گالری تصاویر "زهرا درویشیان"

         
عکس
نام :   قلبهای مرده- کنده در فضا (امتیاز : 11)
عکاس :   زهرا درویشیان (امتیاز : 4596)
نوع دوربین :   Canon
نظرات :   11
بازدیدها :   836
تاریخ ارسال :   ۱۹ اسفند ۱۳۸۸
علاقه‌مندی‌ها :   1
دسته‌بندی سايت :   منظره
توضیحات عکاس

"۱۲:۱۵ ۱۹ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (2) | را مین هوشمندی (7541)

نوع ترکیب بندی المانهای موجود و رنگ عکس در جهت القا حسی سرد و ضمخت است! نوعی تنهایی و یا به تعبیر شما قلبهای مرده!
شاید بد نبود چراغ یک یا دو تا از این پنجره ها ( قلبها ) خاموش می بودند.
برداشت تامل برانگیزی است.
پاینده باشید.
2+
"۱۳:۵۵ ۱۹ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | اسفندیار پورمقدم (106)

می بینی منم بر قلل مرتفع این قبرستان...

"۱۳:۵۵ ۱۹ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | زهرا درویشیان (4596)

hich jaie in kore khaki, asare honarmandi bedoone esm namaiesh dade nemishe ke inja intorie

gheire morde chi az ma mikhan?

hamintori in negaresh farhangsazi mishe dige
"۱۴:۴۷ ۱۹ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | رضا وهمی (8851)

عکسی که حرفهایش را یقینا در گام اول با رنگهایش میزند .
کانتراست بسیار شدید دو رنگ زرد و سیاه از یک سو و معنایی که این هم نشینی در ذهنم تداعی میکند از سوی دیگر . شاید واژه تنفری که به اشتباه منتصب به رنگ زرد است تنها در اینجا معنا پیدا کند . اینجا که همنشین سیاه و سیاهی است .
این دو رنگ در هیچ شرایطی با هم هماهنگی و هارمونی ندارند
.
و اما همه اینها میتواند بیانگر چه چیزی باشد ؟
این یک منظره از قلبهای مرده - کنده در فضا ست .
آن پنجره ها و این پله ها و آن در و آن دیوار سیاه ، همه جزئی از یک بدن و یک ساختمان هستند .
اما این پنجره ها که نمادی از قلب در ساختمان هستند ، به واسطی رنگ تیره به وجود امده ، از جسم ساختمان جدا شده اند و گویی به وسیله آن رشته سیم عبوری از جلوی آنها به مانند لباسی بر روی رخت آویز ، آویخته شده اند و در حال تلو تلو خوردن هستند .
انگار این پنجره ها اصلا تعلق به این بنا ندارند .
انگار قلبهای ما دیگر برای خودمان نیست .
نور از پنجره میترواد ، اما فضا تیره و تار است . چرا ؟ شاید به خاطر همان چارچوب تیره روی پنجره ...
حتی خطوط شکسته پایین و آن نوشته اعصاب خورد کن ....
همه و همه دست به دست دادند برای اینکه بگویم این عکس ، تجسم عینی تنفر به معنای واقعی است .
و حال میروم در پی یافتن علتش ....
شاید همان زندگی ، تنها کلمه ای باشد که به هر سو بروم ، دوباره بازگشتم به سمت اوست . خصوصا که ساختمان عکس هم مرا بیشتر به این برداشت نزدیک میکند .

تمام توضیحات بالا فقط یک مشق بود برایم .

هوشمندانه ، آگاهانه و موفق و تاثیر گذار .
"۱۵:۱۲ ۱۹ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (3) | امید امیدواری (1727)

سلام...
تصوير پر است از حرفهايي كه رنگ و تضاد ها و شكلهاي مستطيل و خشك و منطقي آن را بيان ميكند.
انگار اين تصوير با كسي سر جنگ دارد .(كنتراست شديد ،رنگ رنگهاي زرد و سياهي محض قالب در تصوير..)
شايد به نوعي قضيه پيروزي عقل بر احساسات را بيان مي كند.
نوشته هاي بيهوده و بي معناي روي ديوار خبر از پوچي و بي تفاوتي روابط را مي دهد.

شايد دوباره عاشقي ، شايد دوياره يك زمزمه در گوشي زير باران ، شايده دوياره يك قصيده عاشقانه ، شايد دوباره در كنار حافظ و شايد دوباره بوسه اي صادقانه ،به اين تصوير غمگين و سرد و خشن پايان دهد..

با احترام...
"۲۳:۴۳ ۱۹ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | ابراهیم باختری بناب (8139)

سلام دوست عزیز
زیباست به خاطر تکنیکش
گفتنیها رو دوستان گفتند
لذت بردم از این هوه احساس
ممنون از اشتراک
2+
"۰۸:۴۳ ۲۰ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | امین شفیعیان (1176)

يالطيف
سلام بر برادر گلم
ۀدم یاذه فیلم ترسنام می اندازه،یاد جنن و...
تعریف های دوستان را تاسسد می کنم(انشاء الله عاقبت بخير شي).
از شما و تمام خوانندگان تقاضا دارم از عکس هاي ديگر گالري من هم ديدن و مرا ار نظراتتان بهره مند فرمائيد(خدا قوت)
صلواتي زلال
لبخند
+1.65
"۰۸:۴۵ ۲۰ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | امین شفیعیان (1176)

ۀدم =آدم،یاذه=یاده،ترسنام =ترسناک،تاسسد=تایید
+1.65=+2
"۰۹:۲۸ ۲۰ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (1) | سعیده امیری (541)

عنوان خیلی خوبی داره این عکس آقای وهمی به خویی و کمال این عکس رو توصیف کردند و دیگر اینکه حس تلخی داره این عکس ممنون
"۱۹:۴۰ ۲۲ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | حسین قاسمیان (275)

با سلام و درود بی پایان
ثبت بسیار خوبی شده در مور المانها با دوستان موافقم ترکیب و معنای خوبی دارد.
خوشهال میشم به گالری من سری بزنید.
همیشه سبزو پایدار باشید.
"۰۹:۰۱ ۲۶ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (2) | آرش کریمی (5160)

قدرت نيمه پايين كادر خيلي بيشتر از نيمه بالاييه .
يك انتزاع خوب اونجا شكل گرفته و در تقابل با فضاي رئال بالاست كه خود اين هم ميتونه جالب باشه ...
+2