گالری تصاویر "رضا وهمی"

         
عکس
نام :   برداشت آزاد (امتیاز : 29)
عکاس :   رضا وهمی (امتیاز : 8851)
نوع دوربین :   Nikon
نوع لنز :   Nikon
دیافراگم :   F6.3
ایزو :   200
نظرات :   36
بازدیدها :   1567
تاریخ ارسال :   ۱۰ اسفند ۱۳۸۸
علاقه‌مندی‌ها :   4
دسته‌بندی کاربر :   مستند اجتماعي
دسته‌بندی سايت :   پرتره , منظره , انسان
توضیحات عکاس

"۱۰:۵۴ ۱۰ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (3) | سعیده امیری (541)

سلام یه چیز ی که تو این عکس برای من خیلی جالب بود یک پنجره با چهار قسمت مختلفه که هیچکدوم شبیه هم نیستند یکی گل گرفته شده یکی شیشه مات دارو یکی یه پلاستیک جلوشه و یکی هم یه شیشه شفاف ، واقعا یک پنجره ساده و چقدر داستان ، برام عجیب بود که در دسته بندی عکس کلمه انسان هم جا گرفته یک کار مفهومی زیبا

"۱۰:۵۴ ۱۰ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (0) | محـسن نیــرومـنــد (2975)






بخش اول

این خانه هنوز گرم است
گرمای این خانه از دست رفتنی نیست
همه به این خانه وفا دارند و برای گرمای جان بخشش جان میدهند
همه دست به دست هم شدند تا بر رونق و گرمای جان افزای این سرپناه بیفزایند
گویی کائنات دست بدست هم شدند

اشاره خوبی کردی سعیده
هر قسمت از پنجره با یکدیگر متفاوت است
هر کدام نمادی است از قشری
اشیا بی جان (پلاستیک ) هم نگران گرمای این خانه اند و چه جان فشانانه خود را فدای این آرمان می کنند .

همه هم قسم، متعهد و وفادارانه کمر به حفظ گرمای خانه بسته اند


بخش دوم

در بررسی المان های تشکیل دهنده عکس بیننده باید به تمامی جزئیات و مفاهیم نمادین وابسته به آن فکر کند . حضور هر المان در عکس با اندیشه صورت گرفته و مطمئنن عکاس در پی بیان روایتی در عکس است .
با یک نگاه دقیق می توان عکس لحظه ایی را از عکس فکر شده تمیز داد .
در عکس فوق
عکاس در لحظه اول با اتفاقی به نام پنجره روبرو می شود
پنجره ایی متفاوت با ساختاری پر معنا
خود پنجره نمادی از دیدگاه و دریچه ایی برای دیدن معنی می شود .
اما در این عکس پنجره از معنای ظاهری خود پا را فراتر گذاشته و به مفهوم حامی هم تعریف میشود . یا به تعبیری می توان پنجره را جز دیواری دانست که حائل به دور صفا و گرمای این خانه محقر است .

سگ نماد وفاداری با تکیه دادن به دیوار ، گویی در حال لذت بردن از گرمای خانه است .
ارتباط معنایی قدرتمند این حیوان با تلاش بی شاعبه و عاشقانه /شیشه ، پلاستیک ، و آن فرم صورت مانند گل برای وفاداری به حفظ آرمان خود بسیار تحسین برانگیز است .

شاید
و شاید زندگی همین باشد







"۱۱:۱۷ ۱۰ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (0) | (65)

عکس زیبایی شده عکس جدید و تازه ای فقط اگه می ادیت می کردی بهتر می شد ولی در کل کاری خوبی شده
"۱۱:۴۴ ۱۰ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (0) | محمد ف (267)

سلام عکس زیباییست
گل روی پنجره به شکل نیم رخ اسان در اومده که باز هم بی تفاوت به محیط اطرافشه که حتی می تونه یه سگ باشه که ز زندگیش نا امید شده یا حتی کمی خسته
2+

"۱۱:۴۴ ۱۰ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | رضا وهمی (8851)

