گالری تصاویر "علی رضا مختاری گرکانی"

         
عکس
نام :   این / آن (امتیاز : 12)
عکاس :   علی رضا مختاری گرکانی (امتیاز : 387)
نوع دوربین :   Canon
مدل دوربین :   Canon EOS 450D
نوع لنز :   Canon
مدل لنز :   Canon EF-S 18-55mm f/3.5-5.6 IS
فیلتر :   UV
دیافراگم :   F22
سنسور :   12 MP
شاتر :   1/15 ثانیه
ایزو :   100
نظرات :   36
بازدیدها :   688
تاریخ ارسال :   ۰۲ خرداد ۱۳۸۹
علاقه‌مندی‌ها :   0
دسته‌بندی کاربر :   طبيعت
دسته‌بندی سايت :   سیاه و سفید , مفهومی , جنگل
توضیحات عکاس
ما آدما گاهی اوقات در زندگی گاه آنقدر خطوط جداکننده بین این سوی اعتقادات و آن سوی آن را اغراق آمیز جدا میکنیم که منجر به خلوت شدن اندیشه ها میشویم. در جاده روزگار همگی ما انسان ها حق تفکر .. آرزو و زندگی منحصر به فرد داریم. به شرط احترام و عدم تجاوز به حریم یکدیگر

"۱۱:۵۷ ۰۲ خرداد ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (0) | سيد حسام آل داوود (83)

سلام
از ديد من عكس از زاويه خوبي گرفته شده است
كاش خط سفيد مسير مستقيم بيشتري را طي ميكرد تا عمق ميدان ديد بهتري ميداد

در پناه حق

"۱۱:۵۷ ۰۲ خرداد ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (0) | علی رضا مختاری گرکانی (387)

در برداشت اين شات هرچه تلاش شد تا يك سربالايي تراز پيدا كنم بي فايده بود. محل برداشت روي تپه هاي مختلف قرار دارد و به همين دليل خط سفيد ممتد در مركز عكس كمتر پيداست.
ممنون از حضورت.
"۱۲:۳۶ ۰۲ خرداد ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (0) | مهدی پ (3489)

سلام
ممنون از اظهار لطفتون
در مرد نویز با شما هم عقیدم و به دلیل نور شدید ظهر ایجاد شده و معمولا در کار های ماکرو به دلیل فاصله کانونی کم دیده میشه
اما در مورد کار شما و توضیحات جالبتون باید بگم که بسیار کار تاثیر گذاریه و اندیشه آزاد انسان ها و عقیده و طرز تفکر اختصاصی هر فرد لازمه یه جامعه آزاد و دموکراته و متاسفانه چند وقتیه که داره کمرنگ و حتی با اون برخورد میشه
در تمام طول تاریخ این وضعیت وجود داشته و درست شدنی نیست
اگر وجود سایه ها در کف خیابان بیشتر نمایان بود تاثیر بیشتری داشت
شاد و پیروز باشید

"۱۲:۳۶ ۰۲ خرداد ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (0) | علی رضا مختاری گرکانی (387)

ممنون از نظرتون. با توجه به ساعت گرفتن عكس نور رو بكلي داشتم از دست ميدادم براي همين سايه ها هم كمرنگ هستند.
بيشتر رديف ايستادن درختان بصورت رو در رو و بين يك خط سفيد جداكننده مد نظرم بود.
"۲۲:۲۲ ۰۳ خرداد ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (2) | آرش نصیری (11202)

سلام دوست عزیز

ترکیب بندی بسیار دوست داشتنی داره.
چقدر خوب چشم با خط سفید به عمق ثبت میره و یه نیم نگاهی هم به دوطرف این حریم وجود داره
ثبت با توضیحات بجا و خوب شما بسیار همراهه.
کمی در اجرا ضعف داره و اون ناشی از تیرگیهای پایین درختان هست.
میشه با Dodge در فتوشاپ با افت روشنتری رسید و سپس برا کنتراست زیاد اونها رو به فرم دلخواه برد. با تاریکی فضا موافقم اما با ازیبن رفتن ناخواسته و بی دلیل جزییات هرگز!

موفق باشید

"۲۲:۲۲ ۰۳ خرداد ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (0) | علی رضا مختاری گرکانی (387)

باعث افتخار بنده است راهنمايي شما. به ديده منت سعي در استفاده از آن خواهم داشت.
موفق باشيد.
"۱۹:۱۱ ۰۴ خرداد ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (2) | سعید حسن عباسی (13758)

سلام

نگاه فکورانه و معناگرایی است.
سیاه و سفدیش را دوست دارم.

اجرا خصوصا در در مورد ترکیب شاید بهتر می توانست باشد اما این نیز زیباست.

ممنون از ارسال

"۱۹:۱۱ ۰۴ خرداد ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (0) | علی رضا مختاری گرکانی (387)

ممنون از حضور گرم و مهربونتون بر عكس هاي تازه هايي مثل بنده. از اظهار لطفتون دلگرم و از راهنمايي هاتون استفاده ميكنم.
شاد باشيد و پايدار.
"۱۱:۳۴ ۰۸ خرداد ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (0) | زهرا دلاوری (4393)

سلام
ترکیب بندی عالی ست
نوع دید و نگاه شما هم
توضیحات واقعا کار رو کامل کرده
نگاه فکورانه و معناگرایی است.
سیاه و سفدیش را دوست دارم.

