سامسونگ RSS تماس درباره ما شناسنامه تبلیغات
­دعوت به عکاسی از مسابقه ماشين راديو کنترلی، جمعه اول آذر 87، 11 صبح [اطلاعات بيشتر]

گالری تصاویر "محمدرضا گودرزی"

         
عکس
نام :   مجازات! (امتیاز : 49)
عکاس :   محمدرضا گودرزی (امتیاز : 12649)
مدل دوربین :   Nikon D70s
مدل لنز :   Nikon AF-S DX 18-70mm f/3.5-4.5G IF-ED
دیافراگم :   F8
سنسور :   6 MP
شاتر :   2 ثانیه
ایزو :   200
نظرات :   29
بازدیدها :   659
تاریخ ارسال :   ۱۶ مرداد ۱۳۸۶
علاقه‌مندی‌ها :   0
دسته‌بندی سايت :   اجسام بيجان , مفهومي
توضیحات عکاس
اینکه انسانها عملی به نام مجازات کردن دارند بنظر من یکی از پیچیده ترین رفتارهای بشری است. هر چه فکر کردم نتوانستم به شکل دیگری آن را به چالش بکشم. منتظر نظرات شما هستم!

"۰۰:۵۳ ۱۶ مرداد ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (1) | مهرداد صفری (100)

ایده جالبیعمق میدان بیشتر رو بیشتر دوس داشتم رنگی بودن اون یه كبریتم تو امنتقال مفهوم عی بوده ولی اون چیز سفیئد وسته دسته كبریتا چیه ؟ بد جوری تو ذوق میزنه !
"۰۰:۰۸ ۱۶ مرداد ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (1) | فرید ثانی (8396)

شاید اون تک کبریت رنگی رو هم سیاه سفید می کردید بهتر می شد ، یجورایی زیادی متمایز شده به نظر من همون راست قامت و بالا بودنش بقدر کافی متمایز ش کرده بود
البته من زیاد تخصص و سوادی از عکس مفهومی ندارم ببخشید اگر بی ربط بود نظرم....
"۰۰:۵۸ ۱۶ مرداد ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (2) | مهدي علّامي (169)

مفهوم بسیار عالیه ولی جناب گودرزی كاش روی ادیت بیشتر سعی می كردین . راستی نوار سفید چیه من متوجه نشدم ؟
فوكوس هم كاش روی ردیف اول بود مفهوم زیباتری داشت
"۰۲:۱۸ ۱۶ مرداد ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (1) | سید مصطفی آهنگرها (1904)

تلاش خوبی است.
من هم با دو مورد اشاره شده در بالا (جسم سفید وسط کادر که برای بالا آمدن کبریت‌ها است و نیز رنگی بودن سوژه) مشکل دارم.
در مورد رنگی بودن، شاید اگر برعکس رنگی بود بهتر می شد. یعنی همه رنگی بودند و سوژه سیاه و سفید.
ممنون.
"۰۵:۰۲ ۱۶ مرداد ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (0) | محمدرضا گودرزی (12649)

ممنون از نظر دوستان آن نوار سفید مثلا سکوی مجازات است!
در مورد فکوس و کادربندی هر نظری مغتنم است. دوست داشتم در مورد نفش مجازات کردن هم نظری بدهید. با تشکر.
"۰۷:۴۲ ۱۶ مرداد ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (1) | مازیار یعقوبی (5054)

خوب اون كبريت رنگي كه مامور اجراي حكمه. و اون سه تا بيچاره هم محكومين هستند كه به سزاي عملشون رسيدن.
بقيه هم كه انگار از ترس خيس كردن خودشونو. و دارن به اعمال خودشون فكر مي كنن.ولي عاقبت همه اينه كه به يه نوعي مجازات مي شن به خاطر اعمالشون و ردخور هم نداره!!!!!
"۰۸:۰۰ ۱۶ مرداد ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (2) | سعيد حسن عباسي (9284)

