینی عادتمان داده اند .
لذت بردم
موفق باشید دوست من
"۰۴:۱۵ ۲۵ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (0) | علی صادقی (178)

عاليه ...
"۰۰:۱۷ ۳۰ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (2) | هــــ انـــ یـــــ ه شکیبا (1066)

عکست حرف میزنه... دو جنبه سکون و تحرف رو در کنار هم داره، که ترکیب جالبی رو ایجاد کرده...منتها کادر میتونست بهتر بسته بشه...موفق باشی
راستی لطفا ایمیلتون رو بزارید، از میشا گرفتم اما باز گم کردم! هواس که ندارم:)
به امید دیدار
"۱۳:۵۶ ۳۰ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (0) | هــــ انـــ یـــــ ه شکیبا (1066)

آخه یکی بگه تحرف دیگه چه صیغه ایه!! -< تحرک :))
"۱۵:۲۶ ۲۱ آبان ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (0) | جواد صحرائی (9)

سلام
موضوع جالبیه.حرفهای زیادی میتونه داشته باشه.به نظرم اگه کادر عمودی ویه خورده بازتر بود شاید بهتر میشد.
موفق باشید.
"۱۰:۲۹ ۲۲ آبان ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (0) | نیما عمادی (19)

با سلام به شما.
عکستون زيباست
کادر بندي هم مناسبه
موفق باشي دوست من / Macro / J
"۱۴:۰۳ ۰۶ آذر ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (0) | مهدی طاهری (90)

سلام دوست عزیز و بزرگوار
ساده ، گویا ، پر معنی و تاثیرگذار .
همه چیز در عین سادگی پر معنی و خوب شده . ادیت هم خوبه و رنگ هم عالی شده . آفرین .
موفق باشید