گالری تصاویر "نیما حیدری نژاد"

         
عکس
نام :   is there anybody out there? (امتیاز : 32)
عکاس :   نیما حیدری نژاد (امتیاز : 1121)
نوع دوربین :   Nikon
نظرات :   32
بازدیدها :   1822
تاریخ ارسال :   ۰۵ اسفند ۱۳۸۸
علاقه‌مندی‌ها :   7
دسته‌بندی سايت :   احساسات انسانی
توضیحات عکاس
سلام به دوستان خوبم در گالری عکاسی لطفا راهنمایی کنین.

"۱۷:۳۴ ۰۵ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | سید مصطفی زمانی (4013)

سلام دوست عزيز
واقعا كار مفهومي جالبي شده
زندان و زمان...
براي زنداني وقتهاو زمان خيلي خيلي كند ميگذره و اون رو از درون داغون ميكنه
كار قوي و خوبيه...
عنوان و زياد نفهميدم و زياد موافق نيستم باهاش وو واقعيتش ربطش رو به اين عكس نفهميدم و ارتباط باهاش برقرار نكردم اون چيزي كه من برداشت ميكنم زمان و گذشت كند ان براي زنداني و رفتن فرستهايي كه پي در پي ميره و ادم نميتونه ازش استفاده كنه و زندگي كنه زندگي خوب چون
زمان چيزيه كه يك زنداني باهاش زندگي ميكنه
تم رنگي اين عكس رو دوس دارم و كادر و تركيبش هم خوبه
"۱۷:۵۶ ۰۵ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | سولماز قدیملوی دریانی (1235)

از نظر مفهوم و كادري كه انتخاب كردي عاليه فقط مد رنگي خوب نيست و رنگ خيلي اشباع شده هست و به نظر من عنوان اصلا مناسب نيست چون خود عكس گوياست كاملا ايده س خوبييه .
موفق باشيد.
"۱۸:۱۵ ۰۵ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | محمدرضا منفرد (1665)

سلام
اسم زیباتری میشد برای آن انتخاب کرد. سوژه زیبایی رو اجراکردید. من خودم عمق میدان بیشتر رو برای این کار ترجیح میدهم تا میله های سمت راست نیز از وضوح نسبی بهتری برخوردار باشند. فکر میکنم سمت راست تصویر در مجموع کمی به کار و تمرکز روی سوژه اصلی لطمه زده.

ممنون و موفق باشید

"۱۸:۴۷ ۰۵ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | نیما حیدری نژاد (1121)

دوستان عزیز ممنون از نظراتتون
سمت راست کادر رو مخصووصا باز گذاشتم تا اون در نیمه باز هم تو کادر باشه فکر میکنم با توجه به اون در بشه با عنوان هم رابطه بر قرار کرد البته این نظر منه

"۱۸:۴۷ ۰۵ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | محمدرضا منفرد (1665)

ممنون از پاسخ شما.
ولی چرا با عمق خیلی کم؟
"۱۹:۱۴ ۰۵ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | نیما حیدری نژاد (1121)

جناب منفرد عزیز
عمق کم به خاطر اینکه در هاله ای از ابهام باشه دوست من
"۱۹:۲۸ ۰۵ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | هادی دهقان‌پور (9761)

سلام
میله‌ها به‌مثابه‌ی چوب‌خط‌هایی می‌مانند که هر چه بیشتر به آن‌ها می‌نگری، تعدادشان بیشتر می‌شود و در این میان، زمان، حرفی برای گفتن ندارد. انتهای روشن راه، کورسوی امیدی در روح ساعت‌چی ماست.
موفق باشید
"۱۹:۳۵ ۰۵ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | نیما حیدری نژاد (1121)

درود بر هادی دهقانپور عزیز
ممنون از این همه لطفی که داری
انتهای روشن راه، کورسوی امیدی در روح ساعت‌چی ماستواقعا عالی گفتی مرسی دوست عزیز
"۱۹:۵۱ ۰۵ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (2) | حامد سبحانی (767)

سلام آقای حیدری نژاد
عکس بسیار خلاقانه ای رو به اشتراک گذاشتید
فکر میکنم کادر بازتر(از راست) برای اینکه در باز زندان(نماد آزادی)کامل در کادر بود بهتر بود


موفق و پیروز باشید
حامد سبحانی
"۲۰:۱۲ ۰۵ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | فربد چیت ساز (39)

salam nima jan karaye mood e shoma ro ham to 1x didam vaghean lezat boordam khoshhal misham az karaye mood e manam didan koon nemidonam chera nemitonam score bedam
+2
"۲۱:۱۵ ۰۵ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | نیما حیدری نژاد (1121)