ایده و اجرای موفقی است. این تمایز رنگ را می پسندم در جهت مفهوم عكس. راستش موضوع پیچیده و سنگینی است بنده هم تقریبا هم عقیده با نظر شما هستم.ارادتمند
"۱۰:۰۷ ۱۶ مرداد ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (0) | امیر حسین مددی (6496)

با اجازه استاد
1- اینکه سعی کردین مفهوم یک چالش اجتماعی رو در یک عکس خلاصه کنید خیلی خوبه . ولی خیلی سخته که یک عکس بیانگر چیزی باشه که کتابهای زیادی در موردش نوشته شده . این کار مسئولیت شما را به عنوان عکاس خیلی بالا می بره (نمیدون تونستم منظورم رو برسونم یا نه )
2- با توجه به توضیحات بالا من فرض می کنم که شما قصد دارید از این عکس به عنوان جلد یک کتاب در همین مورد استفاده کنید . در این صورت با توجه به وضع گرافیک کتابهای فعلی ما ، این عکس مشکل چندانی از لحاظ هنری نداره . اما اگر سطح توقعاتمان را بالاتر ببریم . من ترجیح میدادم :
1- فضای خالی سمت چپ کادر هم پر شود تا اجتماع کاملتری شکل بگیرد .
2- ادیت روی چوب کبریت رنگی با دقت بیشتری انجام شود .
3- محل استقرار دوربین در زمان ثبت ، کمی پایینتر باشد .
4- چوب کبریتهای پشت محل دار زدن بیشتر شوند تا چوب کبریتهای سوخته با توجه به سیاه شدنشان روی بک گراند سیاه نباشند .

بهر حال باپوزش خیلی زیاد از شما . در ضمن یک از عکسهای من هم که البته عکس از روی یک عکس بسیار قدیمی می باشد ، در همین مورد است . اگر دوست داشتین ، خوشحال میشم که نظرات شما رو در مورد آن بدونم . (در مورد عکاس اصلی اون عکس و نگرش یک عکاس قدیمی احتمالا وابسته به دربار در مورد یک چالش بشری که موافقان و مخالفان زیادی دارد )
"۱۰:۰۰ ۱۶ مرداد ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (0) | امیر حسین مددی (6496)

بقول شما این مثل fastfood هست . اینقدر سریع مطالب بالا رو نوشتم که فکر می کنم در مورد دادن امتیاز دچار فراموشی شدم . از نظر من حداقل امتیاز این عکس 2 می باشد . امیداورم که بتوانم بعدا جبران کنم .
با تشکر .
"۱۱:۰۰ ۱۶ مرداد ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (2) | احمدرضا برازش (4576)

سوژه جالبي بوده و اجراتون هم خوبه؛
براي بهتر نشون دادن جميت اون فضاي خالي سمت چپ رو اگه پر مي كرديد بهتر بود؛
فوكوس و عمق اون به نظرم كاملا مناسبه...
انحناي كبريت هاي سوخته خيلي كمك كرده و چيدمان اون سه كبريت كه بر قوس اين انحنا منطبقه...
رنگي بودن اون كبريت هم جالبه...
كلا به اين جور عكسها خيلي علاقه دارم. سپاسگذارم براي ارسال اين عكس جالب....
"۱۱:۱۹ ۱۶ مرداد ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (3) | آرش عطرچیان (4792)

از آن كارهای مفهومی فوق العادست كه ارزش زیادی برایشان و فكری كه پشت آنهاست قائلم . اینكه بتوان با یك تصویر مسائل زیادی را مطرح كرد و ذهن مخاطب را درگیر آن كرد كار آسانی نیست ... شاید بهتر میشد اگر فضای خالی كمتری داشتیم و یا كل كادر را با چوب كبریتها پر میكردیم . رنگی بودن مجازات كننده و ارتفاع بیشتر و خالی بودن اطراف آن جلوه ای قهرمان گونه به او داده است كه حتی اگر چنین نظری نداشته باشید اما در این تصویر اینگونه به نظر میرسد ...
"۱۱:۰۹ ۱۶ مرداد ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (2) | حميد سالكي (38)