با احترام
محرمم از امتیاز :(

"۱۱:۳۴ ۰۸ خرداد ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (0) | علی رضا مختاری گرکانی (387)

درود بر سركار خانم دلاوري
ممنون از اظهار لطفتون. براي حقير حضور شما، گوشزد نكات منفي عكس و ارائه پيشنهاد از همه چيز مطلوب‌تر است.
آرزوي موفقيت.
"۱۱:۵۶ ۰۹ خرداد ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (0) | حسین اسدزاده (485)

اونچه که بیشتر از همه جلب نظر میکنه انعکاس آسمان در زمینه. شاید هم اینبار زمین در آسمان جلوه کرده البته اصلا هم بعید نیست. گاهی کسانی اونقدر بزرگ میشن که در افلاک جلوه میکنن...
دعا میکنم که از آنان باشید

یا علی مدد

سلام

"۱۱:۵۶ ۰۹ خرداد ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (0) | علی رضا مختاری گرکانی (387)

يا علي مدد

آنان كه خاك را بنظر كيميا كنند
شود آيا كه گوشه چشمي به ما كنند

ممنون از نگاه مهربان و نثر زيباي شما.
شاد باشيد.
"۲۳:۲۷ ۰۹ خرداد ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (1) | امین شفیعیان (1176)

يالطيف
سلام بر برادر گلم
اشکالات کار را دوستان اشاره کردند اما بنظر اگر کمی دوربین بالاتر می آمد و از بی کی تی استفاده می کردی تا ایتدای تصویر هم فوکوس باشد بهتر بود
اما من دقیقا متوجه توضیحات نشدم بین اعتقادات و آن سوی آن فاصله گذاشتن یعنی چی؟
الگر منظور جدا کردن آن است که اگر این نباشد که معنی ظهور نمی کند چرا که مادر دنیائی هستیم که تضاد معنی می بخشد .تاریکی معنا پیدا می کند که نور باشد و بلعکس ممنون می شوم وجودت را بیشتر هدیه بدهی تا بهتر درک کنم
در مورد نظری که هدیه داده بودید:
آدم ها اشتباه می کنند حافظ هم به همچنین
اینکه ما به این دنیا آمدیم ربطی به حضرت آدم علیه السلام ندارد ما مکانمان این زمین است که در سوره بقره آیه 30 می توانی آنرا دنبال کنی ولی خداوند لطف کرده بود آنان را به بهشت برده بود.
ولی تفاوتش در این است یکبار آدم را با احترام تمام به جائی دعوت می کنند یکبار می گویند برو فلان جا در مورد حضرت آدم علیه السلام هم حالت دوم صورت گرفت ولی زمین آمدن ما ربطی به حضرت آدم علیه السلام ندارد هیچ جائی نیامده که اگر فرزندان حضرت آدم علیه السلام در بهشت بدنیا می آمدند آنجا زندگی می کردند.
ممنون که وقت گذاشتی و وجودت را هدیه دادی
(خدا قوت)
صلواتي زلال
لبخند
+1.49

"۲۳:۲۷ ۰۹ خرداد ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (0) | علی رضا مختاری گرکانی (387)

درود و عرض ادب به شما
خوب شما محقق هستيد و محقق اگر با نيت خالي از نفس خود تحقيق کند حتماً به مراد مقصود "حقيقت" خواهد رسيد انشاءالله.
در مورد حضرت حافظ، از زبان خودشان:
سخنی بی‌غرض از بنده مخلص بشنو
ای که منظور بزرگان حقیقت بینی

در مورد اعتقادات هم روشن بود، بنده به اختلاف اعتقادات اعتراضي نداشتم که شما وجود آن را مايه پيدايش نور و تاريکي ميداني و درست هم همين است. منظور از وجود خط ممتد ... خط متمايز کننده بين اعتقادات است. خطي که فکر ميکند داناي مطلق است و از آن بدتر اينکه چون داناي مطلق است ديگراني که داراي نقص نسبي در برابر او هستند بايد هدايت شوند. بنابر اين همه بايد مثل او فکر کنند و جامعه بدين ترتيب به سمت تعالي برود.
ديدگاه من اجتماعي است و مطلب عکس من در آخر با اين اميد به پايان ميرسد که:
الهي، ما انسانها بفهميم که مطلق کل و قادر کل همه محلوقش را دوست ميدارد و آزادي تفکر را به هرکدام منحصر به خود آفريده و همه را با زبانها و مليتها و آداب و رسوم مختلف در جهان پراکنده ساخته و بايد به اين اختلافات احترام بگذاريم و البته توقع نداشته باشيم همه دنيا را مثل ما ببينند و مثل ما بينديشند و مثل ما رفتار کنند. به هم احترام بگذاريم و به حريم هم متجاوز نباشيم انشاءالله.

"۲۳:۲۷ ۰۹ خرداد ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (0) | علی رضا مختاری گرکانی (387)

ممنون از راهنمايي. در مورد بالا آمدن دوربين و زاويه ديد من هم با شما موافقم. در مورد تکنيک هم دفعه بعد حتماً امتحان ميکنم.
شاد باشيد.

