گالری تصاویر "پروانه پاری"

         
عکس
نام :   همراه بی پایان (امتیاز : 20)
عکاس :   پروانه پاری (امتیاز : 3229)
نوع دوربین :   Canon
مدل دوربین :   Canon EOS 350D
دیافراگم :   F3.5
ایزو :   100
نظرات :   22
بازدیدها :   1336
تاریخ ارسال :   ۱۵ اسفند ۱۳۸۸
علاقه‌مندی‌ها :   0
دسته‌بندی سايت :   مردم , مناظر شهری , مفهومی
توضیحات عکاس

"۱۲:۳۹ ۱۵ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (4) | امتیاز (2) | هادی دهقان‌پور (9761)

سلام
هر کدام از این پنجره‌های مربع تیره‌ی خاک‌آلود، به‌سان مانیتوری از یک اتاق کنترل می‌ماند که گویا اُپراتور ماجرا، بایستی نقش خود را در آن ببیند. گویا عنصر انسانی، تاب دیدن این فضا را ندارد و در حال گریز از آن است!
با احترام
"۱۴:۴۳ ۱۵ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (4) | امتیاز (0) | حمید رسول پور (231)

سلام
خمیدگی خط افقی زیر مربع ها همراستا با فضای تیره ی قاب درسنگین کردن دوسوم بالایی کادر بسیارزیباست
کنتراست هوشمندانه پنجره ها را برآماسیده نشان می دهد واین به زیبایی کمپوزوسیونی دینامیک وپویا را درفضای مرده ی قاب ارائه کرده است که این پارادوکس هوشمندانه آموزنده وزیباست .
نورپاشیده شده روی قسمت جلویی کلاه مرد درمیانه ی پنجره ها تکرارشده است .این قرینگی درکنار تداخل دو نگاه دربسط معنایی کار بسیارزیباست .
تونالیته ی بالادرسمت راست تقریبا سیاه است .درسمت چپ بالای کادر این تونالیته سبز است .این اندکی کادر را به چالش می کشد.
بافت منقوش پنجره دریک سوم پایینی کادر باآن پس زمینه ی سفید درحاشیه ی پنجره های ابزورد ومکانیکی وبدون نقش وبدون پس زمینه درمعنا افزایی قاب فوق العاده موثراست .
نوری که ازروبروی مرد وارد قاب شده اندکی ازریش سفید او را نشان می دهدواین با فضای کلی قاب تجانس معنایی زیبایی را ایجاد کرده است .
آستین مرد جالب است .درحالت کلی آن گویی مرد دست درجیب بارانی خود کرده است .درحالیکه با کمی تدقق معلوم می شود دست درجیب نیست .
خطوط کلاه وبارانی مرد خمیده اند.اماآنچه او می نگرد ازدحام خطوط متقاطع ومنظم ولبه داراست .تلاقی این دو وضعیت بسیارزیباست .
بریدگی پنجره درسمت چپ قاب کادر را اندکی به هم ریخته است .
القای نگاه آکسیون بی جان با استفاده ازفرم واقعا زیباست.
سیم تقریبا خمیده وکجی که تقریبا ازبالای کادر می گذرد القای نوعی عدم تعادل درعین فرم آرام آن می کند.
آویزبالای قاب درسمت راست کادر را اندکی بهم ریخته است .
تونالیته ی پریشان چارچوب دروبافت سخت ومشوش آجروپرده ی کج بسته شده به دیواردرزیر خمیدگی وسنگینی دوسوم بالایی کادر بسط معنایی جالبی را ارائه داده است .همه ی اینها درکنار عضله ی کشیده شده ی گردن مرد به سمت بیرون قاب وفرم اندام او درپشت که آن هم به سمت بیرون قاب است علاوه براینکه نگاه او را بانگاه پنجره ها متداخل می کند بیانگر نوعی عدم تعادل ووجود فشار برروی مرد است که این او را درتبیین معنایی با یک سوم پایینی قاب همراستا وهمسان نشان می دهد.درادامه حرکت مردازسمت چپ به راست کادرکه القای رهایی می کند درکنار گیرافتادن یک سوم پایینی کادر درزیر نگاه سنگین دو سوم بالایی قاب ترکیب بندی جالب وهوشمندانه وپویایی را ارائه داده است .
برقرارباشید3+
"۱۴:۴۷ ۱۵ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (2) | را مین هوشمندی (7541)

راستش نمی دونم چرااگزیف عکس رو از دست دادم. حتما دلیلی هست و من بی خبر.

سلام
برای چنین مواقعی می شه از ارائه لینک دیگری همراه با اگزیف استفاده کرد.