گل روی پنجره به شکل نیم رخ اسان در اومده

آفرین
نقطه شروع ماجرا همینجاست .....
اما بعد ....
"۱۱:۵۹ ۱۰ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (3) | امتیاز (2) | موسی ربانی (1228)

سلام بر شما دوست گرامی

احسنت
ثبت دقیقی داشته اید

یه چیز ی که تو این عکس برای من خیلی جالب بود یک پنجره با چهار قسمت مختلفه که هیچکدوم شبیه هم نیستند یکی گل گرفته شده یکی شیشه مات دارو یکی یه پلاستیک جلوشه و یکی هم یه شیشه شفاف ، واقعا یک پنجره ساده و چقدر داستان
یکی از زیباترین و پرماجراترین پنجره هاییست که تا کنون دیده ام
حالت و محل قرارگیری سگ در کادر به بهترین نحو صورت گرفته است

یاحق
+2
موسی
"۱۲:۱۷ ۱۰ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (2) | پروانه پاری (3229)


ثبت دقیقی داشته ایدیکی از زیباترین و پرماجراترین پنجره هاییست که تا کنون دیده ام
حالت و محل قرارگیری سگ در کادر به بهترین نحو صورت گرفته است

سلام .
زیباست .
موفق باشید
"۱۲:۳۹ ۱۰ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | شادی آفرین آرش (7742)

کار مفهومی خیلی خوبی شده/ و نمی دونم اون کلمه ی "شاید" روی دیوار با من ارتباط عجیبی برقرار کرد
شاید این اتفاق همین نزدیکیها افتاده باشد شاید ...
"۱۴:۲۱ ۱۰ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (1) | امین حسنی کندسر (286)

سلام بر شما

زیباست.
کمی کادر بسته است و لی از هر دو طرف متعادل است.
کلمه ی شاید و حیوان پایین کادر توازن بسیار زیبایی را در کار به وجود آورده اند.

شاد باشید.
"۱۵:۰۰ ۱۰ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | محمدرضا منفرد (1665)

سلام
عكس از لحاظ تكنیک و موضوع بدون اشكال است. (عکس خلاقانه، جدید، و دارای اجرایی با کیفیت و قدرتمند است. از لحاظ تکنیک و موضوع عالی است.)

"۱۵:۰۰ ۱۰ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | محمدرضا منفرد (1665)

محرومم
+3
"۱۵:۴۶ ۱۰ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | آرش کریمی (5160)

اين بايد كار رضا باشه اگه اشتباه نكنم !!! به هر حال دست مريزاد . گفتني ها رو دوستان گفتن ....
+2

"۱۵:۴۶ ۱۰ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | رضا وهمی (8851)

بیشتر از جالب بودنش ، برام مهمه که چطوری حدس زدی که کار منه ؟ این میتونه کمک کنه به من در ادامه راهم .
ممنون
"۱۹:۵۸ ۱۰ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (1) | بابک احسانی (1040)

با سلام خدمت شما دوست گرامي
عكس جالبي و با مزه اي است كنتراس ونور مطلوبه اما كمي ارتفاع دوربين رو كم مي كرديد و از بالا نوشته رو اديت
پايدار باشيد

"۱۹:۵۸ ۱۰ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | رضا وهمی (8851)

عكس جالبي و با مزه اي است

مزه این عکس برایم متفاوت تر از آنچیزیست که ممکن است تصور کنید .

كمي ارتفاع دوربين رو كم مي كرديد و از بالا نوشته رو اديت

برقراری ارتباط چهره به چهره ، انتخاب ابن زاویه را میطلبید و آن کلمه دقیقا سکوی پرتاب عکس است به سمت آنچیزی که در این عکس به دنبال ان هستم . چگونه میشود که نباشد ؟

"۲۰:۰۷ ۱۰ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (2) | هادی دهقان‌پور (9761)

سلام
از جاندار و آن پنجره‌های گل‌گرفته‌ی بی‌جان و کلام که بگذریم، تازه اول راه است و کلمه‌ای آشنا به‌نام «شاید»! ممنون از این سفر کوتاه و بلند!
"۲۰:۴۹ ۱۰ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (0) | فاطمه فرحناد (236)