"۲۳:۲۷ ۰۹ خرداد ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (0) | امین شفیعیان (1176)

یالطیف
سلام بر برادر گلم
کاشکی این جواب را بطور کامل در زیر عکس من پیست می کردی من اتفاقی خواستم جوابم را پیست کنم که جواب شما را دیدیم
تجربه ای که خداوند متعال متناسب با تلاشم به من هدیه داده است اینستکه انسان باید چهار چوب داشته باشد و گرنه شیطان به شدت سوءاستفاده می کند
دوستی دارم که هر شب به خرج هائی که کرده رسیدگی می کند و من به خودم گفتم امین اگر مثل او هرشب به حساب اعمالت برسی خیلی آدم بهتری می شوی
ولی هر حسابی با قواعدی است
اگر شما برای خودت قواعد نگذاری قطعا با احساس و مغز و چشم نمی توانی حقیقت را دریابی و شیطان به شدت سوءاستفاده می کند برای درک حرفم در گالری من عکسی است با عنوان اگر برای همه لاتی برای من شکلاتی
در این عکس برج میلاد 4/1یک آپارتمان است ولی چه چیزی باعث می شود که اشتباه نکنی اینکه می دانی برج میلاد بلند ترین سازه در ایران است برای همین به چشم و احساست اتکا نمی کنی
در اعتقادات هم آنچه که می دانی تغییر نمی کند میشود همان قاعده یا همان دانشی که مانع از خطای تو می شود
مثلا در حدیث داریم که خواندن نوشته های روی قبر ها حافظه را کند می کند
حالا اگر کسی گفت اتفاقا من برعکسش را احساس می کنم تو می فهمی که این دانه ی شیطان است
حالا اگر به او بگوئی تو اشتباه می کنی او بگوید نه این احادیث جعلی است تو چکار می کنی؟آیا گفته تو اشتباه است؟
اگر امروز یکنفر غریبه بیاید و بگوید من امروز می خواهم خانه شما بخوابم شما هم برو فردا بیا شما به او می گوئی چشم من نمی خواهم اعتقادم را که این خانه من است را به شما تحمیل کنم یا اینکه یک اوردنگی به وی می زنی به او می گوئی این خانه من است!؟!
حالا به این جا می رسیم که ما دو نوع اطلاعات داریم که آنرا اعتقاد خود قرار می دهیم و همه چیز را با آنها می سنجیم:
1-اعتقادات محیطی که نسل به نسل به ما رسیده
2-اعتقادات دینی که نسل به نسل رسیده است
که این دو کاملا در ارتباط است
و اگر شما در جامعه ایمانی زندگی کنی اصل را دومی قرار می دهی اگر در جامعه غیر دینی باشی اصل را اولی
هیچ دموکراسی آزادی مطلق نمی دهد این گفته شما فقط یک حرف احساسی قشنگ است
آیا اگر روزی بچه شما بگوید بابا جون می خواهم بپرم تو استخر 12 متری آیا در آن لحظه شما جلوی او را نمی گیری و نظرت را تحمیل نمی کنی؟
و کدام یک از ما در مقابل خداوند متعال از بچه ای نادان بالا تر می رویم؟
اگر شما به کسی بگوئی من نمی خواهم نظرم را به شما تحمیل کنم آیا این خود تحمیل کردن آن نیست؟
به هر حال عقل می گوید آزادی در اجتماع به قدری باشد که به اجتماع ضرری نرساند حالا میزان هر اجتماعی آن دو عامل بالاست
حالا اگر در جامه دینی شخصی از اصول اجتماعی دفاع کرد عاقل و آزاد فکر است یا آنکه گفت این اصول مهم نیست؟؟!
کدام یک ظلم می کند؟!
فرض کن مردی یک دختر خاله دارد که بسیار بی حیا است اگر همسر آن مرد به آن زن تذکر ندهد در مورد نوع پوشش و رفتارش به خود و فرزندان و شوهرش ستم نکرده است؟
ولی شما می گوئی ما نباید تحمیل کنیم عقایدمان را دختر خاله آزاده هر طوری باشد این جمله شما با عقل درست در می آید؟!
هر فرهنگی خط قرمز دارد و این لازمه حیات است و اگر کسی آنرا رعایت کند عاقل است وگرنه این فکر های بظاهر عارفانه چیزی جز هوس نفس نیست
من در مجالس مختلف با دوستانم صحبت می کنم در جلسه ای شخصی بود که به شدت از اسلام زده شده بود ولی مرا دوست داشت
وقتی صحبتم تمام شد مرا انسانی بی عقل و تفکر خواند که احادیث را حفظ کرده و بیان می کنم و این احادیث جعلیست و طالبان هم از همین احادیث شکل گرفته
من هم شروع کردم قبل از اینکه هر حدیث بگویم گفتم روانشناسان می گویند ... حالا حدیث می گوید ...
و بعد توجیح کردم که او بخاطر اینکه از بعضی اعمال زده شده است دیگر حرف دین را قبول ندارد نه از روی عقل و تفکر و خودش هم قبول کرد
در کل برادرم آنچه که باعث محبت می شود شناخت است نه فقط نگاه کردن و شنیدن باید عمل هم در کنارش باشد
امیدوارم به لطف خدا اشتباهی که داری می کنی را فهمیده باشی و هر جامعه ای تا آنجا که خط قرمز رد نشود آزاد فکری را مجاز می داند و این خط قرمز در روابط شخصی و خانوادگی هم وجود دارد و این خود نشان از تمدن است نه اجبار اذیت کن
در نهایت
آن اجباری که شما حرف آنرا می زنی اجباری است که شما از آن آگاهی نداری برای همین دردناک است و عقب مانده.
سخن آخر از پدر مهربانمان امام علی علیع السلام:
(پسرم ، دخترم):مواظب باش اندیشه ات از عملت جلو نزند.
این نوع حرف های بظاهر آزادانه چون پایه عقل ندارد به عمل نمی انجامد
کمی دقت کن که روزانه چقدر خودت نظرت را به دیگران تحمیل می کنی! و شرط دوست داشتن هم همین است برخلاف آنچه روانشناسان می گویند(آنها خودشان تمام سعی خود را می کنند که رجوع کنندگانشان حرف آنها را قبول کنند و اگر نکنند احساس می کنند کیسشان پیشرفت نکرده است!)
البته تحمیل بجا داریم که در نظام های مختلف که در بالا ذکر شد مختلف است
مثلا در اسلام اگر مردی به اهل خانه زور کند که غذائی که او می خواهد بخورند این مرد منافق است!!!!!!!! ولی اگر اعضای خانواده شراب بخواهند بخورند و او نگذارد منافق است؟!
پس لزوم تحمیل درست و غلط به نظام حاکم بر می گردد و شناخت آن چراکه لازمه محبت شناخت است و ما اگر شناخت نداشته باشیم تحمیل را از روی کوته بینی می بینیم!
در مورد نظری که هدیه دادی:
رسول گلها صل الله و علیه و آله وسلم می فرمایند:
کسی به بهشت می رود که امید آنرا دارد و کسی از جهنم دور می ماند که از آن بیمناک باشد
و در سخن بابرکت دیگر:
بهشت از بند کفشتان بشما نزدیک تر است و جهنم نیز چنین است.
در اسلام اگر خدائی ناکرده مرجع تقلیدی نا امید بشود که به بهشت برود از مرجع بودن خلع می شود.
اما ربط سخنانی که از حافظ نقل کردی را نمی دانم اولی حافظ دارد از فلسفه ای می گوید که چرا این دنیائی شدیم در دومی زندگی بعد از مرگ را بیان می کند نه فلسفه زمین آمدن را و بنظرم شما کمی تسلط را در این اینجا نادیده گرفتی!
ممنون از پی گیری(خدا قوت)