باید اذعان کنم عنوان منو گیج کرده! آیا اون مرد معماره؟ آیا ارتباطی با این بنا دره؟ آیا این بنا همراه اون مرده؟ و ...
به نظر من
قبل از هر چیز بافت و ترکیب این عکس برای من جالب توجه بوده، بیشتر حسی از خداحافظی رو القا می کنه!
کیفیت رنگ ونور عکس عالیه.
ممنون
پاینده باشید.
2+
"۱۸:۳۴ ۱۵ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (3) | امتیاز (0) | رضا وهمی (8851)

من احساس میکنم که عکاس در حال عکاسی از این پنجره بوده و توجه این مرد جلب شده که او از چه چیزی عکاسی میکند و هم زمان که عبور میکرد ، در پی یافتن علت نیز بود .
فضای عکس خوب است . اما از آن مهمتر کادر است که در اولویت قرار دارد . برشهای نه چندان خوب ، خصوصا در قسمت راست و پایین کادر را آسیبی جدی برای این عکس میبینم .
موفق و سلامت باشید .

ارائه لینک دیگری همراه با اگزیف در قسمت توضیحات عکس .
"۲۰:۰۲ ۱۵ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | شادی آفرین آرش (7742)

راستش نمی دونم چرااگزیف عکس رو از دست دادم. حتما دلیلی هست و من بی خبر.
سلا
اگر عکس رو برای ارائه save for web کنید و یا عکس را کشیده و در یک فایل جدید ویرایش کنید اگزیف از بین می رود.
"۲۰:۴۴ ۱۵ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (2) | میشـــا افشـــار (1595)

خاطره ای در غبار
روزها مثل یک خاطره
از کنار پنجره ام عبور می کنند.
هنوز یک صندلی چوبی
دارد همینطور تاب می خورد
و شال مادر بزرگ
روی دستۀ آن آویزان است!
کودکی هایم بزرگ شده
و آلبوم عکسها دارد رنگ خاکستری می گیرد.
برای روزهای رفته ام دلتنگم.
برای شاپرکها ی خشک شده در یک قاب فلزی
و دفترچۀ مشق های دبستان
و چراغ لالۀ جهیزیۀ مادر و آ یینۀ نقره کوب ...
دیگر صدای موسیقی شاد تولدت مبارک را
از ضبط صوت خانه نخواهم شنید.
سمساری محلّه
هنوز هم آن را در دید مشتریان گذاشته.
اما افسوس که تمامی اش را غبار گرفته ،
غباری از سالهای رنگ پریدۀ زندگیم...

کادربندی رو شاید میتونسیت بهتر باشه.(البته شاید شرایط بهتری براتون محیا نبوده) در کل کادر بندی تا حدودی خوبه.قسمت پنجره خوبه اما فضای پایین پیرمرد نه چندان خوب نیست.
ادیت و کنترل نور بسیار خوبه.
"۲۱:۱۱ ۱۵ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | ابراهیم باختری بناب (8139)

سلام
شات مفهومی خوبی شده کنترل نور عالیه ادیت بسیار هوشمندانه ارایه شده ولی کادر بندی میتونست بهتر از اینها انجام بشه
ادیت خوب از نقاط قوت ثبت شماست
موفق باشین
2+
"۲۱:۵۹ ۱۵ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (1) | امید امیدواری (1727)

سلام دوست عزيزم...
بعضي وقتها هنگام گرفتن عكسي ناگهان انساني در آن عكس عبور مي كند و به قسمتي نگاه مي كند كه ما داريم از ان عكس مي گيريم اين اتفاق معمولا عكس ها را جالب مي كند.
همان چيزي كه رضاي عزيز گفت.
رنگهاي جذاب و سرد يكي از مهمترين فاكتور هاي موفقيت اين عكس هست.
پاينده و سرافراز باشيد.
با احترام...
"۰۷:۰۷ ۱۶ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | علی رضا ر ياحي فر (1655)

سلام و درود بر شما
هر کدام از این پنجره‌های مربع تیره‌ی خاک‌آلود، به‌سان مانیتوری از یک اتاق کنترل می‌ماند که گویا اُپراتور ماجرا، بایستی نقش خود را در آن ببیند. گویا عنصر انسانی، تاب دیدن این فضا را ندارد و در حال گریز از آن است!
موفق باشيد و پايدار
"۰۷:۲۸ ۱۶ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | پروانه پاری (3229)


"۰۷:۲۸ ۱۶ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | پروانه پاری (3229)

لینک اصلاحی

"۰۷:۲۸ ۱۶ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

افتخار آپلود عکس‌ به‌همراه اگزیف، نصیب حقیر گردید:
لینک

"۰۸:۱۶ ۱۶ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | پروانه پاری (3229)

با تشکر فراوان از استاد عزیزم جناب اقای هادی دهقانپور که علیرغم تمام درگیریهای شغلی قبول زحمت برای من را داشتند.
و پوزش از همه ی عزیزان برای تحمل اشتباه من.
سلامت و پایدار باشید.
"۱۳:۰۴ ۱۶ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | آرش نصیری (11202)

هر کدام از این پنجره‌های مربع تیره‌ی خاک‌آلود، به‌سان مانیتوری از یک اتاق کنترل می‌ماند که گویا اُپراتور ماجرا، بایستی نقش خود را در آن ببیند. گویا عنصر انسانی، تاب دیدن این فضا را ندارد و در حال گریز از آن است!