عكس زیبایی شده و ایده جالبی هم در پس آن وجود دارد.
نكته جالب توجه برای من اینه كه اون كبریت كه رنگیه ، موجه و مثبت جلوه می كنه ( و اگر بر عكس بود شاید معنی دیگری به من القا می شد ) , اون سوخته ها كه هیچی ولی مردم (بقیه كبریت ها ) اگر برخی رنگی و برخی سیاه و سفید بودند شاید باعث تفكر بیشتری می شدند.
در كل جالبی این عكس برای من اینه كه با تغییر حالت (از سیاه و سفید به رنگی و بالعكس) هر كدام از عوامل صحنه ( مردم ، مجری حكم و محكومین ) مفهوم دیگری می توان القا كرد.
ممنون
"۱۱:۲۵ ۱۶ مرداد ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (3) | امیر کلباسی (1103)

مطمئنن یكی از زیباترین كارهائیه كه دیدم .... البته شاید بدون عنوان مجازات نمیتونست بهترین باشه تبرك آقای گودرزی
"۱۳:۲۷ ۱۶ مرداد ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (0) | محمدرضا گودرزی (12649)

از همه دوستان ممنون و سپاسگزارم ... راستش من کمی شتاب زده بودم دیشب یک دفعه یاد اتفاقی افتادم و ساعت هم 11 شب بود و نمی دانم چرا مصرر بودم تا حتما این شات را بگیرم ( که البته آماده کردنش کمی طول کشید) ایده خاصی نداشتم و خلاصه همه چیز سریع پیش آمد. توضیحات آقا میلاد را بسیار سودمند یافتم و البته بنده بیشتر از کارهای احمد آقا برازش ایده گرفتم که خوب مي تونه با این سوژه ها کار کنه (میشه گفت کار برازشی شده است!) استنباط آرش خان عزیز خیلی برایم ارزشمند بوده... و همینطور بقیه دوستان.
در خالی بودن گوشه کادر عمدی در کارم بود که گویا موفق نبوده ام! اما آخرین محکوم را در وسط کادر جا دادم (گرچه ترکیب بندی کلاسیکی ندارد) تا روی اون تاکیدی باشد...
ارتفاع دوربین را از قصد بالاتر آوردم تا تصویر کبریت های سوخته توی زمینه تاریک گم نشود و از طرف ديگر به عنوان یک ناظر فرا دست به صحنه نگاه کند.
ولی واقعا تصور نکنم که قصدم این بوده که مسائلی اینچنینی را با یک شات ساده حل و فصل کرد؟
فقط یک گپ دوستانه آخر شب... يک درد دل ساده بود

"۱۴:۱۹ ۱۶ مرداد ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (3) | زهیر توکلی (705)

همه حرفا زده شد من هم میخاستم به عنوان یکی از عضوهای کوچیک از شما و از زحمت و وقتی که گذاشتید تشکر کنم....
موق و پیروز باشید....
"۱۵:۵۶ ۱۶ مرداد ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (3) | آرش محرّمی (126)

خیلی زیباست اگه اجازه بدید دیگه راجع به عكاسی حرفی نزنم كه همونطور كه همه تایید كردن واقعا حرفه ای كار شده و جای تقدیر داره . به نظر من سوژه خیلی خوب مطرح شده . راجع به مفهومش هم خیلی واضح بیان شده و كاملا با اسمش هماهنگی داره . همیشه اونهایی كه بلندتر از بقیه هستند زودتر می سوزند . چون اگه تنها نبودند دیگه بلندتر به نظر نمیرسیدند .
"۱۹:۴۴ ۱۶ مرداد ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (3) | بهنام صحرایی (40)

همیشه اولین ایده بهترین هم هست , بایداز اصرارتون برای اجرای سریع ثبت ممنون باشیم.حس كار حتی قبل از كلیك كردن و دیدن عكس در سایز بزرگ منتقل میشه, یك آرایش راز آلود كه هشدار میده یه خبری هست.
در مورد خالی بودن سمت چپ كادر و كل چیدمان كاملا با شما آقای گودرزی موافقم .
ای كاش فاصله ی جلاد از محكومین كمی بیشتر بود.
"۲۳:۱۸ ۱۶ مرداد ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (0) | محمودرضا نوربخش (418)