"۲۳:۲۷ ۰۹ خرداد ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (0) | علی رضا مختاری گرکانی (387)

امين عزيز، درود بر شما

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت

البته ماهيت اين سايت عکاسي است و من نظراتم رو بر پايه ديدم از عکس بيان ميکنم.
بنظر ميرسه تشنه بيان آنچه که درونت ميجوشد هستي و من به اين احساس شما احترام ميگذارم و آن را ميفهمم.
اما دلم ميخواست جملات مرا بيشتر دقت ميکردي چرا که فکر ميکنم توجه کافي به آنچه نوشتم نداشتي:
به او می گوئی چشم من نمی خواهم اعتقادم را که این خانه من است را به شما تحمیل کنم یا اینکه یک اوردنگی به وی می زنی به او می گوئی این خانه من است!؟!

در جاده روزگار همگی ما انسان ها حق تفکر .. آرزو و زندگی منحصر به فرد داریم. به شرط احترام و عدم تجاوز به حریم یکدیگر

شما چقدر راحت در مورد مني که نه ميشناسي نه حتي يکبار ديده اي قضاوت کردي:
- ولی شما می گوئی ما نباید تحمیل کنیم عقایدمان را دختر خاله آزاده هر طوری باشد این جمله شما با عقل درست در می آید؟!

-این فکر های بظاهر عارفانه چیزی جز هوس نفس نیست
-امیدوارم به لطف خدا اشتباهی که داری می کنی را فهمیده باشی
آن اجباری که شما حرف آنرا می زنی اجباری است که شما از آن آگاهی نداری برای همین دردناک است و عقب مانده.

در نهايت خيلي خوشحالم که به من لطف کردي و نظراتت رو در اينجا قرار دادي. چرا که اصل و هدف من از گرفتن اين عکس دقيقاً تاکيد روي وجود انديشه هايي چون شما در جامعه بود.
اميدوارم شما برايم دعا کني تا از اشتباهات خارج شوم و به حرفهاي جنابعالي نزديک، که همانا آسايش و آرامش دنيا و آخرت در آن است.
ممنون از حضور گرمت و آرزوي موفقيت.

"۲۳:۲۷ ۰۹ خرداد ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (0) | امین شفیعیان (1176)

