گالری تصاویر "ابراهیم نیک‌خو (قشم)"

         
عکس
نام :   مجموعه ی عکس عروسی در قشم1 (امتیاز : 0)
عکاس :   ابراهیم نیک‌خو (قشم) (امتیاز : 3341)
نوع دوربین :   Canon
مدل دوربین :   Canon EOS 500D
دیافراگم :   F4
شاتر :   15 ثانیه
ایزو :   200
نظرات :   1
بازدیدها :   9438
تاریخ ارسال :   ۰۳ فروردين ۱۳۸۹
علاقه‌مندی‌ها :   0
دسته‌بندی سايت :   مسابقه «ایران 89 - سفرنامه نوروزی»
توضیحات عکاس
مجموعه ی عروسی در قشم1 عروسی در قشم چند روز طول می کشد. شب اغاز می شود و بعد چند روز شب به پایان می رسد. شب اول عروسی همه ی زن های فامیل و اشنا و زن های روستا خانه ی مادر داماد دعوت هستند. انها لباس هایی را که مادر داماد برای عروس خود خریده است را می بینند. این لباس ها به سبک عربی دوخته می شوند. قیمت هر لباس شاید بین 20 تا 100 هزار تومن هم در بیاید.شلوار محلی هم درست می کنند که معمولا قسمت ساق پا با نوارهای رنگی زیبایی به اسم زری و صفه تزیین شده است و به ان شلوار بندری می گویند.مادر داماد معمولا 20 دست لباس و 20 دست شلوار درست می کند و همه را بسته بندی می کند و درون چمدان هایی می گذارد.طلاهای خریده شده را هم نشان زن های فامیل می دهند. در کنار طلا و لباس ،دمپایی عربی و وسایلی دیگر شبیه ادکلن و وسایل شخصی دیده می شود.(سجاده- گیر سر- چادر- حوله- و..)بعد از ان اخر شب چمدان ها را روی سر می گذارند و پیاده به خانه ی عروس می برند. در طول مسیر هلهله و شادی سر می دهند . در طول روزهای بعد زن ها خانه ی مادر عروس دعوت هستند و برای دیدن لباس ها و طلاها به ا نجا می روند.رسم است که داماد و عروس حلوای مخصوصی می پزند و به ان حلوای دامادی می گویندو مردم روستا می ایند و حلوا را برای خودشان می برند. در طول روزهای دیگر گاو یا گوسفند قربانی می کنند و مردم را هم دعوت می کنند. دست و پای عروس را با حنا نقش می بندند. روز اخر عروسی اهالی جمع می شوند و عصر ان روز دهل می زنند و مراسمی خاصی به اسم ازوا (اسبا)برگزار می شود. و مردم دو دسته می شوند. و چوب های باریک و کوچیکی به دست می گیرند و به عربی می خوانند.(شبیه رقص شمشیر عرب ها)داماد هم کت و شلوار می پوشد و دو نفر دستش را می گیرند و در روستا چرخی می زنند. خانواده ی دماد نقل و شکلات و بادام و اسکناس روی سر داماد می ریزند و بچه های کوچک به جمع کردن پول مشغول می شوند. بعد از اتمام مراسم همه به داماد تبریک می گویند و با او روبوسی می کنند. شب هم مردم جمع می شوند و مراسم مولودی خوانی برگزار می شود و صلوات برپیامبر گفته می شود و تا پاسی از شب سرود می خوانند. معمولا ساعت 12 شب مراسم تمام می شود و داماد را با دهل و شادی به خانه ی پدر خانم می برند. (رسم است که داماد در خانه ی پدر خانم زندگی کند.)در خانه ی پدر خانم به او اتاق یا سوئیت کوچکی می دهند. تمام وسایل خانه را باید داماد بخرد و عروس جهیزیه ندارد. وقتی داماد را به خانه ی پدر خانمش می برند انجا هم به او تبریک می گویند.و عروسی بعد از 5 یا 7 روز تمام می شود. یعد از یک هفته که از عروسی بگذرد عروس و داماد شب هفتم به خانه ی پدر و مادر داماد می روند و در انجا گوسفندی سر بریده می شود و همانجا شام را می خورند و اقوام داماد به عروس کادو می دهند.

"۰۵:۵۷ ۰۳ فروردين ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (0) | ئ ئ (77)

با درود و سپاس از این حسن توجه
ولی عجب رسومات وحشتناکی ما ایرانی ها داریم که در طول تاریخ ماشالا بسط و گسترش هم داشته و آمیختگی هم کم نداره.
دو تا جوون چه مصایبی باید بکشن تا یه زندگی اون هم تو این اوضاع احوال پیدا کنند ها
کاش این چمدون ها باز بود، لباس ها هم آویزون
چه پارچه سبز قشنگی :)
شاد و نوروزی و فعال باشید
+2