شات زیبا و خلاق . تصویر به جای خود گویاست و به نظر من نیازی به توضیح نداشته که شما لطف کردید. حکایت کبریت و سوختن خصوصا اینچنین جمعی جالبه .
من ادیتی انجام دادم که فقط گویای نظر شخصیست . حس کردم کراپ و دیتیل کادر کمی بسته ست . واین سوختن سیاهی بیشتری رو طلب میکنه.
در هر صورت مرسی از ارسال.

ادیت
"۰۷:۴۸ ۱۷ مرداد ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (3) | علي رنجبران (1531)

گفتنی ها رو دوستان گفتند.فصای پشت سر عامل مجازات کمی خالیه واقعا در بقیه موارد حرفی ندارم عالیه.
"۰۲:۰۸ ۱۸ مرداد ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (2) | خلیل خسروانی (58)

سوژه با توضیحاتی كه عكاس داده موثر واقع شده . من حس میكنم اگه دوربین یه ذره پائین تر میومد و كبریتها به خصوص سوژه های اصلی بیشتر مشخص میشدند كار تاثیر گذارتری میشد . اما بازم كار خوبی دراومده مهم ذهن عكاسه كه به اون چیزی كه میخواسته رسیده .
تمام كسائیكه اینجا نظر دادیم میتونیم جای یكی از همین كبریتا باشیم . حالا كدوم یكیش خودمون بهتر میتونیم جواب بدیم .
با همین سوژه یه فیلم كوتاه هم دارم. كه با بچه ها ساختیم.
موفق باشید
"۱۰:۰۷ ۱۸ مرداد ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (2) | سیامک محب علیان (272)

سلام
در مورد ثبتهایی نظیر ثبت آقای گودرزی باید مطلب مهمی را به یاد داشته باشیم كه: عمل انجام گرفته كاملا یك بیان كردن است.كه این بیان توسط هنر انجام میگیرد.حال ممكن است طراحی, نقاشی , مجسمه سازی ,عكاسی .... باشد. مهم اصل مفهوم وبیان است.هنر مند در اینجا با استفاده از عوامل و امكانات سعی در گفتن مطلب مهمی با مخاطب دارد. جسارت تشكیل و بیان مهمترین عنصر نهفته در اینگونه آثار است.حال در عكاسی شاید یك سوژه یا مفهوم یا اتفاق را ثبت كنیم ولی اینكه آن سوژه یا مفهوم یا اتفاق را بیافرینیم چیز دیگریست كه در پس آن آگاهی و علم نهفته است(با اختیار).
به هر حال ثبت آقای گودرزی با دقت انجام شده ومسلما آقای گودرزی به تمام جزییات اشراف داشته اند.اجرا مفهوم به خوبی انجام شده .نور پردازی خوب وفوكس عالی در مركز انباشتگی را خوب بیان كرده.
فقط تیرگی سمت چپ توی كادر اذیت میكنه. حتما بدون منظور نبوده.(شاید پایان مجازات و نهایت؟)
به هر حال اگر لطف كنید و توضیح بدهید ممنون میشم
"۱۴:۵۸ ۱۸ مرداد ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (0) | محمدرضا گودرزی (12649)

از توجه و توضیحات خوب آقای سیامک خان کامل سپاس را دارم. در آن مورد آزار دهنده من کمی شتاب زده عمل کرده ام و محاسباتم درست از آب در نيآمد! (به هر حال این جور آثار خالی از ایراد نیست) باز هم ممنون.
"۱۶:۱۲ ۱۸ مرداد ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (2) | امین مصطفویان (146)

فقط میتونم بگم کار محشری شده و مفهوم عکس حتی بدون دیدن عنوانش هم کاملا قابل درکه...
خسته نباشید...
با آرزوی توفیق.
"۱۶:۲۱ ۱۸ مرداد ۱۳۸۶" |