یالطیف
سلام بر برادر گلم
کاشکی این جواب را بطور کامل در زیر عکس من پیست می کردی
عرضم به حضور برادرم
من برای فهم بهتر این مسائل از مثال هائی استفاده کردم که هر عقلی آنرا تثبیت کند و این نوع صحبت را به تجربه دست یافتم
چراکه اگر بخواهیم موردی بحث کنیم به جائی نمی رسیدیم
فرض کن کسی اصلا اعتقاد به نگاه نکردن به زن بی چجاب ندارد و بگوید اسلام و دین های دیگر فقط برای سر کار گذاشتن مردم است و...
آنوقت کسی به او بگوید حتی اگر به مرد شهوت دهد و عقل او را تسخیر کند باید به زن بی حجاب نگاه کرد؟(این دقیقا مثالی بود که یکی از دوستانم سر کلاس های زد که اکثر دوستان با آن مشکل داشتند ولی وقتی شرایط دوم را گفت همه قبول کردند
در این جا هم من یک مثالی زدم که شما نتوانید آنرا رد کنید و اگر کسی گفت غلط است عاقل بودن آن شخص زیر سئوال برود
من از 17 سالگی در کلاس های روانشناسی ،عرفانی و مذهبی(که البته در ایران عرفان از مذهب بطور اصطلاح جدا شده است) شرکت کردم و در جمع دوستانی همچون شما که اینگونه فکر می کنی بسیار بوده و زندگی کردم برای همین قضاوت کردم
قضاوت کردن دو چیز هم سطح اشکالی ندارد ولی غیر هم سطح بلی
امام صادق علیه السلام می فرمایند:
اولین کسی که قضاوت کرد شیطان بود و گفت من از آتشم و او از خاک.
من تمام آنکسانی را که گفته اند باطن مهم تر است و نه ظاهر(و یا ظاهر خیلی مهم نیست )را بسیار خوب می شناسم و همه ی آنها که می گویند:این مسلمان ها فقط بلدند خم و راست شوند و نه تفکری می کنند و نه ...وقتی زندگیشان را مطالعه می کنم می بینم حتی ظاهر دین را هم رعایت نمی کنند یا نماز نمی خوانند یا بی حجابند یا اهلبیت را قبول ندارند یا وضو را آنطور که دوست دارند می گیرند و یا بی حجاب نماز می خوانند و یا جلوی نامحرم می رقصند و یا شراب می خورند و... و همه آنها می گویند گناهان مرا به پای شما نمی نویسند و...
درسته در قرآن هم همین آمده ولی آیا شما آیه های قبلش را نمی خوانید!که رسول بین آنها می رود و حرف از اسلام می زند و بعد از اینکه قبول نمی کنند این سخن بالا را می گوید و اینکه نفرت خودش را از اعمال آنها به زبان می آورد؟!
به هر حال هر کسی به شما گفت بتوچه دیگران چکار می کنند تو مواظب اعمال خودت باش بدان فریب شیطان را خورده است
رسول گلها صل الله و علیه و آله می فرمایند:
امر به معروف کنید اگرچه خودتان نکنید و نهی از منکر کنید گرچه از همه آن اجتناب نکنید
و در سخنی دیگر:
هرکه به نیکی وادار کند همین وادار کردنش نیز به نیکی است.
به نیکی وادارید و از بدی بازدارید وگرنه خدا بدانتان را برشما مسلط کند و نیکانتان دعا کنند و استجابتشان نکنند.
دو مستی شما را خواهد گرفت مستی عیش دوستی و علاقه به نادانی در آنهنگام امر به معروف و نهی از منکر نکنید.
و در اسلام تو باید سرت بر اعمال خودت باشد ولی اگر اشتباهی از دوستت و یا فردی دیدی اگر شرایط تذکر را دارد بدهی.
اگر اعمال دیگران را پای ما نمی نویسند پس چرا ما در زیارت عاشورا لعن می فرستیم؟!(به ما چه ربطی دارد؟)
یا چرا امام باقر علیه السلام به یکی از یارانش گفت با کافران می گردی؟عرضه داشت مگر اشکالی دارد منکه اعمال آنها را انجام نمی دهم ؟فرمودند:اگر عذاب خدا بیاید تو را هم در بر می گیرد
و فکر کنم در تفسیر المیزان خواندم که شرط اینکه در میان کافران باشی و عذاب به تو نرسد این بود که به آنها نسبت به اعمال آنها تذکر داده باشد
پس می بینی اعمال دیگران روی تو تاثیر دارد
اگر یک نفر به شما فحش دهد روی شما تاثیر ندارد؟چطور اعمال زشت روی شما نمی تواند اثر بگذارد؟!
و اگر کسی به شما گفت باطن مهم تر از ظاهر است و یا بلعکس بدان این هم دانه ی شیطان است چراکه در اسلام باطن و ظاهر به یک میزان اهمیت دارد
اما شما نوشتید:در جاده روزگار همگی ما انسان ها حق تفکر .. آرزو و زندگی منحصر به فرد داریم. به شرط احترام و عدم تجاوز به حریم یکدیگر
من درجواب شما می نویسم شاید این گفته شما عین حرفی باشد که من گفتم ولی اهداف ما 180 درجه برای گفتن این حرف ها متفاوت است و من معیار سخن را قرآن و امام معصوم قرار دادم و شما حافظ
و این طبیعی است در نفس تو می توانی هر برداشتی از سخن حافظ داشته باشی چون با ایهام و جملات استعاری صحبت می شود و می تواند نفس خوش بگذراند
اما در قرآن و حدیث نه
من کسی را می شناسم که عاشق مولانا و حافظ است و کلاس دارد و ... وقتی یک ماشین جلوش می پیچه اولین حرفی که از دهانش بیرون می آید گوسفند است
آنوقت به من می گوید قیامتی وجود ندارد بهشت و جهنم همین دنیاست و استدلالشان هم به اشعار بزرگان است و بعد می گوید من روح قرآن را درک کردم(این ادعا بزرگ نیست؟و بعد شعر فکر کنم مولانا را می گوید که :پوست قرآن را برای ابلهان گذاشتم و...))می دانی چرا چون در دنیای ایهام برداشت آزاد است و پایه احساس است نه عقل(البته برای خواننده نه شاعر)!
رفته بودم سر کلاس یک استادی که مولانا را تدریس می کرد و چندین کتاب هم نوشته است و من کتاب هایش را خوانده بودم و شیفته او شده بودم
وقتی سر کلاسش رفتم گفت من به شاگردانم می گویم باید عاشق شوند وگرنه هیچی نمی فهمند(منظور عاشق دختر)و حالا صحبت اینجاست که آیا او از امام زمان علیه السلام خبر ندارد چرا نمی گوید عاشق امامت شو؟! مگر خبر ندارد آنها بینا هستند و درون و مقام ما را می بینند؟آیا تا بحال ندیده بزرگان چگونه شیفته این شخصیت شده اند!
و می گفت حرام نیست؟و من فکر کنم سر کلاسش گفتم :اگر آن زن شوهر هم داشت حرام نیست؟!
توصیه آخر من که قبلا تا حدودی شبیه شما فکر می کردم این است:
1-با حرف های قشنگ به جائی نمی رسه آدم
2-شما نسبت به دیگران بعد از خودت مسئولی
3-قضاوت من برای کمک کردن به شما بوده و اگر شما استثناء هستی در این همه آدم هائی که من باهاشون در ارتباط بودم معذرت می خواهم(با اینکه این اعتقاد را ندارم و خوشحال می شوم حضوری با هم صحبت کنیم)
4-سعی کن اصولی را برای خودت قائل شوی و همه چیز را نسبی نبین
5-سعی می کنم صحبت هایم را بواسطه احادیث و قرآن بزنم نه هر برداشت شخصی
6-ظاهر و باطن به یک اندازه مهم است و شاید ما آزاد باشیم هر طور دوست داریم فکر کنیم ولی آزاد نیستیم به آنها عمل کنیم این را هر عقلی اثبات می کند ولی می ترسم یک مثال بزنم بگی قضاوت اشتباه کردی
7-شاید بگوئی که شما هم همین حرف ها را قبول داری ولی قبول کن که اهداف گفتگوی ما خیلی با هم فرق می کند در نتیجه نتیجه گیریمام متفاوت می شود.
ممنون از پی گیری
التماس دعا
(خداقوت)
تولد مادرمان مبارک
صلواتی زلال
لبخند




