گالری تصاویر "رضا محکم"

         
عکس
نام :   (امتیاز : 51)
عکاس :   رضا محکم (امتیاز : 1893)
نوع دوربین :   Canon
مدل دوربین :   Canon 50D
دیافراگم :   F11
شاتر :   1/30 ثانیه
ایزو :   100
نظرات :   37
بازدیدها :   1142
تاریخ ارسال :   ۱۴ بهمن ۱۳۸۸
علاقه‌مندی‌ها :   0
دسته‌بندی سايت :   سیاه و سفید , مفهومی
توضیحات عکاس
این شات رو بدون عنوان و توضیح آپ می کنم چون دوست دارم نگاه و برداشت کاملا از خود شما دوستان باشه .................

"۱۳:۰۵ ۱۴ بهمن ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | عبدالعلی هاشمی (234)

با سلام
ما برای وصل کردن آمدیم نی برای فصل کردن آمدیم !
تبریک میگم . سوژه ، اجرا و پاسپارتو عالیست .
موفق باشید+3

"۱۳:۳۰ ۱۴ بهمن ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | مژگان اقتصاد (136)

سلام
تفاوت فنجان ها قاشق دستمال ها و در نهایت حلقه
کار و اجرا کاملا گویاست نیازی به توضیح نیست.
کادر بسیار خوب بسته شده.
واقعا آقایون در همچین شرایطی این شکلی می شن؟باورش سخته!
+2امیدوارم ثبت شه.
موفق باشید.

"۱۳:۳۰ ۱۴ بهمن ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | محمد گل محمدی (1641)

بله میشن باورشم خیلی راحته
"۱۴:۰۴ ۱۴ بهمن ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | مژگان اقتصاد (136)


اون خانم تعهد نسبت به ایشون رو قبول کرده بوده ولی این آقا حلقه ای ندارن پس مسئولیتی قبول نکرده نوشیدنی که تلخ خورده شده می تونه با معنی باشه.
با توجه به قاشق داخل فنجان خانم قصد خوردن وگپ زدن شیرینی رو داشتن که این اقا کوفتش کرده و با توجه به دستمال اشک اونم در اورده.
تقصیر از آقاست که قیافه ی حق به جانبی به خودش گرفته!این آقا از اوناییه که با دست پس می زنه و با پا پیش می کشه.

چه ذهن خلاقی دارم من:)

"۱۴:۰۴ ۱۴ بهمن ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | محمد گل محمدی (1641)


اجب چرا انقدر تند میرین ؟
کم اوردم
اصلا خوب کرده
"۱۴:۲۴ ۱۴ بهمن ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | محمد گل محمدی (1641)

سلام
این آقا وقتی داشته چایش رو میخورده
خانم با دستمال فنجان خودش در حال پاک کردن اشکهاش بوده .به نظر من حلقه مال مرده و خانم دل شکسته چای و نخورده ولی حلقش رو برده چون هنوز امید واره

+2
پل سراط
"۱۴:۲۵ ۱۴ بهمن ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | محمد گل محمدی (1641)


انقدر گرم تقد این عکس شدم که یادم رفت امتیاز را بزنم
"۱۶:۳۴ ۱۴ بهمن ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | احد مداحی (2334)

سلام جناب محکم
تصویر از گویایی خاصی برخوردار است بسته به نوع عقاید تفکر در مورد سوژه فرق میکند
سیاه و سفید بودن اثرتان زیبایی کار را افزون کرده
کار زیبا و محکمی از خود به ثبت رسانده اید
در مورد موضوع عکس تنها موردی که پیش میاید نبودن حلقه در انگشت مرد است که وفاداری و استقامت خود در عشقش را با همان ثبت کند و نیازی به ناراحتی و بغل کردن دستهانماند.
پیروز و سربلند باشید
"۲۰:۰۵ ۱۴ بهمن ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (1) | هادی دهقان‌پور (9761)

با سلام
از چیدمان بسیار خوبی بهره برده‌ای. چشم‌ها کنجکاوانه عناصر را درمی‌نوردند و جویای حقیقت ماجرا می‌شوند. پرداخت خوبی صورت گرفته و فضاها به‌خوبی در خدمت یکدیگر هستند.
قفل‌های عکست به‌راحتی و با اولین نگاه توسط بیننده باز می‌شود. این مهم، هم می‌تونه نقطه‌ی قوت باشه و هم نقطه ضعف. تنها نکته‌ای که باقی می‌مونه، نوع دستمال‌هاست. مستعملی آن مربوط به کاربرد توسط معشوقه‌ی داستان است یا ...؟
موفق باشید
"۲۰:۰۷ ۱۴ بهمن ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | شادی آفرین آرش (7742)