سلام خانم پاری عزیز
میشه ازین دید یا دیدهای دیگر به این ثبت نگریست
واقعا میشه هر قاب رو تصویری از زندگی دونست و مردم گذران و شاید با چشمانی باز اما باطنی خواب...
ممنون از راسال و موفق باشید
"۲۰:۴۲ ۱۶ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (0) | حسین قاسمیان (275)

سلام و درود به شما
دوستان تمام حرفهارو زدند . ثبت خوبی شده وجود پنجرهای بستی تاریک و رهگذری آشنا با محیط ولی قریب با پنجره .
احساس رو تونست نشون بده اگه میشود در مورد مورد مکان توضح میدادید ممنون میشدم.
خوشهال میشم نظر و راهنمایتون رو در مورد عکسام بدونم.
"۱۱:۲۱ ۱۷ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (2) | محمد رضا معصومی (990)

عکسی که در وحله ی اول هم زیبا دیده می شود . دارای بافت . نقطه ی تمرکز و ریتم .
عکس با چند سوال دیده می شود .
1.اینجا کجاست ؟
2. این پنجره ها چیست .
3. مرد به چه چیز نگاه میکند .
4. در ؟
5. پنجره
صرف نظر از این سوال ها که گاه بی جواب می مانند( و چه خوب که بی جواب می مانند) فضا ی این عکس فضای سنگینی است .
و تنها یک در کوتاه و رو به پایین که تاریک نیز هست تنها راه فرار از این فضای سنگین است .
دری که گویی پیر مرد آن را ندیده فقط مشکلات را می بیند و راه نجات!!! را نمیبیند .
---------------------------
----------------------------------------
نبودن سیم اریب در عکس کمکی به عکس نکرده است .
+1.75 با احترام
"۱۰:۱۳ ۱۸ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | امیر اصلانی (1287)

سلام
گفتنیها را اساتید گفتند و من تنها میگویم خوشحالم که با نشاط عکس می گیری و با عکسهایت با مخاطب حرف میزنی لذت بردم
شاد باشی
"۱۱:۰۵ ۱۸ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (3) | امتیاز (2) | سعید حسن عباسی (13758)

خانم یاری سلام

ترکیب متفاوت این ثبت را تاثیرگزار نموده و بیننده را سخت به خود مشغول می کند.و المان هایی که بر ژرفای فهم و تفکر بیننده نفوذی انجتناب ناپذیر دارند.

ممنون برای ارسال و موفق باشید
"۱۳:۵۱ ۱۸ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | محـسن نیــرومـنــد (2975)

عکس خاص شما آغازگر جدالی است بین دیدن و فکر کردن

جدالی نفسگیر در بیان مفاهیم المان های عکس در بین این دو صورت گرفته

یک تضاد قوی و درونی در عکس باعث شد تا من بیش از پیش جذب عکس شوم

چشم ، در عکس پنجره می بیند اما مغز آنرا به عنوان پنجره ثبت نمی کند . یعنی پنجره در معنای واقعی خود تعریف نشده !

چشم آدمی را می بیند در حال رفتن .اما مغز پیوند ناگسستنی مرد با پنجره را نمی تواند از یاد ببرد !

چشم یک تصویر ساده عبور یک شخص از کنار یک بنا را می بیند ، اما مغز شدیدا درگیر این همه المان و رنگ و حس غریب عکس شده است

شاید چشم انتظار دارد ادم عکس ،بزودی از کادر خارج میشود
اما مغز، انسان را جزئی از این بنا می داند و معتقد است رفتنی در کار نیست ....!


خانم پاری عزیز
من بشدت این عکس و جدالی که در من راه انداخته را دوست دارم
"۲۲:۰۶ ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (0) | محمد شهریان (4)

سلام پروانه جانمن این کادر خوب تو دوست دارم احساس مکنم می تونی عکس هارو درک کنی استعداد خوبی داری .موفق باشی
2+
"۲۲:۰۸ ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (0) | محمد شهریان (4)

2+
"۲۲:۵۴ ۱۶ آبان ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (0) | مجید خالقی مقدم (106)

خانم یاری سلام

ترکیب متفاوت این ثبت را تاثیرگزار نموده و بیننده را سخت به خود مشغول می کند.و المان هایی که بر ژرفای فهم و تفکر بیننده نفوذی انجتناب ناپذیر دارند.

ممنون برای ارسال و موفق باشید...و سپاس از تشریف فرماییتون به کلبه حقیر...توضیح کوچلوی خدمتتون عرض شده..متشکرم.