"۰۴:۱۸ ۱۲ خرداد ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (0) | امین شفیعیان (1176)

شناخت آن چراکه لازمه محبت شناخت است =شناخت لازمه محبت است
"۱۱:۰۷ ۱۲ خرداد ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (0) | شایان سهیلی (239)

سلام علی رضا جان ممنون از راهنمایی....
این آی دیه منه خوشحال می شم ادد کنی،کارت دارم عزیز
msoheilie@yahoo.com
ممنون دادش
"۱۶:۰۶ ۱۲ خرداد ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (0) | محمود احمدی (301)

عده ای از دوستان این سایت رو با سایتی تفریحی اشتباه گرفتند و عکسهایی ارسال میکنند که -3 هم برای اونها کمه. انگار این فضا مکانی برای عکسهایی یادگاری دیدن شده یا فقط به تصویر کشیدن مردمی که فقط دارن روزمرگی رو میگذرونند و هیچ فکری پشت عکسهاشون نیست و شاید خیلی ها اونها رو ثبتهایی اجتماعی و مفهومی بدونن
متاسفانه ارسالهای زیاد و بدون کنترل. عدم تفاوت در سرویس دهی برای اعضای باتجربه در برابر اعضای تازه وارد متاسفانه روند ایجاد حس تلاش رو در خیلی ها کند کرده...

با درود خدمت آقاي گرگاني.
اينها نظر شما در مورد كار يكي از دوستان بود.راستش كمي به من كه هم تازه واردم و هم هنرمند نيستم برخورد.بدون شك كار بارزش در ميان هزاران كار بي ارزش و كم ارزش نمايان ميشه و لطمه اي به اون نميخوره.پس نبايد يك هنرمند نگران ديده نشدن باشه.هنر با وجود غير هنره كه چشم نواز ميشه.اگه همه چي زيبا بود كه ديگه ملاكي براي سنجش زيبايي وجود نداشت.هيچوقت احساس تنگي جا نكنيد چون جا هميشه براي همه هست و اين بينش ماست كه از ما حجم بزرگتري مي سازه و احساس كمبود جا مي كنيم.
براي من كه علاقه بسياري به هنر عكاسي دارم ،اينجا مثل يه مدرسه مي مونه.اگه يادت باشه تو مدرسه هيچوقت نميگفتن فقط خوش خطها تكليف بيارن و بقيه كه بد خط هستن حق ندارن وقت خوش خطها رو بگيرن.
حالا كه من بد خط شدم و بلد نيستم عكس هنري و خلاقانه بگيرم ،ساكت باشم ؟دوست بزرگوارم ،اگه مي بيني كسي مياد و عضو اين سايت ميشه و با اين وضعيت اينترنت و جون كندن يه عكس آپلود ميكنه شك نداشته باش كه اينجا رو با تفريحگاه اشتباه نگرفته.چون هيچ شباهتي به تفريحگاه نداره.
اگه گردش روزگار جوري بوده كه من نوعي نتونستم كلاس برم و امكانات خوب برام فراهم نبوده و پدر و مادر مشوقي نداشتم دليل بر بي هنري من نيست.تنها جايي كه ميشه كنار اساتيد و هنرمندان بزرگوار و بي ادعا از عكاسي و پيرامونش لذت برد و فرا گرفت، همين سايته كه اميدوارم هميشه استوار و پابرجا و با تمام اساتيدش برقرار باشه.در نهايت اگه فكر مي كنيد اينجا فقط محفلي براي هنرمندان و اساتيده ميتونيد يه نظر سنجي بزاريد و اين امكان حضور و ابراز علاقه رو از همه مبتديان و بي هنران بگيريد.
با سپاس فراوان خدمت دوست بزرگوار...