سلام
من به شخصه خیلی از کار خوشم آمد/
شاید موافق باشم که زاویه از بالا کمی بازتر باشد
اما همینجوری هم بد نیست
زاویه از بالا کاملن مناسب است(کوچک کننده است) و به مفهوم کمک کرده
نبود حلقه در انگشتان مرد کمی به فضا صدمه زده
البته مردا اصولن حلقه دستشون نمی کنن که بگن ما مجردیم:)
ولی با توجه به بی عدالتیهای در امتیازدهی میشه و گاهی و به وفور عکسایی بالا میان که هیچی ندارن من به شخصه به کار امتیاز 3 میدم/
"۲۰:۳۶ ۱۴ بهمن ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | ســـــعید بـــــاصری (568)

سلام
خسته نباشی ممنون از نظرتون
کارتون از نظر مفهوم بسیار غنی است که درک مفهوم برای بننده حقیر بسیار دشوار است
اما از نظر اجرا بسیار عالیست
موید باشید
"۲۱:۳۲ ۱۴ بهمن ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | گل مریم یزدانی نژاد (800)

سلام
تصویر از گویایی خاصی برخوردار است بسته به نوع عقاید تفکر در مورد سوژه فرق میکند
سیاه و سفید بودن اثرتان زیبایی کار را افزون کرد

ترکیب بندی و کادر خوب است فقط بستن کادر در قسمت بالا می تونست بهتر یاشد. خیلی کم شارپن را پیشنهاد می کنم.
موفق باشید+2
"۲۲:۱۶ ۱۴ بهمن ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | سید شایان نقشبندی (125)

سلام
این شات هم مثل شات های دیگه ی شما تحسین بر انگیزه
و نور عکس هم زیباست
موفق باشید
"۲۲:۱۷ ۱۴ بهمن ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | بهمن پرندین (709)

سلام جناب محکم
تصویر خیلی خوبی را خلق کرده اید.عکس شبیه یک نمایشنامه می باشد انگشتر زمان قهر به این صورت گذاشته نمی شود.یک معما که حل شده و تفاسیر مختلف.راستی انگشتر مرد کجاست؟
کراپ از بالای عکس می توانست بهتر صورت گیرد.
موفق باشید
"۲۳:۰۹ ۱۴ بهمن ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (0) | سیاوش بختیارنیا (93)

با سلام
فکر نمی کنم اگر عنوان یا حتی توضیحی برای عکستون در نظر می گرفتید برداشت دیگه ایی میشد ازش کرد...
درسته که عکس دارای داستان و مفهومی است اما به نظر شما کمی کلیشه ایی و نخ نما نیست؟ مردی که همسرش یا نامزدش اونو ترک کرده با المان های بسیار آشنایی مثل حلقه...فنجان یا لیوانی که سمت دیگه ایی قرار داره و گریه های مرد...
با قدردانی از تلاش شما ازتون درخواست می کنم سراغ سوزه های بکر تری بروید و از خلاقیتتون که از بقیه کارهاتون مشخصه،دارید به خوبی استفاده کنید...
جسارت من رو ببخشید...موفق باشید...

"۲۳:۰۹ ۱۴ بهمن ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (0) | رضا محکم (1893)

خواهش می کنم سیاوش جان چه جسارتی
من عکس وفکرم رو با هم آپ می کنم که نقد بشن نه فقط
دیده بشن ممنون از حظورت
"۲۳:۱۴ ۱۴ بهمن ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (2) | محمد جواد شفیعیان (9750)

با سلام
شکست عهد بسته شده
چون قهوه تلخ کامشان
دستان لرزان و.....
یادگاری روی میز
بدرود خاطرهای گذشته
با آرزوی بهترینها برای شما
+2





"۰۱:۳۱ ۱۵ بهمن ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | منوچهر بهمنی (3156)

سلام دوست عزيز
كار تاثيرگذار و تامل برانگيزي ارائه داده ايد/تركيب بندي و كادر عاليه/برداشتها را هم كه دوستان فرمودند/
فوق العادست بابا زدي تو كار مفهومي(:
"۱۰:۰۹ ۱۵ بهمن ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | ستوده علوی (29)

خسته ای. بیشتر از پاهات دستهات. می تونم برای دستهات چکار کنم؟ پاهات چقدر گشته اند تا پیدام کنند. اما دستهات ... دستهات یادم نمی ره چه زجه ای میزدند تا گمم کنند. چقدر گریه کردند. چقدر گریه ....چقدر گریه... چقدر یکساعت.