فرید عزیز
عکسهات رو دیدم و لذت بردم inside my mind و let memory`s die عالی بودن
"۰۸:۲۰ ۰۶ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (3) | امتیاز (3) | شاهین غفاری (2714)

بسيار متفكرانه
مايلم نظرم را به عنوان مخاطب اين اثر گسترده تر از مقوله هاي زماني معاصر بيان كنم و آن را در قالب احساسات انساني و بشري دنبال كنم.
آيا زمان !!! اين ساخته بشر...تنها چيزي است كه در پشت اين خطوط موازي بيشتر به چشم مي آيد...؟
تنها چيزي است كه پشت اين نرده ها و ديوارهاست؟
از نظر مقوله روانشناسي شايد بتوان گفت دم دست ترين ساخته اي كه انسان در چالش ها و تنهايي و اسارت به آن اميد دارد گذشت زمان است و اميد به عبور از سختي ها را گاهي در گذشت زمان جستجو مي كند و با خود آن!!! در واقع گاهي زمان ساخته اي مي شود براي عبور از سختي ها و انسان در تنهايي اش و در مواجهه با شرايط دشوار به آن مي آويزد...
به راستي چه خوب اين احساسات انساني را به چالش مي كشي...
و مواجهه انسان ها را در شرايط متفاوت با المان هاي ساده و نماد هاي قابل فهم خوب روانكاوي مي كني...
ظاهرا عنوان انتخابي بر گرفته از يكي از اشعار گروه پينك فلويد در آلبوم ديوار است...
در جايي كه انسان مدرن – تنها و خسته - لخت و درمانده با ناخن هايش بر ديواري كه اجتماع و خودش و اطرافيانش ساخته اند پنجه مي سايد و فرياد مي زند كسي اونجا هست؟ و تنها خودش بازتاب صداي خودش را مي شنود. گويي به دنبال چيزي - نيرويي فراتر از نيروي خودش مي گردد... زيرا اميدي براي خروج ندارد...
انتخاب اين نمادها - ميله هاي زندان- ساعت و آن در آهني نيمه باز كه تنها اميد انسان تنهاي ما براي گريز و خروج از شرايطي است كه در آن گرفتار شده. القاء كننده سكوت و تنهايي و دربند بودن انسان معاصر است و بهايي است كه مي بايست براي خروج از اين اسارت بپردازد... به راستي نقش زمان چيست؟ آيا تنها زمان پر رنگ است؟ در اين اثر به نظر مي رسد كه نه!
نقش زمان در اينجا با عنوان انتخابي مناسب به چالش كشيده مي شود.
در دست هاي سوژه ساعتي كهنه و قديمي مي بينيم كه گويا نشانگر قدمت بودن اين انسان در پشت آن ميله هاست... و سپس ندايي كه كه همه ما را به چالش مي كشد... كسي اونجا هست؟
ندايي ما را به ياري مي طلبد؟ ندايي ما را فرا مي خواند؟ اگر فرد پشت ميله ها ما باشيم اين آيا اين ندا نداي روح خسته و در بند ما نيست؟ و اگر فرد پشت ميله ها فرد ديگري باشد چه؟ آيا اين ندا ندايي نيست كه وجدان و حس همدردي و ياري ما را به چالش مي كشد؟
چه در بعد فردي و چه در بعد اجتماعي اين اثر قابل تامل است و به نظرم جاي نقد و گفتگوي بيشتري هم دارد كه در اين مقوله نمي گنجد.
به نظرم از ميان اين چند گانه ات اين اثر از نظر تكنيك و اصول عكاسي موفق تر است.
+3
پيروز باشي
"۱۲:۲۲ ۰۶ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | نیما حیدری نژاد (1121)

درود بر شاهین غفاری عزیز
مرسی واقعا و مثل همیشه عالی
دم دست ترين ساخته اي كه انسان در چالش ها و تنهايي و اسارت به آن اميد دارد گذشت زمان است و اميد به عبور از سختي ها را گاهي در گذشت زمان جستجو مي كند و با خود آن!!! در واقع گاهي زمان ساخته اي مي شود براي عبور از سختي ها و انسان در تنهايي اش و در مواجهه با شرايط دشوار به آن مي آويزد...
ظاهرا عنوان انتخابي بر گرفته از يكي از اشعار گروه پينك فلويد در آلبوم ديوار است...
در جايي كه انسان مدرن – تنها و خسته - لخت و درمانده با ناخن هايش بر ديواري كه اجتماع و خودش و اطرافيانش ساخته اند پنجه مي سايد و فرياد مي زند كسي اونجا هست؟ و تنها خودش بازتاب صداي خودش را مي شنود. گويي به دنبال چيزي - نيرويي فراتر از نيروي خودش مي گردد... زيرا اميدي براي خروج ندارد...