"۱۶:۰۶ ۱۲ خرداد ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (0) | علی رضا مختاری گرکانی (387)

درود بر شما محمود خان احمدي
البته ميدانستم که با قرار دادن اين کامنت وارد حاشيه هاي اين موضوع خواهم شد اما چون عنوان عکسي که اين کامت رو براش گذاشتم بود " شايد آخرين ارسال " حس کردم که باعث دلگرمي خواهد شد.
من هم با شما دوست بزرگوار و البته هنرمندم موافقم که هميشه جاي فعاليت براي همه باز هست اکثر مواقع سعي ميکنم که هم خودم تلاشم در حد قابل قبول باشه و هم دوستانم رو تشويق به فعاليت بيشتر کنم.
اما در خصوص انتقادي که به من کرديد .. اول اينکه خيلي ممنون بابت دقيق شدن و حس مسئوليت در شما. بعد هم توجه داشته باشيد که متن بالا رو از دوست عزيزم جناب آقاي نصيري هست که سابقه بسيار بالاتر و البته توان فني قويتري نسبت به حقير دارند نقل قول کرده ام. (که البته مورد تائيدم هم بوده است)
و در نهايت اينکه با فعاليت بيشتر در اين سايت خودتون به جو حاکم بر سايت و نگرش همکاران و دوستانم در سايت خواهيد رسيد. عمده اعتراضات بين دو دسته تازه واردين و قديمي تران هست.
در گروه اول هستند کساني که هر روز عکس آپلود ميکنند با کيقيت نه چندان قابل قبول. خوب ايت حق اونهاست اما وقتي حجم کارهاي بي کيفيت بالا ميره، کيفيت سايت پائين مياد و نتيجتاً عکس هاي خوبي رو که بعضاً همين عزيزان ميفرستند در خيل عکس هاي بي کيفيت ديده نميشود. اين گروه معترض به اين هستند که چرا قوي تر ها و بچه هاي کاربلد عکسهاي اونها رو نقد نميکنند و اصلاً نميبينند و بر عکس فقط عکس هاي کاربران طلايي و کاربران قديمي تر ديده و نقد ميشود.
در گروه دوم اعتراض روي تنزل کيفي عکس هاي ارسالي گروه اول و عدم صبر و حوصله آنهاست. اينکه من مبتدي راه صد شب رو يک شبه ميخواهم.
حالا نظر خود بنده ميانه اين دسته کشي ها و دوگانگي هاست. عرض بنده اين هست که گروه اول و دوم يعني چه؟ همه ما آمده ايم تا ياد بگيريم. بايد انتقاد پذير هم باشيم تا ياد بگيريم.
منه مبتدي سعي در بالا بردن کيفيت کارهاي ارسالي خود کنم شماي کهنه کار و کارکشته هم کارهاي منو نقد کنيد.
توجه داشته باشيد که نمونه خارجي اين سايت (1X.com) قبل از انتشار عکسهاي ارسالي حتماً کاربران طلايي اش نظر در ديده شدن يا نشدن کارها ميدهند بعد عکس نمايش عمومي ميشود و اگر کيفيت پائين باشد اصلاً نمايش هم داده نميشود. خوب برويم با هم کيفيت سايت اونها رو هم نگاه کنيم.
مسئله اي که من مطرح کردم اين هست که ياد گرفتن که فقط با هر کسي گرفتن و هر عکسي رو فرستادن نيست با ديدن عکس هاي قوي هم ميشود چيزهاي زيادي ياد گرفت و حاصل اين يادگيري را براي عموم بنمايش گذاشت.
قبول بفرمائيد بعضاً در سايت عکسهايي فرستاده ميشود که احساس بر اين است که فقط دوربين در دست کسي قرار گرفته و شاتر چکانده شده است.
در نهايت اگر باعث رنجش شده ام صميمانه عذرخواهي ميکنم. هدفم سربلندي هنر اين خاک و عزت آدمي است.
ممنون از توجه شما دوست عزيز.
"۱۲:۲۳ ۰۹ تير ۱۳۸۹" | مفید (2) | امتیاز (2) | هدا رحیمی (2179)

سلام

نگاه فکورانه و معناگرایی است. سیاه و سفدیش را دوست دارم. اجرا خصوصا در در مورد ترکیب شاید بهتر می توانست باشد اما این نیز زیباست.