حالا بخواب. عزیزکم . یک لیوان شیر گرم گلوت رو باز می کنه.بذار چشمات رو پاک کنم. من طاقت گریه تو رو ندارم. یک پتو که تا روی سرت بالا بیاد. از فردا صبح شروع کن. با آفتاب. چشمهات رو ببند. راه بیفت. هر قدمی که بر می داری من یک کلمه دیگر می نویسم. ساعت شش عصر به هم می رسیم.

آنموقع سال بهتری است. وقتی صدای پات رو بشنوم سرم رو بالا می گیرم ، جلوی آخرین جمله ی فصل اول یک نقطه می گذارم.

سر خط .
.
.
.
ممنون. زيبا بود. پر حرف.
.
.
.
مرا دريابيد. تازه واردم.

"۱۰:۰۹ ۱۵ بهمن ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | رضا محکم (1893)

متن زیباییبود ممنون از حظور گرم شما
مرا دريابيد. تازه واردم.
به روی چشم سر میزنم
"۱۰:۲۲ ۱۵ بهمن ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | بابک آب برین (401)

سلام - خیلی بی ربط قهوه قجری اومد توی ذهنم - شما قتو رمانهای بسیار قدرتمندی رو اجرا میکنید - با توجه به اینکه عکستانو رو میچینید ولی اصلا اذیت کننده نیست . ((داستانهای عشقی بی سرانجام )) شاید اسم جالبی برای این کار باشه .
"۱۶:۰۳ ۱۵ بهمن ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | سید مهدی حسینی (365)

سلام.
کار بسیار فوق العاده ای شده. خیلی حرف توش هست.
هزار جهت بکردم که سر شعق بپوشم.
مبود بر سر آتش میسرم که نجوشم.
به هوش بودم اوز اول که دل به کس نسپارم.
شمایل تو بدیدم، نه عقل ماندو نه هوشم.

مرسی.
"۱۸:۳۲ ۱۵ بهمن ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | سید مهدی میرناطقی (141)

زن ان شهر به سرشاری یک خوشه ی انگور نبود .

هیچ ایینه ی تالاری . سرخوشی ها را تکرار نکرد.

با سلام به اقای رضا محکم . بعضی انتظارها در تنهایی خیلی دردناکه . امیدوارم هیچ کس این موضوع رو تجربه نکنه . در مورد این عکس بالا بردن کیفیت کل کارو به شماپیشنهاد میکنم . درپناه خدا .
"۱۸:۳۴ ۱۵ بهمن ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (1) | نیکروز بهادرمنش (452)

با سلام . .. من را یاد یکی از ارسال هایم انداختید . . .
شخصا فکر می کنم عکس بینده را به فکر وا نمی دارد و این قدر المان و علامت گذاشته اید که از عکس می توان تنها یک عکس برداشت کرد که سریعاً به ذهن می رسد.
مخصوصاً با حلقه(اول نفهمیدم حلقه است) . . . .
اما رنگبندی کار را بسیار دوست دارم،
از دستمال ها خیلی جالب استفاده کردی . . .
با آرزوی سر افرازی. . .
نیکروز+1
"۱۸:۴۲ ۱۵ بهمن ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | پروانه پاری (3229)

از کجا معلوم ما که بالای کادر رو نمیبینیم شاید اقا داره میخنده
خانومش رفته دستاشو بشوره و برگرده و چون حلقه اش گشاده است و برای اینکه گم نشه گداشته روی میز .
سرما خورده و دستمال رو هم استفاده کرده . الان بر میگرده قهوه اشو که شیرین و قاشق داره میخوره.به همین سادگی.
---------------
سلام اقای محکم . ثبت جالب و اجرای خوبی داشتید. نور مناسبی در فضای عکس به چشم میخوره. قطعا اجراهای بسیار متنوعی رو میشد داشت اما این اجرا خاص حاصل تفکر و نگاه شماست و ارزشمنده.
شادی برقرار
"۲۳:۰۶ ۱۵ بهمن ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | حمید سبحانی (902)

سلام آقای محکم

ثبتی زیبا همراه با تفکری خلاقانه

همه المانها رو مناسب می بینم جز اینکه کاش سر مرد کمی بیشتر در کادر می بود تا ناراحتی مرد بهتر قابل لمس بود


امیدوارم هیچ رابطه ای نگسلد

با احترام سبحانی
"۰۰:۲۸ ۱۶ بهمن ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | محمد عباسی (49)

با سلام و درود
کادر بندی مناسب و مد تک رنگ جلوه خاصی به عکس داده و المانهای مهم رو پررنگ تر کرده.
کار مفهمومی با موضوع مشخص و قابل درک برای بیننده است و بخوبی اجرا شده.
تصویر از گویایی خاصی برخوردار است بسته به نوع عقاید تفکر در مورد سوژه فرق میکند

موفق و پیروز باشید
"۱۰:۴۶ ۱۶ بهمن ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | محمد گل محمدی (1641)

سلام
نظزم را راجع به این شات گفته بودم در بالا
سر بزنید نقد کنید تا به کمکتان باعث بیشرفتمان شوید
امروز مثل دیروز
+2
"۱۰:۵۵ ۱۶ بهمن ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | محمدرضا منفرد (1665)

سلام دوست عزیز
از اجرای زیبای شما لذت بردم تقریبا میشه گفت که یک فیلم کوتاه رو کارگردانی کردید که انتظار برداشتهای مختلفی داشتید و به نتیجه هم رسیدید.