بسیار زیبا،
گفتنی هارو دوستان گفتند. من فکر می‌کنم که پنجره با تمام این جزئیاتی که داره، به تنهائی‌ یک برداشت بسیار زیباست.
"۲۱:۳۸ ۱۰ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | امید امیدواری (1727)

سلام دوست عزيز...
عكس را كه مي بيني با سيلي از بي ارتباطي ها بين عناصر تصوير روبرو مي شوي ناگهان كلمه "شايد" نظرت را جلب مي كند.
به راستي شايد ارتباطي بين اينها وجود داشته باشد....
با احترام...

"۲۱:۳۸ ۱۰ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | رضا وهمی (8851)

به راستي شايد ارتباطي بين اينها وجود داشته باشد....

من به جاب شاید ، باید را برای ارتباط بین اینها در نظر گرفتم . چون در غیر اینصورت ارائه این کار چه هدف و مفهومی میتوانست برای عکاس و مخاطب داشته باشد ؟

حتما رابطه ای وجود دارد .حتما ...
"۱۰:۰۹ ۱۱ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | مليكا تقوايي (88)

من فکر می کنم این عکس،یاد آور یک کلمه س. مرگ. تا وقتی که چشم به سمت کلمه شاید می رسه...
"۱۱:۴۶ ۱۱ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | ذکریا جاسمی (1100)

سلام به دوست خوبم
عکس بسیار زیبایی است.فضای عکس پر از شک و تردید است. و این تردید از سگ دم بریده ی در جستجوی سایه تا پنجره ای که هیچ یک از دریچه هایش با هم سنخیت ندارند و در آخر شایدی که روی دیوار نقش بسته است،میتوان درک کرد.
رنگ حاکم بر فضای عکس و همچنین ادیت کمک شایانی به ای موضوع نموده است.
موفق باشید.+3
"۱۲:۴۳ ۱۱ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | سیده طاهره هادی پور (156)

سلام...
اون تیکه گل وسط کادر شبیه پرتره یه انسانه که نگاهشو به سمت چپ کرده که نشون از نومیدی ویاس ...
به خاطر این که از جاندار ...داخل تصویر نومید شده...
در کل المانای داخل تصویر با هم ارتباط دارند...
ممنون از ارسال..

"۱۲:۴۳ ۱۱ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | رضا وهمی (8851)

آفرین ، آفرین و ممنون
بسیار عالی .
و در ادامه ، اون جاندار میتونه نماد چی باشه ؟شهرتش بخاطر چیه و....... تا برسیم به شاید .
عالی بود .مرسی.
"۱۴:۵۲ ۱۱ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | رضا محکم (1893)

سلام


همچنان منتظر می مانم شاید هنوز آنجا باشد.....................................................................

ممنون از ارسال
2+
"۱۷:۰۴ ۱۱ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | میترا کاشانی زاده (815)

سلام

پنجره ایی متفاوت با ساختاری پر معنا
خود پنجره نمادی از دیدگاه و دریچه ایی برای دیدن معنی می شود .
اما در این عکس پنجره از معنای ظاهری خود پا را فراتر گذاشته و به مفهوم حامی هم تعریف میشود . یا به تعبیری می توان پنجره را جز دیواری دانست که حائل به دور صفا و گرمای این خانه محقر است .


شاید
این همه زندگی این همه داستان از دریچه های مختلف، گل گرفته و شیشه دار و باز و پلاستیکی!
دید شما برای ثبت عالی بوده آقای وهمی
موفق باشید.
"۱۹:۲۳ ۱۱ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | را مین هوشمندی (7541)

کوتاه و موجز و گویا:
سلام
از جاندار و آن پنجره‌های گل‌گرفته‌ی بی‌جان و کلام که بگذریم، تازه اول راه است و کلمه‌ای آشنا به‌نام «شاید»! ممنون از این سفر کوتاه و بلند!
پاینده باشی
3+
"۲۱:۵۴ ۱۱ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | هــــ انـــ یـــــ ه شکیبا (1066)