موفق باشی

"۱۲:۲۳ ۰۹ تير ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (0) | علی رضا مختاری گرکانی (387)

درود بر شما و عرض ادب و احترام
ممنون از حسن توجه شما
من هم براتون آرزوي موفقيت دارم.
"۰۰:۵۰ ۱۰ تير ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (0) | افرا خالصی (68)

سلام...ثبتتون عالیه..اما نکته خوبش درگیر کردن ذهن مخاطب...انگار زیرش نوشتید:بفرمایید زندگی!نوش جان...کاش این خطوط گاهی خط در میان میشد!موفق باشید
"۰۹:۰۹ ۱۰ تير ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (0) | علی رضا مختاری گرکانی (387)

درود و عرض ادب خدمت شما دوست عزيز و تازه سايت عكاسي
ممنون از اينكه وقت گذاشتي. چه پيشنهاد جالبي: خط در ميان
شاد باشي.
"۱۸:۲۴ ۱۳ تير ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (2) | سحر کرمی (799)

ba salam
mamnoon az rahnamayitun
kadr va zavie ax doost daram sayehaye rooye zamin jalebe faghat noor kame va paeene derakhtha tarike ke ba photoshop ghabele eslah ast
movafagh bashid

"۱۸:۲۴ ۱۳ تير ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (0) | علی رضا مختاری گرکانی (387)

درود و عرض ادب
ممنون از توجه و حضورتون. در مورد نور حق با شماست اما مصداق خود كرده را تدبير نيست، شد.
براي تمركز روي لوكيشن از كنتراست بالا استفاده كردم كه منجر به از بين رفتن ديتيل در پائين درختان شد.
موفق باشيد.
"۰۷:۲۲ ۰۳ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (1) | مهرداد عباس آبادی (280)

سلام ممنون از نظرتون
عکس زیباییه
سوژه حالت خوبی داره پرسپکتیو خوبی بر کار حاکمه و کلا اینجور عکسارو دوست دارم

"۰۷:۲۲ ۰۳ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (0) | علی رضا مختاری گرکانی (387)

سلام دوست عزيز
ممنون از حضورتون و ابراز محبتت. خودم هميشه حس ميكنم يك سوژه اصلي و متمايز اينكار كم داره.
اميدوارم هميشه موفق باشيد.
"۱۱:۴۸ ۰۳ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (2) | احسان قنبری فرد (9266)

سلام بر شما دوست عزیز
عجب صفحه پر کامنت و حاشیه داری شده...

من با بالاتر بودن دوربین و کمتر شدن سهم آسمان برای نور سنجی دقیقتر موافق ترم.
تیرگی و کانتراست سیاهی ها زیاد است و بافت کار را تخریب کرده است...
بالاتر بودن دوربین نمای جاده را هم بهتر ارائه خواهد داد...
مود رنگی هم با سچوره لبه ها و سبزها زیبا خواهد شد...
اچ دی ار هم قابل پیشنهاد است برای دست یافتن به بهترین نور و رنگ در تمام کادر...
درود...
سپاس...

"۱۱:۴۸ ۰۳ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (0) | علی رضا مختاری گرکانی (387)

درود بر احسان سرزنده و با پشتكار
پركامنت بودنش رو دوست دارم اما حاشيه اش رو نه
اين يكي از اولين كارهايي بود كه وسط خيابون درازكش و دوربين چسبيده به زمين گرفتم و شايد كمي پائين بودن زاويه دوربين به اين دليل باشد.
ممنون از راهنمايي هات. به ديده منت سعي در رعايتشان خواهم داشت.
و ممنون از اينكه براي گالري و براي همه (بدون در نظر داشتن دوست يا آشنا يا غريبه) نظر ميگذاري.
موفق باشيد.

"۱۱:۴۸ ۰۳ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (0) | احسان قنبری فرد (9266)

سلام مجدد و سپاس.....
خوشحالم که گردش در صفحات سایت مرا با کارها و ادبیات و دید زیبای شما اشنا کرد...

از شما آموختم...

گردش در صفحات و ارائه نظر جز بیان برداشت خورم و با هدف دریافت پاسخ و درک اشتباهات برداشتهای خودم نیست...

اینگونه است که شاید اشتباهاتم را بیابم و البته از ایده ها و نگاه زیبای همه دوستان می آموزم....

درود......

از آشنایی با شما دوست مهربان . هنرمند و خوش ذوق .... بسیار خوشحالم ...

سپاس از پاسخ محبت آمیز و دوستانه شما....

"۱۱:۴۸ ۰۳ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (0) | علی رضا مختاری گرکانی (387)

حضور احسان عزيز
شما به حقير بسيار محبت داريد و بنده خودم رو هنرمند نميدونم (بي تعارف عرض كردم، من كه در دست داشتم دوربين در دستم هنوز نيمي از سال قدمت ندارد)
گردش در صفحات و ارائه نظر جز بیان برداشت خورم و با هدف دریافت پاسخ و درک اشتباهات برداشتهای خودم نیست...

خوشحالم كه اين رو ميشنوم و اميدوارم هميشه لبخند بر لب داشته باشيد و هرروزتان پربارتر از ديروز باشد كه ثمره اين طرز فكر هم همين است.
بنده هم بسيار خرسندم از آشنايي با شما عزيز
"۱۳:۰۷ ۰۳ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (0) | احسان قنبری فرد (9266)

http://aks.akkasee.com/photos/129329/
خوشحال میشم نظرتو در مورد این بحث بدونم....

"۱۳:۰۷ ۰۳ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (0) | علی رضا مختاری گرکانی (387)

عكس رو ديدم احسان جان، نظرات رو هم خوندم اما در ارتباط با عكاسي پرتره و همينطور ماكرو اطلاعاتم خيلي محدود هست. شايد چون كمتر علاقه دارم اينگونه باشد.
موفق باشي.