دربند بودن انسان معاصر
در دست هاي سوژه ساعتي كهنه و قديمي مي بينيم كه گويا نشانگر قدمت بودن اين انسان در پشت آن ميله هاست
"۱۲:۴۱ ۰۶ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | محمدامین صاحب پور (3160)

سلام نیما جان :
واقعا آفرین
ثبت خیلی خوب ... مفهوم عالی شده
تم کار خوب شده ...شاید سلیقه من میطلبید که سیاه و سفید بشه ... با کنتراست زیاد ...
کادر از سمت راست بازتر خوب بود ...
سپاس بابت اشتراک دوست خوبم
+2
"۱۲:۴۶ ۰۶ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | نیما حیدری نژاد (1121)

امین جان واقعا لطف داری ممنون ازت ازت
b&w رو موافقم
"۱۴:۰۹ ۰۶ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | محسن رشیدی (7843)

درود

ثانیه هایی که بیرون از زندان من می تپند و می روند
و ثانیه هایی که مرا جا می گذارند

ته رنگ عکس را دوست دارم اما با اندکی غلظت کم تر

ارادتمند شما م ح س ن
"۱۵:۰۳ ۰۶ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | امید امیدواری (1727)

سلام نيما جان...
درهاي زنداني كه باز هستند ولي انساني كه به خواسته خود در زندان مانده و ميهمان زمان شده ...
عكس را با توجه به المانهاي تصوير و ديدگاه شخصي خودم شرح دادم...
مفاهيم عكست به روز و اجتماعي هست .
از نكات جالب ديگر عكست ، برادشت هاي مختلف هست كه مي توان از آن داشت...
پاينده باشيد.
با احترام...
2.5
"۱۷:۲۹ ۰۶ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | نیما حیدری نژاد (1121)

درود بر م ح س ن رشیدی عزیز

ثانیه هایی که بیرون از زندان من می تپند و می روند
و ثانیه هایی که مرا جا می گذارند
عالییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
امید عزیز سلام ممنون از لطفت
درهاي زنداني كه باز هستند ولي انساني كه به خواسته خود در زندان مانده و ميهمان زمان شده
"۲۱:۲۸ ۰۶ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | عزیز عباسی (10130)

سلام ______________
تلاش شما برای ثبت یک کار برنامه ریزی شده مفهومی قابل تحسینه .. اجرا بسیار خوبه .. در باز و عمق کم میدان با عنوان هماهنگه اما وجود ساعت بیرون از میله ها حکایت از موضوع متفاوتی می کند ...
چرا ساعت به این بزرگی !؟ با یه ساعت مچی نمی شد ؟ ..
موفق باشی
"۰۲:۱۱ ۰۷ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (2) | سید مصطفی آهنگرها (2761)

سلام

خوشحالم که کارهای هدف‌مندی در گالری می‌توان دید.

ایده کار خیلی خوبه. توضیحاتی که جناب شاهین غفاری دادند به نظرم کاملا عکس را قابل فهم می‌کند.

فقط به نظرم کادر بندی آن قوام و استواری را ندارد. کادر خاصی را نمی‌توانم پیش‌نهاد کنم.

موفق باشید.
"۰۸:۰۳ ۰۷ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | پروانه پاری (3229)

ایده کار خیلی خوبه. توضیحاتی که جناب شاهین غفاری دادند به نظرم کاملا عکس را قابل فهم می‌کند.
سلامت وپایدار باشید.
"۱۳:۴۵ ۰۷ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | سیده طاهره هادی پور (156)

سلام...

دستهای مرد رو به پایین...ساعت آلارم دار... و در نیمه بازی که به سمت بیرون باز شده خبر از پایان تاریکی و فوران روشنایی می ده... دیگر زمان تاریکی ها به پایان رسیده...زمان ساعت 6:20 را نشون می ده...که نشون از پایان سختی هاست... صبحی دگر...شروعی جدید...ولی این بار با کوله باری پر از تجربه...و این بار روشنایی ماندگار...