سلام
اولين جمله اي که به ذهنم رسيد اين بود که اين عکس بايد در دسته بندي انسان قرار بگيره! ناخودآگاه احساس کردم اين منم که درون خانه ام...
نگاه بصورت قطري از محل پله و سگ آورد عکس ميشه، يک کات نميه از پله، حضور سگ، يک پنجره، که هر روزنش به طريقي به زحمت! پوشانده شده، و در انتهاي قطر شايد!
کات پله، سگ که از ديد من نماد يک پاسبان! با وفاست... صاحب خونه دوست نداره کسي وارد خونش بشه...
هر بخشه پنجره براي من بيان گر يک حسه متفاوته،پنجره يک احساسه!...روي اين ظاهر زمخت و خشن، جايي هست که باز باشه و درونم رو بيرون بريزه... يک حس دروني از صاحب خونه...يک جا لطيف و نرم مثل پلاستيک...يک جا مات و گنگ مثل شيشه مات...گاهي هم فقط يک انسان گلي!...اوني که از همه بيشتر دوست دارم سطح صاف شيشه اي هست...خوب نگاه کن، با وجود همه شلوغي ها و در هم بودنش که داره منو لو ميده، تهش نوره! رو به پنجره اي ديگه باز شده، شايد! فقط شايد! يک روي بهت اجازه دادم بياي تو!

.........

آنچه گفته شد فقط احساس شخص من از عکس بود، مخاطب خاصي نداشت
موفق باشيد +3
"۲۲:۲۵ ۱۱ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | حسین خسروی (2172)

سلام وقتی رضا وهمی کار ارائه میده ثابت میکنه یک عکاس خوب چه زیر اسمش یه عدد بزرگ باشه چه کوچک و چه بی عدد عکاس خوبیه و نمیشه هیچ جور انکارش کرد پشت هر عکس پر است از تفکر ایده که به پشتوانه یک اجرای خوب این میشه که ما لذت کاراشو میبریم به هر حال اینم یه افتخار که رضا و امثال او از دوستهای ما حساب میشن
+3اگه ثبت بشه

"۲۲:۲۵ ۱۱ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | رضا وهمی (8851)

اولا ممنون از حضور و بعد تشکر از این همه لطف که اگه بخواهیم منصفانه برخورد کنیم ، شایسته من نیست .
اما مهمتر از همه اینکه خوشحالم که در جمع دوستان شما قرار دارم و بنده رو به عنوان دوست کوچک خودتون محسوب میکنید .داشته های اندک خودم را بدون شک مرهون راهنمایی ها و همراهی های همیشگی عزیزان و بزرگواران همین سایت هستم .مهربانانی چون شما و دیگر عزیزانی که همیشه با حضور سبز و نظرات ارزشمندشان ، راهگشا و همراه بنده بودند .
"۰۰:۲۱ ۱۴ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | زینب رزاقی (38)

چقدر حرف داره این عکس. نظرات و پاسخ های دوستان هم برای خودش دنیایی داره. کلی به آدم دید می ده که دیدن رو یاد بگیره. آفرین
"۱۱:۴۹ ۱۴ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | تارا محمدی (211)

شرمنده ها اما تحلیل دوستمون برام جذاب تر از عکستون بود !
در بررسی المان های تشکیل دهنده عکس بیننده باید به تمامی جزئیات و مفاهیم نمادین وابسته به آن فکر کند . حضور هر المان در عکس با اندیشه صورت گرفته و مطمئنن عکاس در پی بیان روایتی در عکس است . با یک نگاه دقیق می توان عکس لحظه ایی را از عکس فکر شده تمیز داد . در عکس فوق عکاس در لحظه اول با اتفاقی به نام پنجره روبرو می شود پنجره ایی متفاوت با ساختاری پر معنا خود پنجره نمادی از دیدگاه و دریچه ایی برای دیدن معنی می شود . اما در این عکس پنجره از معنای ظاهری خود پا را فراتر گذاشته و به مفهوم حامی هم تعریف میشود . یا به تعبیری می توان پنجره را جز دیواری دانست که حائل به دور صفا و گرمای این خانه محقر است . سگ نماد وفاداری با تکیه دادن به دیوار ، گویی در حال لذت بردن از گرمای خانه است . ارتباط معنایی قدرتمند این حیوان با تلاش بی شاعبه و عاشقانه /شیشه ، پلاستیک ، و آن فرم صورت مانند گل برای وفاداری به حفظ آرمان خود بسیار تحسین برانگیز است . شاید و شاید زندگی همین باشد
"۱۶:۱۸ ۱۴ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | علی کرمی (59)