موفق باشید.
"۱۰:۵۷ ۱۶ بهمن ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (3) | حامد سبحانی (767)

سلام جناب محکم
ثبتی زیبا همراه با تفکری خلاقانه همه المانها رو مناسب می بینم جز اینکه کاش سر مرد کمی بیشتر در کادر می بود تا ناراحتی مرد بهتر قابل لمس بود
3+: عكس از لحاظ تكنیک و موضوع بدون اشكال است. (عکس خلاقانه، جدید، و دارای اجرایی با کیفیت و قدرتمند است. از لحاظ تکنیک و موضوع عالی است.)

موفق و پیروز باشید
حامد سبحانی
"۱۱:۲۹ ۱۶ بهمن ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | الینا محمدپور (8)

مثل همیشه زیبا و گویا...به نظر من خانوم از اول اومده بود که بره برای همینم به چای دست نزده...
"۰۰:۵۳ ۲۰ بهمن ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | شایان سهیلی (239)

سلام رضا جان...
ممنون از نظرت.چشم حتما عمودی هم امتحان می کنم...
فکر می کنم یه جدایی خیلی خفن رو نشون دادی....
با اجزای ساده منظور رو خیلی خوب رسوندی....
منتظر نظرات سازنده ی بعدیت هستم داداش
ممنون.......
"۱۴:۱۰ ۲۰ بهمن ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | پـو ر يــا خـلـجـي (8106)

سلام
مثل اينكه دير به اين كارت رسيدم :)
نظرات را نخوندم اميدوارم تكراري نباشه...
رضاي عزيز ايده كارت را ميپسندم اما براي رسيدن به هدفت از تعدد المانهايي با مفهوم يكسان استفاده كرده اي ___ حلقه پس داده شده ...دستمال مچاله شده...چاي دست نخورده...و دستاني بر پيشاني غم...__فكر ميكنم وجود اين همه ضرورتي نداشت... گرچه ميدانم كه با اين كار ميخاستي تلخي اين جدايي را بهتر نشان دهي...
و البته بخاطر همين هم هست كه نياز به عنوان نداره :)

ممنون
"۱۴:۴۸ ۲۰ بهمن ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | رضا محکم (1893)

پوریا جان سلام
مثل اينكه دير به اين كارت رسيدم :)
آقا سایه شما همیشه بالا سر ما غنیمت هست
nullnullاما براي رسيدن به هدفت از تعدد المانهايي با مفهوم يكسان استفاده كرده اي
من تمام این المان ها رو گذاشتم که به یک مفهوم برسم
و آن هم تعهد هست
من عنوان این شات رو تعهد گذاشتم
اگه دقت کنی دست مرد حلقه ای نیست ولی از حظورش می تونی تعهد رو حس کنی و حلقه بهانه ایست برای فرار .........
البته این برداشت کاملا شخصی هست

ممنون از این که سر زدی

"۱۴:۴۸ ۲۰ بهمن ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | پـو ر يــا خـلـجـي (8106)

رضا جان بيشتر از اين شرمنده نكن اگه خدمت ميرسم، انجام وظيفه است ...
الان كه با دقت بيشتري به كار نگاه ميكنم با خود را بيشتر با هدفت همراه ميبينم...
برداشت اوليه من جدايي بود و عنوان او رفت! در ذهنم تداعي شد اما حالا كه ميفرمائيد هدف شما نشان دادن يك تعهد است ميبينم بهتر است از اين منظر به كار نگاه كنيم

سوژه هدف شما در كار حاضر ست و سوژه اي كه من مد نظر داشتم رفته... :)

پايدار باشي
"۲۱:۲۰ ۲۰ بهمن ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | محمد گل محمدی (1641)

خوشحال میشم کار جدید رو نقد کنید

قطره ای از هستی
"۱۰:۰۰ ۱۸ اسفند ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | احسان صباغی (3382)

درود

عكس زيبايي شده است كه مفهوم مورد نظرش را نشان مي دهد در ضمن جا را براي برداشت مخاطب نيز باز مي گدارد.

موفق باشي