با آرزوی موفقیت...
"۲۰:۱۹ ۰۷ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | شادی آفرین آرش (7742)

سلام دوست عزیز کار بسیار مفهومی و خوبیه
فقط یک نکته ی ابهام وجود داره
با توجه به نور هایی که در فضا وجود داره و جهت اونها به نظر سایه سمت چپ روی ساعت مصنوعی میاد و همین باعث شد که به ذهنم برسه که ساعت مونتاژ هست / خیلی دوست دارم بدونم آیا این کار مونتاژ هست یا نه / اگر هست که خوب تکلیف اون نور معلومه / اگر نیست میشه بگید اون انعکاس نور از کجا ایجاد شده ؟
به هر حال کار زیبا و مفهومی است هرچند با شکل و شمایل ساعت موافق نیستم.
"۲۳:۳۷ ۰۷ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | ابراهیم باختری بناب (8139)

سلام دوست عزیز شات بسیار زیبا مفهومی وقابل تاملی رو به اشتراک گذاشتین لذت بردم از این دید هنری کادر بندی وکنترل نور به نحو احسن اجرا شده مد انتخابی بسیار بجاست تم ثبت بسیار زیباست دست مریضا
موفق باشین
3+
"۱۰:۳۰ ۰۸ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | میثم صدقی (828)

ای کاش زندان فکرم را دری بود بسوی آزاد اندیشی.....
خواهم رسید به آن زمان..
افسوس که ثانیه ها برای گذر، از عقربه بزرگ پیروی میکنند.
---------
فقط میتونم بگم عالی شده هم از لحاظ تکنیکی و هم از لحاظ مفهومی.
موفق باشید دوست من. سپاس
"۱۶:۵۹ ۰۸ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | نیما حیدری نژاد (1121)

ممنون از دوستان عزیزی کع من رو راهنمایی کردن
سرکار خانم آفرینش سلام از این که دیر جواب دادم عذر میخوام در مورد مونتاژ باید بگم نه این کار مونتاژنیست و در مورد سایه درست موتوجه نشدم که منظورتون کدام سایه است بزارین یه توضیح بدم
در اون محل من نور طبیعی رو که از پنجره ها به داخل سلول ها میتابید رو داشتم اگر به سمت راست کادر نگاه کنید اون نور ها رو میبینین و به دلیل اینکه در فضای راهرو یعنی جایی که من برای عکاسی نشسته یودم و دست از لای نرده ها بیرون اومده نور کم بود از یک فلت نور فیلمبرداری 1000 وات استفاده کردم اینها منابع نوری من بودند اگر به ساعت دقت کنین کنار عدد 12 انعکاس اون رو میبینین باز هم اگر سوالی بود من در خدمتم.

"۱۶:۵۹ ۰۸ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | شادی آفرین آرش (7742)

سلام جناب حیدری نژاد
ممنون که پاسخ دادید / من هم همینو می خواستم بدونم که منبع نوری دیگه ای هم داشتید/ یا کار مونتاژ هست/ ممنون از پاسخ
"۱۹:۴۹ ۰۹ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | پوریا داعی (4297)

کمپزیشن برداشت عالی شده است, سوژه و ایده خیلی خوب انتخاب شده است وادیت رنگها هم به خوبی صورت گرفته. فقط به نظر نسبت عرض برداشت کمی کم است! شاید بهتر بود اندکی کادر از بالا و پایین باز تر می شد.
مفهوم خیلی خوب و عمیق در برداشت جا گرفته و نمایش چنین مفهومی با عناصر ساده و ابتدایی عالی است..
پیروز باشی
2+
"۲۰:۰۶ ۰۹ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | حمیدرضـا امیری متین (1044)

سلام دوست خوبم
اون چیزی که میگم
نظر خودمه
فوکوس خوبی داشتی
وضوح عکس به نظرم ضعیفه
از بهترین زاویه عکس انداختی
به خاطر تغییرات سایت نمیتونم امتیاز بدم
شاد باشید
بای
+2
"۱۵:۳۷ ۱۸ خرداد ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (0) | مسعود فدوی کاشانی (61)

سلام
موضوع و ثبت بسیار زیبایی است اما رنگ میتونست بهتر ازین باشه !
موفق باشین
+2
"۲۳:۵۲ ۲۱ آبان ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (3) | نیلوفر حسین زاده مقدم (3544)

درود و عرض احترام

جناب حیدری نژاد
ضمن تشکر بسیار از لطفتون چرا با وجود این برداشتهای زیبا و منحصر بفرد اینقدر کم در گالری حضور دارید ؟

کاراتون بسیار خاص اند و بیانگر یک حس هنری عالی و نگاهی متفاوت ..
این مورد رو تعارف ندونید.
این برداشت فوق العاده است مثل خیلی کارهای دیگه گالریتون ..

yes.there is
"۱۹:۴۰ ۲۷ دى ۱۳۹۰" | مفید (1) | امتیاز (0) | متین هنرمند (134)

فوق العاده