سلام آقا رضای عزیز !
اگه اشتباه نکنم، جز اولین نفراتی بودم که این عکسو دیدم، اما الان ظاهرا جز آخرین نفراتی هستم که این جرأتو به خودم دادم که در مورد کارهای بسیار ارزشمندتون نظری بدم !
گفتنی ها رو دوستان، تقریباً گفتن و من هم استفاده کردم؛ خیلی خوشحالم که از این به بعد می تونم واسه عکسای فوق العادتون نظر بدم.
مثل همیشه، گیرا و پر مفهوم...
+3
ارادتمند شما...
"۱۴:۲۷ ۱۵ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (1) | محمد رضا معصومی (990)

عکس خیلی خوبیه
نمیتونم دلایلم رو شرح بدم . پس سعی میکنم اون چیزایی که به ذهنم میرسه رو بنویسم .
یه پنجره که یکی از چهار قسمتش توسط یک پلاک خشتی مسدود شده ( پلاک خشتی تو ذهن من تصویر نیمرخ یه
آدم رو تداعی میکنه )
یه موجود زنده (شاید یه توله سگ)
قسمتهای دیگه پنجره با چیزی مشل مشما مسدود شده
قسمت دیگه با شیشه و یکیش مسدود نیست .
شاید هرکدومشون وظیفه ی مقابله با یه چیز رو دارند یکی صدا - یکی نور - یکی هوا - یکی هم گرد و خاک )
----
پستس بلندی های نا مفهومی هم در گوشه ی پاسسن کادر دیده میشه .
ودر نهایت (یه شاید ) که همه ی حرفهای من رو به اندازه ی یه حدس کودکانه نزول میده .
1.5+
"۰۰:۰۳ ۱۷ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | محمد بانکی (479)

با سلام ثبت فوق العاده ای هست....چشم انسان از گوشه سمت راست پایین که سگ را میبیند شروع به حرکت میکنه و قطر کادر را تا انتهای سمت چپ بالا که کلمه شاید هست میکشونه و ماجراهایی که ممکن است در این وسط رخ بدهد را در یک پنجره ای عجیب به تصویر میکشه...
عکس در عین سادگی مفهوم خودش را کامل به مخاطب القا میکنه موفق و پیروز باشید
+3
"۱۲:۰۹ ۱۸ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (0) | سمیرا غفاریان قالیباف (437)

با سلام
زیبا مثل همیشه.با تمامی نظراتی که سر کلاس بیان کردید موافقم ،قبل از بیانشان همه در ذهنم حرکت می کردند و با شنیدن آنها از زبان شما اطمینان بیشتری پیدا کردم.فقط یک چیزه دیگر هم که برای من جالب بود پوشیده شدن تمام قسمت ها از پنجره بجز یک قسمت است که این برای افزایش امنیت با توجه به کمتر کردن محدوده ی دید است و با خوابیدن سگ در سایه ای نچندان زیاد این حس تلاش برای رسیدن به سرپناه بیشتر به چشم می خورد.شاید.........
شاد باشید
"۱۱:۲۴ ۱۸ فروردين ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (0) | محسن توسلی (65)

سلام
انتظار و ثبت کلمه ی شاید در ذهن سگ و خصلتش باعث شده که تا سالها پایین کادر جا خوش کند...
و این تنها روایت من بود.